کتاب علیه تربیت فرزند

The Gardener and the Carpenter
برای فرزندانمان باغبان باشیم یا نجار؟

مشخصات کتاب علیه تربیت فرزند
مترجم : مینا قاجارگر
شابک : 978-6008091516
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 384
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2016
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 29 مهر

معرفی کتاب علیه تربیت فرزند اثر آلیسون گوپنیک

در پایان قرن بیستم، اتفاق عجیبی برای مادران، پدران و فرزندان افتاد. این اتفاق «تربیت فرزند» نام داشت. از زمانی که انسان ها وجود داشته اند، مادران و پدران و بسیاری دیگر به طور ویژه از فرزندان مراقبت کرده اند. اما بر اساس لغت نامه مریام وبستر، واژۀ «تربیت فرزند» (parenting) تا سال ۱۹۵۸ در امریکا کلا وجود نداشته و در دهۀ ۱۹۷۰ باب شده است.

گاهی منظور افراد از اصطلاح «تربیت فرزند» کاری است که والدین انجام می دهند؛ اما اکثر اوقات، به خصوص امروزه، «تربیت فرزند» معنای کاری را یافته است که والدین باید انجام دهند. «تربیت فرزند» فعلی هدف محور است؛ عملی را توصیف می کند، نوعی کار. هدف این است که کودکتان را به بزرگ سال بهتر یا شادتر یا موفق تری تبدیل کنید، بهتر از چیزی که ممکن بود در حالت های دیگر بشود یا (این را به زمزمه بخوانید) بهتر از بچۀ همسایه. «تربیت» درست باعث خلق بچۀ درست می شود که او هم به بزرگ سالی درست تبدیل می شود.

کتاب علیه تربیت فرزند

آلیسون گوپنیک
آلیسون گوپنیک (انگلیسی: Alison Gopnik؛ زادهٔ june ۱۶, ۱۹۵۵ ) دانشمند در زمینه روان‌شناسی رشد اهل ایالات متحده آمریکا است. وی استاد روان‌شناسی و استاد فلسفه در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است.
قسمت هایی از کتاب علیه تربیت فرزند (لذت متن)
وظیفۀ ما به عنوان والدین و به عنوان جامعه این نیست که ذهن فرزندانمان را شکل دهیم؛ بلکه وظیفه مان این است که به این ذهن ها اجازه دهیم تا تمام احتمالات موجود در دنیا را کاوش کنند. کار ما تولید نوعی خاص از کودک نیست؛ بلکه فراهم کردن محیطی حفاظت شده و پر از عشق، امنیت و ثبات است که در آن بچه های مختلف و غیرقابل پیش بینی شکوفا شوند.

حدود شصت هزار کتاب در بخش تربیت فرزند در سایت آمازون وجود دارد که اکثر آن ها واژۀ «چگونه» را در عنوان خود دارند . بسیاری از حیوانات ذهن هایی دارند که به دقت با محیطی خاص سازگار می شود. ذهن ما می تواند تغییراتی غیر قابل پیش بینی داشته باشد تا با محیط های غیرقابل پیش بینی سازگار شود؛ اما این راهبردْ ایرادی هم دارد: نمی توان به طور هم زمان هم دربارۀ محیطی جدید آموخت و هم این آموخته ها را عملی ساخت. قطعا دوست ندارید هنگامی که ماموتی دارد به شما حمله می کند، به این فکر فرو روید که با آن چه کار کنید.

کارکردن برای به دست آوردن نتیجه ای خاص، الگویی خوب برای بسیاری از تعهدات اساسی انسان است؛ مثلا الگویی خوب برای نجاران یا نویسندگان یا مدیران است. اینکه نجار یا نویسنده یا مدیرعامل خوبی باشید، از روی کیفیت صندلی ها، کتاب ها یا محصولات نهایی تان مشخص می شود. درمورد «تربیت فرزند»، والدین مثل نجار هستند؛ اما هدفْ ساختن نوعی خاص از محصول، مثلا صندلی نیست؛ بلکه نوع خاصی از فرد است.