کتاب امپراتوری خورشید

Empire of the Sun

  • قیمت : ۳۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب امپراتوری خورشید اثر جی.جی. بالارد

این رمان کلاسیک، که با فیلم استیون اسپیلبرگ بیشتر شناخته شد، داستان تقلای یک پسر جوان برای جان سالم به در بردن از جنگ جهانی دوم در چین را بازگو می کند. جیم، شخصیت اصلی داستان، از والدینش در جهانی جنگ زده، جدا افتاده است. برای زنده ماندن، جیم باید نیرو و توانی قوی تر از حوادث پیرامونش به دست آورد. شانگهای در سال 1941 شهری بود که در شعله ی گدازه های شوم جنگ پرل هاربر می سوخت. در خیابان های آکنده از آشوب و اجساد، پسر بریتانیایی جوانی به دنبال والدین خود می گردد. او که در اردوگاه کار اجباری ژاپنی ها اسیر است، شاهد نور سفید حاصل از افتادن بمب اتمی بر شهر ناگازاکی است. بمبی که نعره ی پایان جنگ را سر می دهد... و همچنین طلوع دنیایی سوخته و ویران. این رمان به یاد ماندنی از بالارد درباره ی جنگ و محرومیت، اردوگاه های اسارت و رژه های مرگ، و گرسنگی و بقا، داستانی بی غل وغش از دنیایی است که کاملا از کنترل خارج شده است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی امپراتوری خورشید


ویژگی ها کتاب امپراتوری خورشید

برنده جایزه بهترین داستان گاردین سال 1984

فیلمی با همین عنوان به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در سال 1987 ساخته شده است.

مشخصات کتاب امپراتوری خورشید
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
تعداد صفحه :432
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1984
شابک :978-964-362-144-5
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب امپراتوری خورشید
An outstanding novel...a classic adventure story.
رمانی برجسته...یک داستان ماجراجویانه ی کلاسیک.
New York Times New York Times

A profound and moving work of the imagination.
اثری عمیق و تکان دهنده از تصور و خیال.
Los Angeles Times Los Angeles Times

An incredible literary achievement....Brilliant.
یک موفقیت ادبی باورنکردنی... بسیار درخشان.
Anthony Burgess

بخش هایی از کتاب امپراتوری خورشید (لذت متن)
با تعجب و شگفتی، احساس افسوس و ناراحتی به او دست داد که به او می گفت جست و جویش برای یافتن پدر و مادرش به زودی پایان خواهد یافت. تا زمانی که به دنبال آنان می گشت، خود را آماده ی گرسنگی و مریضی کرده بود؛ اما حالا که جست و جو تمام شده بود، خاطره ی چیزی که بر او گذشته و تغییراتی که کرده، او را اندوهگین می ساخت.

جیم می دانست که همزمان خواب است و بیدار؛ او داشت خواب جنگ را می دید و در عین حال، خودش، خوابی بود در [ذهن]جنگ.

بعد از چند دقیقه، جیم مجبور شد اذعان کند که هیچ یک از صورفلکی را نمی شناخت. مثل همه چیز از زمان جنگ، آسمان در حال تغییر بود.