1. خانه
  2. /
  3. کتاب اخلاق آزادی

کتاب اخلاق آزادی

4.56 از 8 رأی

کتاب اخلاق آزادی

The Ethics of Liberty
٪10
450000
405000
معرفی کتاب اخلاق آزادی
«اخلاق آزادی» نوشته مورای ان روتبارد اثری مهم در حوزه فلسفه سیاسی و اندیشه لیبرتارین است. این کتاب که در ابتدا در سال 1982 منتشر شد، استدلالی دقیق و جامع برای جامعه‌ای مبتنی بر حقوق طبیعی و آزادی فردی ارائه می‌کند. روتبارد، یک اقتصاددان برجسته و نظریه پرداز سیاسی، بر پایه‌های لیبرالیسم کلاسیک و مکتب اقتصاد اتریش استوار است تا دیدگاهی از جامعه ای آزاد را بیان کند که در آن نقش دولت به حداقل می‌رسد و حقوق فردی در اولویت قرار دارد. «اخلاق آزادی» سنگ بنای برای هر کسی است که به لیبرتارین، آنارکو-کاپیتالیسم، و اصول اخلاقی که زیربنای یک جامعه آزاد و عادل است علاقه‌مند است.
روتبارد با پایه‌گذاری استدلال خود در سنت قانون طبیعی شروع می‌کند و ریشه‌های آن را به آثار ارسطو، آکویناس و لاک بازمی‌گرداند. او مدعی است که حقوق طبیعی، مستقل از قراردادهای انسانی یا احکام دولتی، مبنایی عینی برای تعیین اصول و حقوق اخلاقی فراهم می‌کند. به عقیده روتبارد، این حقوق طبیعی به واسطه ماهیت عقلانی خود ذاتی انسان است و شامل حق مالکیت بر خود و حق کسب و استفاده از مال است. این چارچوب فلسفی بستر اخلاق لیبرتارین روتبارد را تشکیل می‌دهد. یکی از موضوعات محوری کتاب اصل مالکیت بر خود است. روتبارد معتقد است که هر فردی بر بدن و جان خود حاکمیت مطلق دارد و این حق مصون است. از این اصل، او مفهوم حقوق مالکیت را استخراج می‌کند و ادعا می‌کند که افراد حق دارند ثمره کار خود را داشته باشند و آزادانه کالاها و خدمات را مبادله کنند. روتبارد معتقد است که هرگونه نقض این حقوق، چه از طریق دزدی، اجبار یا مداخله دولت، ذاتا ناعادلانه است. نقد روتبارد از دولت جزء کلیدی کتاب «اخلاق آزادی» است. او استدلال می‌کند که دولت بنا به ماهیت خود، نهادی قهری است که حقوق فردی را نقض می‌کند. برخلاف تعاملات داوطلبانه در بازار آزاد، اقدامات دولت با تهدید زور پشتیبانی می‌شود و آن را ذاتا ظالمانه می‌کند. روتبارد به طور سیستماتیک توجیهات مداخله دولت از جمله مالیات، مقررات و برنامه‌های رفاهی را از بین می‌برد و نشان می‌دهد که چگونه آنها اصول قانون طبیعی و آزادی فردی را نقض می‌کنند. او از جامعه‌ای بدون دولت یا آنارکو-کاپیتالیسم حمایت می‌کند که در آن همه تعاملات داوطلبانه و مبتنی بر رضایت متقابل است. این کتاب همچنین به موضوعات مختلف اخلاقی در چارچوب اندیشه لیبرتارین می‌پردازد. روتبارد موضوعاتی مانند دفاع شخصی، تنبیه و حقوق کودکان را بررسی می‌کند. او استدلال می‌کند که افراد حق دارند از خود در برابر تجاوز دفاع کنند و اقدامات تنبیهی باید متناسب با جرم باشد. در مورد کودکان، روتبارد با تأکید بر اهمیت روابط داوطلبانه و غیر اجباری، حقوق آنها در مالکیت خود و مسئولیت های والدین را مورد بحث قرار می‌دهد. یکی از نقاط قوت این کتاب قوام منطقی و دقیق بودن آن است. روتبارد با دقت استدلال‌های خود را می‌سازد و به استدلال‌های متقابل و مخالفت‌های احتمالی با دقت رسیدگی می‌کند. نوشته‌های او واضح و قابل دسترس است و مفاهیم پیچیده فلسفی و اقتصادی را برای مخاطبان گسترده قابل درک می‌کند. ساختار کتاب، با پیشرفت سیستماتیک آن از اصول اساسی به کاربردهای خاص، به خوانندگان اجازه می‌دهد تا انسجام و عمق دیدگاه لیبرتارین روتبارد را درک کنند.
در خاتمه، «اخلاق آزادی» نوشته مورای ان روتبارد، متنی بنیادی برای درک فلسفه آزادی‌خواهانه و اصول اخلاقی است که از یک جامعه آزاد حمایت می‌کند. دفاع دقیق روتبارد از حقوق طبیعی، مالکیت شخصی، و حقوق مالکیت، همراه با انتقاد او از دولت و حمایت از آنارکو-کاپیتالیسم، استدلال قانع کننده و جامعی برای آزادی فردی ارائه می‌دهد. خواندن این کتاب برای هر کسی که علاقه‌مند به فلسفه سیاسی، اقتصاد، و پیگیری جامعه‌ای عادلانه و آزاد است ضروری است.
درباره مورای ان روتبارد
درباره مورای ان روتبارد
مورای ان روتبارد یک مورخ با نفوذ آمریکایی، نظریه‌پرداز حقوق طبیعی و اقتصاددان مکتب اتریش بود که به تعریف لیبرتارینیسم مدرن کمک کرد.
نظر کاربران در مورد "کتاب اخلاق آزادی"
5 نظر تا این لحظه ثبت شده است

