دور دنیا در هشتاد روز

Around the World in Eighty Days

  • قیمت : ۲۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: ترانهترانه
نویسنده:

معرفی کتاب دور دنیا در هشتاد روز اثر ژول ورن

کتاب دور دنیا در هشتاد روز، رمانی نوشته ی ژول ورن است که اولین بار در سال 1873 وارد بازار نشر شد. مردی انگلیسی به نام فیلئاس فوگ با دوستانش بر سر بیست هزار پوند شرط می بندد که می تواند تنها در هشتاد روز، به دور دنیا سفر کند. این مرد منظم و دقیق که حالا مجبور شده محدودیت های برنامه ی روتین زندگی اش را بشکند، به همراه خدمتگزار فرانسوی خود، پاسپارتو، بی درنگ به مقصد شهر دوور در انگلستان به راه می افتد. آن ها با سفر از طریق قطار، کشتی، قایق های بادبانی، سورتمه و حتی فیل، باید بر طوفان ها، آدم ربایی ها، بلایای طبیعی، حملات بومی ها و البته یک بازپرس پلیس چیره شوند؛ بازپرسی که باور دارد فوگ به بانک انگلستان دستبرد زده است. رمان دور دنیا در هشتاد روز از بدو انتشار، نسل های متمادی از مخاطبین را مسحور خود کرده و با تلفیق کاوش در ناشناخته ها، ماجراجویی و مسابقه ای هیجان انگیز با زمان، به یکی از ماندگارترین داستان ها در دنیای ادبیات تبدیل شده است.

کتاب دور دنیا در هشتاد روز


ویژگی های کتاب دور دنیا در هشتاد روز

ژول ورن از برترین و پرفروش ترین نویسندگان ادبیات فرانسه

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

مشخصات کتاب دور دنیا در هشتاد روز
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-7061-68-8
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1873
تعداد صفحه :291
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب دور دنیا در هشتاد روز
A riveting and action-packed odyssey into the unknown.
ادیسه ای هیجان انگیز و پرحادثه به ناشناخته ها.
Barnes & Noble

An entertaining gem.
گوهری سرگرم کننده.
SirReadaLot.org

The reason Verne is still read by millions is that he was one of the best storytellers who ever lived.
دلیل این که هنوز میلیون ها نفر داستان های ورن را می خوانند این است که او یکی از بهترین داستان سرایان در تمام اعصار بود.
Arthur C. Clarke

بخش هایی از کتاب دور دنیا در هشتاد روز (لذت متن)
چیزی که یک انسان می تواند تصور کند را انسان های دیگر می توانند به واقعیت بدل کنند.

یک مرد انگلیسی واقعی، وقتی دارد در مورد موضوعی بسیار جدی مثل شرط بندی سخن می گوید، شوخی نمی کند.

آقای فوگ بازی می کرد، اما نه برای بردن، بلکه برای بازی کردن.