چگونه میتوان چیزی را در بیان آورد که در کلام نمیگنجد؟ وقتی میان کلام و معنا شکافی دهان میگشاید چه بایست کرد؟ شرح حال تکاندهندهی هرتا مولر از زندگیاش در رومانی عصر چاوشسکو و حکایت مسیر خطرخیز و رنجباری که به سوی غرب و ادبیات پیموده شرحیست جاندار و گیرا.
. این کتاب نه گفتار زندگینامهوار است از رنج و بیمها و تجربههای شخصی و خاطرههای تلخ مولر در زمان حکومت کمونیستی رومانی عصر چاوشسکو است؛ از پیامدهای مخالفخوانی و دگراندیشی، اخراج از کار و تعقیب و گریز و احساس ناامنی. مولر به زبانی ساده از رنجهای خود و دگراندیشان تبعیدی و مهاجر و پناهجو و ستمدیدهی قربانی حکومت خودکامه میگوید.
هرتا مولر سال های سال است که در رومانی زندگی نمی کند، اما هنوز که هنوز است، فشار، تبعید، جبر و زورگویی موضوع بیشتر کتاب ها، شعرها و مقاله های اوست.
کتابی عالی و بسیار خواندنی، مولر در این کتاب از استبداد و فضای خفقان و سانسور شدهی دورانِ کمونیستی چائوشسکو روایت میکند، تجربه ایی که از کودکی خود و همچنین به عنوان معلم و مربی مهدکودک در زمان استبداد کمونیزم ادامه داشته سخن میگوید👌👌👌
ممکنه در ابتدا کمی گیجتون کنه. توصیفات و تشبیهات مولر نفسگیر و زیاده و خیلی اوقات موجب میشه که بعد از خوندن چند صفحه یادتون نباشه که چی خوندید و نیاز به تحلیل زیادی داره اما در کل کتاب خوبیه. آزادی و ترس و استبداد و دیکتاتوری و زندگی در لحظه رو به خوبی نشون میده
مولر تو این کتاب جوری فضای خفقان و ترس در نظامهای استبدادی رو نشون میده که حتی خود کلمات هم انگار از ترس عقبعقب میرن.