بخش سوم و پایانی: نقاط ضعف و محدودیت‌ها: الف) شکنندگی بدیهی، اگر مالکیت شخصی را به عنوان امری مطلق رد کنید، کل ساختار فرو می‌ریزد. روتبارد به طور کافی توجیه نمی‌کند که چرا این اصل باید بر تمام شهودهای اخلاقی رقیب غلبه کند. ب) انتزاع تاریخی، جوامع واقعی از سناریوهای خانه‌داری پاک پدیدار نمی‌شوند. روتبارد خشونت تاریخی، اینرسی نهادی و وابستگی اجتماعی را دست کم می‌گیرد. ج) نظریه‌پردازی اجتماعی ناکافی، با انسان‌ها به عنوان حاملان حقوق منزوی رفتار می‌شود، نه عوامل ریشه‌دار اجتماعی. فرهنگ، سنت و اقتدار تا حد زیادی نادیده گرفته می‌شوند. د) اعتماد بیش از حد به بازارها، مکانیسم‌های بازار به عنوان حل‌کننده‌های جهانی مشکلات در نظر گرفته می‌شوند، حتی در مناطقی که عدم تقارن قدرت شدید است. ه) مطلق‌گرایی اخلاقی، جای کمی برای تراژدی، تضاد حقوق یا مناطق خاکستری اخلاقی وجود دارد. سیاست واقعی پر از این موارد است. این کتاب نیست: راهنمایی برای حکومتداری، یک برنامه سیاسی واقع‌بینانه، یک تحلیل جامعه‌شناختی، یک نظریه ملیت، یک نظریه فرهنگ. هر کسی که آن را به عنوان یک کتابچه راهنمای سیاسی بخواند، ناامید یا گمراه خواهد شد. این یک آزمایش فکری اخلاقی است که تا سر حد توان خود پیش رفته است. چه کسی باید آن را بخواند و چگونه. این کتاب در صورتی ارزشمند است که خواننده: بخواهد استدلال اخلاقی خود را تقویت کند، حاضر باشد فرضیات را زیر سوال ببرد، آن را به عنوان فلسفه بفهمد، نه پیشگویی، آن را انتقادی بخواند، نه از روی تعصب. اگر خواننده: با آن به عنوان یک جهان‌بینی کامل برخورد کند، آن را جایگزین درک تاریخی کند، روانشناسی انسان و پویایی قدرت را نادیده بگیرد، خطرناک است. در مورد برگردان آقای خسروزاده هم، ایشان با توجه به موضوع کتاب، برگردان شایسته‌ای را انجام داده و کتاب روان و خوانایی به مخاطبان عرضه می‌فرمایند. از توجه شما سپاسگزارم. پیروز باشید

