کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ 1

Harry Potter and the Deathly Hallows
کتاب هفتم از مجموعه ی هری پاتر

مشخصات کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ 1
مترجم :
شابک : 978-9648944396
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 430
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2007
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 21
زودترین زمان ارسال : 28 مهر

Harry Potter and the Deathly Hallows
کتاب هفتم از مجموعه ی هری پاتر

مشخصات کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ 2
مترجم :
شابک : 978-9648944389
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 862
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2007
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 21
زودترین زمان ارسال : 28 مهر

معرفی کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ 1 اثر جی.کی. رولینگ

هفتمین و آخرین جلد از مجموعه هری پاتر با عنوان «هری پاتر و یادگاران مرگ» در 21 جولای 2007 منتشر شد. حدود 44 میلیون نسخه از این جلد آخر در سراسر جهان به فروش رفته است. این کتاب 37 فصل دارد و تعداد صفحات آن در نسخه های انگلیسی و آمریکایی به ترتیب 607 و 759 صفحه می باشد.یادگاران مرگ یک ماموریت قهرمانانه است و فقط در جستجوی هری برای هورکراکس ها خلاصه نمی شود و بلکه روایت کننده ماجراجویی هری از یک پسر به یک مرد است. هری پاتر با خطرات بیشتری مواجه خواهد شد که قبلا آنها را کمتر تجربه می کرد. خطر حمله مستقیم مرگخواران و کسی که نباید نامش را برد تا به خطر افتادن عقیده و از دست رفتن ایمانش، همگی بخشی از ماجراهایی هستند که او مجبور به رویارویی با آنها است و به نظر می رسد راه بازگشتی در کار نیست.

کتاب هفتم هری پاتر کتابی است که سرنوشت هری پاتر و دیگر شخصیت های داستان را مشخص می کند. تقریبا نیمی از طرفداران ایرانی هری پاتر کتابی را به عنوان هری پاتر هفت به قلم خود نوشته اند. مسئله اصلی داستان هری پاتر هفت پیدا کردن جان پیچ های باقی مانده و در نهایت نبرد نهایی با ولدمورت است. هری پاتر در این کتاب متوجه می شود که ۳ چیز به اسم یادگاران مرگ وجود دارد که صاحب آن ها ارباب مرگ می شود و تصمیم می گیرد به دنبال آن ها نیز برود. در این کتاب با گذشتهٔ دامبلدور نیز بیشتر آشنا می شویم. در این کتاب هری یک بار می میرد؛ اما دوباره زنده می شود. هری وقتی زنده می شود با ولدمورت دوئل می کند. آن طرف دوستانش هرمیون و رون در حال کشتن مار هستند که آخرین جان پیج است. آن ها توسط مار مورد هجوم قرار می گیرند که ناگهان نویل لانگ باتم از راه می رسد و مار را نابود می کند. هری هم کار ولدمورت را یکسره می کند. ۱۹ سال بعد هری با جینی ویزلی ازدواج کرده و صاحب دو پسر و یک دختر شده اند. هرمیون و رون هم با هم ازدواج کرده اند و صاحب دو فرزند شده اند. آنها فرزندان خود را به هاگوارتز می فرستند تا دوباره ماجرایی آغاز شود.

کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ 1

جی.کی. رولینگ
جوآن جو رولینگ، زاده ی ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۵، با نام های هنری جی. کی. رولینگ و رابرت گالبریث، نویسنده ی مجموعه کتاب های داستان هری پاتر است. داستان های هری پاتر پس از شهرت جهانی، جوایزی متعدد را از آن خود کرد. این مجموعه ی داستانی به ۶۵ زبان و به طور تقریبی در ۴۰۰ میلیون نسخه منتشر شده است. کتاب های هری پاتر از پرفروش ترین کتاب های تاریخ بشر بوده اند. در سال ۲۰۰۷ فهرست ثروتمندان ساندی تایمز، میزان ثروت رولینگ را حدود ۴۵۴ میلیون پوند (۱٫۰۷ میلیارد دلار) تخمین زد و در بین پولدارترین زنان انگلیس، رولینگ...
قسمت هایی از کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ 1 (لذت متن)
نیمه شب، وقتی نوبت نگهبانی هرمیون شد برف می بارید. خواب های هری در هم برهم و آزارنده بود: یکسره نجینی به خوابش می آمد و می رفت، ابتدا از درون انگشتری غول پیکر و ترک خورده، سپس از داخل تاج گل کریسمس. بارها وحشت زده از خواب پرید، با این اطمینان که کسی از فاصله ای دور، او را صدا زده، و با این تصور که صدای وزش باد در گرداگرد چادر، صدای گام های کسی است. سرانجام در تاریکی از جایش بلند شد و به سراغ هرمیون رفت که جلوی در چادر کز کرده بود و در نور چوبدستی اش کتاب تاریخ جادوگری را می خواند. هنوز برف سنگینی می بارید و هرمیون از پیشنهاد هری استقبال کرد که گفت زودتر بارشان را ببندند و به سفرشان ادامه بدهند. همان طور که می لرزید و از روی لباس خوابش بلوزی پشمی می پوشید با هری موافقت کرد و گفت: می ریم جایی که محفوظ تر باشه. یکسره فکر می کردم صدای کسانی رو می شنوم که بیرون چادر در حرکتند. حتی یکی دوبار به نظرم رسید که یکی رو می بینم. هری که داشت ژاکتی به تن می کرد لحظه ای درنگ کرد و نگاهی به دشمن یاب خاموش و بی حرکت روی میز انداخت. هرمیون با چهره ای دلواپس گفت: مطمئنم که به نظرم رسیده. مال بارش برف توی تاریکیه، باعث خطای دید می شه... ولی چه طوره برای اطمینان هم که شده، زیر شنل نامریی خود مونو غیب و ظاهر کنیم؟ نیم ساعت بعد، چادر را بسته بندی کرده بودند، هری جان پیچ را به گردن داشت و هرمیون کیف منجوق دوزی اش را محکم در دست گرفته بود که خود را غیب کردند. همان انقباض همیشگی وجودشان را فرا گرفت، پاهای هری از زمین برف پوش جدا شد و محکم به زمینی خورد که انگار یخ زده و پوشیده از برگ بود.