کتاب ارثیه ایرانی

Iranian Heritage
  • 5 % تخفیف
    قیمت : 17,000 | 16,150 تومان

  • موجود
  • انتشارات: قطره قطره
    نویسنده:
کد کتاب : 15804
شابک : 978-9643415846
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 114
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 8
زودترین زمان ارسال : 14 آبان
اکبر رادی
اکبر رادی به گفته خودش با تماشای تئاتر خانه عروسک هنریک ایبسن در دهه ۳۰ به عرصهٔ تئاتر و نمایشنامه نویسی علاقه مند شد. در سال ۱۳۳۸ نخستین نمایشنامهٔ خود را باعنوان «روزنه آبی» نگاشت، اما دو سال طول کشید تا توانست آن را منتشر کند. این نمایشنامه مورد توجه احمد شاملو قرار گرفت. پیشتر قرار بود جلال آل احمد چاپ این نمایشنامه را به عهده بگیرد، اما چون قائل به تغییراتی در متن اثر بود، رادی با آن موافقت نکرد.
دسته بندی های کتاب ارثیه ایرانی
قسمت هایی از کتاب ارثیه ایرانی (لذت متن)
جلیل: خانم ها، آقایون! من یکی از آدمای بازی هستم. و قبل از شروع نمایش، مأمورم اشاره به چند نکته ای بکنم که توضیحش حتما لازمه. البته توضیحات من برای این نیس که نمایش مسأله پیچیده و مشکلی رو طرح می کنه. برعکس، نمایش ما از خیلی جهات یه واقعه معمولیه، که نه حوادث مهم و گیج کننده ای داره، نه حرفای عجیب و سرسام آوری. با وجود این، باید اضافه کنم که یه چیزی مث رگه های رو مرمر تو این نمایش هست که به دیدنش می ارزه؛ اونم حقیقتیه که از پا آویزونش کرده ن. به همین دلیل، ماجرای ما وجود خارجی داره. آدما آشنان. مردمی که تو خیابون راه می رن، به بنگاه ها مراجعه می کنن، تو جمع هوای همو دارن و یحتمل که همین حالا تو سالن نشسته باشن. خیلی نظیف، خیلی موقر، خیلی مهربان... به هرحال، من در این جا وظیفه دیگه ای هم دارم؛ اونم اینه که شمارو با محیط نمایش مون آشنا کنم. ماجرای ما از لحاظ زمان داستانی حدود یه ماه طول می کشه. تو هر پرده یه مقدار زمان می گذره. و ما گذشت زمانو با تغییر نور نشون می دیم. محیط نمایش مونم این جاس. همینطور که ملاحظه می کنین پرده ای نیس؛ دو تا اتاقه با یه راهرو که اون ته دو شقّه می شه. شقه اول با دو پله مشرف به حیاطه. و شقه دوم با گردشی که به چپ می کنه، می ره به طبقه دوم. عجالتا ما با این طبقه دوم کاری نداریم؛ فقط بدونین که آدماش مستأجرای مان، و کلی از نمایش مارو اونا می سازن. اینم بگم که معماری خونه مون مال یکی از محله های قدیم تهرونه که مردمش هنوز اصالت زبان و سلوک و عقاید خودشونو حفظ کرده ن... خب، فعلا جلوی هر یک از این اتاقا یه دیوار افتاده.