1404/10/01 | توسطکورش
0
| |

بخش دوم: چیزی به نام «جنایت علیه جامعه» وجود ندارد. این منجر به نتیجه‌گیری‌هایی مانند موارد زیر می‌شود: دادگاه‌های خصوصی، اجرای قانون خصوصی، جبران خسارت به جای حبس، رد جرایم بدون قربانی. از نظر فلسفی، این دقیق است. در عمل، سوالات حل نشده زیادی را مطرح می‌کند: هماهنگی، عدم تعادل قدرت، اجرا، مشروعیت، تشدید خشونت خصوصی. روتبارد خیلی سریع این نگرانی‌ها را رد می‌کند و اغلب آنها را به عنوان «راه حل‌های بازار» نادیده می‌گیرد. نتیجه‌گیری روتبارد با توجه به مقدماتش اجتناب‌ناپذیر است: دولت یک متجاوز نهادینه شده است. او استدلال می‌کند: مالیات دزدی است، قانون اجباری اجبار است، انحصار دولت بر خشونت غیراخلاقی است، حتی دولت‌های کوچک NAP را نقض می‌کنند. اینجاست که روتبارد قاطعانه از موارد زیر فاصله می‌گیرد: لیبرالیسم کلاسیک، مینارشیسم، مشروطه‌گرایی. او طرفدار یک دولت کوچک‌تر نیست. او طرفدار هیچ دولتی نیست. این باعث می‌شود کتاب از نظر فلسفی جسورانه اما از نظر سیاسی شکننده باشد. نقاط قوت اخلاق آزادی: الف) شفافیت اخلاقی روتبارد به طرز بی‌رحمانه‌ای روشن است. شما همیشه می‌دانید که او کجا ایستاده است. هیچ ابهام بلاغی و هیچ طفره اخلاقی وجود ندارد. ب) انسجام منطقی با توجه به اصول او، نتیجه‌گیری‌های او نیز از آن پیروی می‌کنند. منتقدان اغلب بدون مواجهه با مقدمات، به نتیجه‌گیری‌ها حمله می‌کنند. ج) سخت‌گیری ضد جمع‌گرایی. این کتاب یکی از قوی‌ترین حملات فلسفی به استدلال اخلاقی جمع‌گرایی است که تاکنون نوشته شده است. د) شجاعت فکری. روتبارد نظریه خود را برای جلب پذیرش نرم نمی‌کند. همین امر به تنهایی به کتاب یکپارچگی می‌بخشد.

1404/10/01 | توسطکورش
0
| |

بخش اول: اخلاق آزادی، تلاش روتبارد برای انجام کاری بلندپروازانه و بیمناک است: پیش آوردن یک بنیان اخلاقی کامل برای انگاره سیاسی آزادی‌خواهانه (لیبرتارینیسم)، نه صرفاً یک بنیان اقتصادی یا عمل‌گرایانه. روتبارد در تلاش است به یک سؤال پاسخ دهد: به چه حقی می‌توان از زور علیه انسان دیگری استفاده کرد؟ کل کتاب بر یک اصل بنیادی استوار است: هیچ شخصی نمی‌تواند علیه شخص دیگر یا اموال مشروع او اعمال زور کند. این اصل معروف عدم تجاوز (NAP) است. روتبارد تلاش می‌کند از این اصل واحد موارد زیر را استخراج کند: "1. مالکیت مطلق بر خود، 2. حقوق مالکیت، 3. نظریه قرارداد، 4. عدالت کیفری، 5. مخالفت با دولت، 6. رد مالیات، 7. رد قانون اجباری (compulsory law)." این کتاب نه به دلیل افراطی بودن، بلکه به دلیل سیستماتیک بودن، رادیکال است. روتبارد برای تطبیق با واقعیت سیاسی، فرضیات خود را ساده یا ملایم (میانه‌روگرایانه) نمی‌کند. روتبارد نظریه لاک در مورد مالکیت را اتخاذ و رادیکالیزه می‌کند. مالکیت زمانی مشروع می‌شود که: منابع بدون مالک با نیروی کار مخلوط شوند. مالکیت از طریق مبادله داوطلبانه قابل ردیابی باشد. هیچ تجاوزی در انتقال دخیل نباشد. او از این موضوع استدلال می‌کند: تمام مالکیت‌های مشروع از خانه‌داری سرچشمه می‌گیرند. سرقت، مالیات و سلب مالکیت غیراخلاقی هستند. دولت نمی‌تواند به طور مشروع مالک چیزی باشد. این بخش از نظر داخلی سازگار است اما از نظر تاریخی ساده‌لوحانه است. در واقعیت، تاریخ آشفته است. در واقعیت، تاریخ آشفته است. روتبارد تا حد زیادی فتح، خشونت ارثی و تکامل نهادی را نادیده می‌گیرد، که کاربرد نظریه او را تضعیف می‌کند. یکی از جالب‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش‌های کتاب، نظریه عدالت روتبارد است. او استدلال می‌کند: جرم، تجاوز به شخص یا اموال است. مجازات باید متناسب باشد. فقط قربانیان (یا نمایندگان آنها) حق مجازات دارند.

1404/10/01 | توسطکورش
0
| |

امید اون روزی که این کتاب و امثالش بشوند مانیفست حکومتداری این مملکت

1403/11/04 | توسطسروش
1
| |

این کتاب یک توضیح کامل درباره‌ی لیبرترینیسم و در مورد تفاوت‌ها و شباهت‌های این تفکر به لیبرالیسم رو توضیح می‌ده. نویسنده، روتبارد از بزرگان مکتب اتریش و یک لیبرترین هستش و این کتاب می‌تونه بهترین روش برای آشنایی با این اندیشه بسیار ارزشمند و تا حدودی افراطی باشه. (افراط در راه آزادی فردی و گرفتن قدرت از دولت یا حداقل محدود کردن آن تا حد امکان). ترجمه کتاب هم روان و خوانا بود.

1403/03/09 | توسطکاربر سایت
12
| |