کتاب دانه زیر برف

The Seed Beneath the Snow
دنباله ی کتاب «نان و شراب»

مشخصات کتاب دانه زیر برف
مترجم :
شابک : 978-9640018118
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 512
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1940
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 2 آذر

معرفی کتاب دانه زیر برف اثر اینیاتسیو سیلونه

فضای کتاب در زمان حکومت موسولینی اتفاق می افتد. یعنی زمانی که کافون ها – به زبان ایتالیایی یعنی دهقان بی چیز و فقیر – زندگی سختی دارند و به حدی ضعیف شده اند که توانایی انجام هیچ کاری را ندارند. قهرمان داستان – پیترو سپینا – در تلاش بود تا به کافون ها کمک کند اما همان طور که در کتاب نان و شراب آمده است او مجبور شد فرار کند.

هنگامی که پیترو سپینا فرار کرد، کریستینا نیز به دنبال او روانه کوه پوشیده از برف شد و کتاب نان و شراب با این فرار به پایان رسید. در دانه زیر برف می خوانیم که جسدی در کوه پیدا شده است. همگان فکر می کنند جسد پیترو سپینا است، چون کسی نمی دانست کریستینا نیز به کوه رفته است. افرادی که از موضوع آگاه هستند با پیدا نکردن جسد پیترو سپینا، حدس می زنند که او زنده باشد.

معرفی کامل کتاب در سایت کافه بوک

کتاب دانه زیر برف

اینیاتسیو سیلونه
سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمین‌لرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود آندره ژید و آرتور کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنان‌که در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «نان و شراب» و &l...
قسمت هایی از کتاب دانه زیر برف (لذت متن)
لاتزارو، موجودیت تو به عنوان کشاورز به علف های هرز، خشکسالی، تگرگ، آفت و دیگر بلاهایی که لعنت می کنی بستگی دارد. فکر می کنی وجود حکومت و سخنوران برای چیست؟ همین طور، پزشک هم به دلیل بیماری ها وجود دارد، و انکار نباید کرد که کلیسا هم با همه واعظانش، از دولت سر گناهکاران وجود دارد.

وقتی عزیزان آدم می میرند، زندگی رنگ دیگری می گیرد، تیره می شود. صبح هم به نظر آدم شب می رسد.

دیوانگی را نمی شود از میان آدم ها برداشت، مهم این است. اگر از کوچه و خیابان فراری اش دهی، از صومعه سر در می آورد. اگر از صومعه بیرونش بیندازی، توی مدرسه، یا سربازخانه، یا چه می دانم کجا پیدایش می شود. این را از من داشته باش: دنیا بدون دیوانه نمی ماند.