«همدلی و دولت در عصر رمانتیک» اثر رابرت میچل، کتابی میانرشتهای و تاملبرانگیز است که ادبیات رمانتیک را از تصویر آشنای پناهبردن به طبیعت، عاطفهگرایی فردی و گریز از جهان مدرن بیرون میآورد و آن را در مرکز بحثهای سیاسی، اقتصادی و نهادی اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم قرار میدهد. میچل نشان میدهد که عصر رمانتیک فقط دوره شکوفایی تخیل شاعرانه نبود، بلکه زمانهای بود که دولتهای مدرن آرامآرام انسانها را در قالب «جمعیت» میدیدند؛ جمعیتی که باید شمرده، طبقهبندی، حمایت، اصلاح و گاه کنترل میشد. در چنین جهانی، همدلی دیگر صرفا رابطهای اخلاقی میان دو فرد روبهروی هم نبود، بلکه به مسئلهای سیاسی و اداری تبدیل شد: چگونه میتوان با رنج کسانی احساس پیوند کرد که هرگز دیده نمیشوند و فقط در آمار، گزارشهای مالی، پروندههای فقر و سیاستهای عمومی حضور دارند؟ نقطه آغاز بحث میچل، سنت فلسفه اخلاق روشنگری اسکاتلند است؛ جایی که متفکرانی مانند دیوید هیوم و آدام اسمیت همدلی را نیرویی بنیادین برای شکلگیری جامعه مدنی میدانستند. در این سنت، انسان با تخیل اخلاقی خود میتواند جای دیگری بنشیند، درد او را تصور کند و از محدوده خودخواهی فردی فراتر برود. اما میچل نشان میدهد که این تصور چهرهبهچهره از همدلی، با گسترش نهادهای مدرن دچار دگرگونی شد. قوانین حمایت از فقرا، بحثهای مالیاتی، شکلگیری دولت رفاه اولیه، نظریات جمعیتی مالتوس و رشد اقتصاد سیاسی، همگی وضعیتی ساختند که در آن عاطفه باید در مقیاسی بزرگتر و انتزاعیتر عمل میکرد. شهروند مدرن دیگر فقط با همسایه رنجدیده خود مواجه نبود، بلکه باید با «فقرا»، «ملت»، «جمعیت»، «نیروی کار» یا «طبقات نیازمند» همدلی میکرد؛ مفاهیمی که انسانیاند، اما چهره مشخص ندارند. اهمیت کتاب در این است که میچل ادبیات رمانتیک را پاسخی جدی به همین بحران میخواند. از نگاه او، شاعرانی چون ویلیام وردزورث و پرسی بیش شلی تنها در پی بیان احساسات شخصی یا ستایش مناظر طبیعی نبودند. آثار آنان کوششی بود برای فهم این پرسش دشوار که وقتی رنج انسانی وارد نظامهای آماری و اداری میشود، چه بر سر تجربه اخلاقی میآید. شعر رمانتیک در این خوانش، نه ضد سیاست است و نه بیاعتنا به نهادهای مدنی؛ بلکه آزمایشگاهی زبانی و عاطفی است برای سنجیدن مرزهای همدلی در جهانی که انسان را همزمان به سوژهای حساس و واحدی قابل مدیریت تبدیل میکند. ادبیات میکوشد چیزی را بازگرداند که زبان دولت از آن میکاهد: لرزش فردی زندگی، چهره، صدا و جزئیات رنج. ساختار کتاب نیز بر همین رفتوآمد میان حوزههای مختلف بنا شده است. میچل از اقتصاد سیاسی، بحثهای مربوط به فقر، نهادهای خیریه و سیاستهای جمعیتی آغاز میکند و سپس به خوانش دقیق متون ادبی میرسد. این روش باعث میشود شعر و نثر رمانتیک نه در خلأ زیباییشناختی، بلکه در نسبت با مسئلههای واقعی زمانه خود فهمیده شوند. پیوند میان اعداد و استعارهها، میان بودجه عمومی و تخیل شاعرانه، یکی از جذابترین جنبههای کتاب است. میچل نشان میدهد که زبان ادبی میتواند در برابر خشکشدن احساس در دستگاههای بوروکراتیک مقاومت کند، اما در عین حال خود نیز از همان جهان نهادی تأثیر میپذیرد. خوانش میچل از رمانتیسیسم، کلیشههای رایج درباره این جنبش را تغییر میدهد. رمانتیسیسم در این کتاب نه عقبنشینی از مدرنیته، بلکه مواجههای حساس با یکی از پیچیدهترین صورتهای آن است: تبدیل احساسات به بخشی از فناوری حکمرانی. دولت مدرن برای مشروعیتبخشیدن به سیاستهای خود، فقط به قانون و اجبار نیاز ندارد؛ به زبان مراقبت، شفقت، حمایت و خیر عمومی نیز تکیه میکند. همینجاست که همدلی چهرهای دوگانه پیدا میکند: میتواند نیرویی اخلاقی برای دیدن دیگری باشد و همزمان ابزاری برای مدیریت او. میچل با دقت نشان میدهد که خطر اصلی زمانی آغاز میشود که انسان پیش از آنکه شنیده شود، در جدولها و دستهبندیها جای بگیرد. ارزش ماندگار «همدلی و دولت در عصر رمانتیک» در این است که ما را نسبت به سیاست پنهان احساسات هوشیار میکند. کتاب یادآور میشود که عاطفه همیشه بیگناه نیست و حتی مهربانی نیز ممکن است در قالب سازوکار قدرت سازماندهی شود. با این حال، ادبیات هنوز میتواند شکافی در این نظم ایجاد کند؛ شکافی کوچک اما زنده، جایی که عدد دوباره به چهره تبدیل میشود و جمعیت، صدای انسانی خود را بازمییابد. شاید کار شعر همین باشد: ایستادن کنار پروندههای بستهشده دولت و آهسته زمزمه کردن نام کسانی که آمار، آنها را بینام کرده است.
درباره رابرت میچل
رابرت میچل (۱۹۶۹- م)، استادیار زبان انگلیسی در دانشگاه دوک، ایالات متحده آمریکا است.