کتاب دانه زیر برف

The Seed Beneath the Snow
دنباله ی کتاب «نان و شراب»
کد کتاب : 14912
مترجم :
شابک : 978-9640018118
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 512
سال انتشار شمسی : 1402
سال انتشار میلادی : 1940
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 9
زودترین زمان ارسال : 13 خرداد

معرفی کتاب دانه زیر برف اثر اینیاتسیو سیلونه

"دانه زیر برف" کتابی است از "اینیاتسیو سیلونه"، خالق سه گانه ای که دو اثر قبلی آن عبارت اند از "فونتامارا" و "نان و شراب". "دانه زیر برف" درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام می رسد، ادامه می یابد و داستان را پیش می برد. قصه در پس زمینه ای اتفاق می افتد که مربوط به دوره ی حکومت موسولینی است و کافون ها یا دهقان های فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سخت و طاقت فرسایی را پشت سر می گذارند. زندگانی چنان بر کافون ها تنگ آمده که دیگر نمی توانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان "نان و شراب"، قهرمان کتاب یعنی "پیترو سپینا" در صدد بود که به کافون ها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده، او وادار به فرار کردن شد.
با فرار پیترو سپینا، "کریستینا" هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه ی "نان و شراب" به اتمام رسید. اما در "دانه زیر برف" یک جسد در کوه یافت شده است. همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه ی پیترو سپینا، گمان می کنند که او زنده است. از جمله ی این افراد، مادربزرگ پیترو سپینا یعنی "دنا ماریا وینچنزا سپینا" می باشد که در رمان "دانه زیر برف" از "اینیاتسیو سیلونه"، به جستجوی او اقدام می کند. خبرهای تازه ای به گوش مادربزرگ رسیده و او نزد پسرش می رود تا از او برای این کار کمک بگیرد.

کتاب دانه زیر برف

اینیاتسیو سیلونه
سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمین‌لرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود آندره ژید و آرتور کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنان‌که در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «نان و شراب» و &l...
قسمت هایی از کتاب دانه زیر برف (لذت متن)
لاتزارو، موجودیت تو به عنوان کشاورز به علف های هرز، خشکسالی، تگرگ، آفت و دیگر بلاهایی که لعنت می کنی بستگی دارد. فکر می کنی وجود حکومت و سخنوران برای چیست؟ همین طور، پزشک هم به دلیل بیماری ها وجود دارد، و انکار نباید کرد که کلیسا هم با همه واعظانش، از دولت سر گناهکاران وجود دارد.

وقتی عزیزان آدم می میرند، زندگی رنگ دیگری می گیرد، تیره می شود. صبح هم به نظر آدم شب می رسد.

دیوانگی را نمی شود از میان آدم ها برداشت، مهم این است. اگر از کوچه و خیابان فراری اش دهی، از صومعه سر در می آورد. اگر از صومعه بیرونش بیندازی، توی مدرسه، یا سربازخانه، یا چه می دانم کجا پیدایش می شود. این را از من داشته باش: دنیا بدون دیوانه نمی ماند.