کتاب «پدرم داستایفسکی» روایتی شخصی از زندگی داستایفسکی به قلم دخترش ایمی داستایفسکی است. نویسنده با تکیه بر خاطرات خانوادگی و گفتههای اطرافیان، به دوران کودکی و فضای خانوادگی او میپردازد. پدرش پزشکی سختگیر و مادرش فردی مهربان معرفی میشود. شرایط اجتماعی و خانوادگی آن زمان، نقش مهمی در شکلگیری شخصیت او داشتند. نویسنده به اولین تجربههای او در زمینه ادبیات و مذهب اشاره میکند و نشان میدهد چطور این تجربهها زمینهساز مسیر بعدی زندگیاش شدند. در ادامه به دوران نوجوانی و جوانی داستایفسکی پرداخته میشود؛ زمانی که وارد آکادمی مهندسی نظامی شد و کمکم به ادبیات علاقه پیدا کرد. او با گروههای روشنفکری در ارتباط بود و نوشتههای اولیهاش را در همین دوره منتشر کرد. نویسنده توضیح میدهد که وضعیت سیاسی روسیه، سانسور شدید و فضای امنیتی، تأثیر مستقیمی بر زندگی و کار او داشت. ماجرای بازداشت و تبعیدش به دلیل عضویت در گروه پتراشفسکی هم در همین بخش شرح داده میشود. بخش مهمی از کتاب به زندگی شخصی و خانوادگی داستایفسکی اختصاص دارد. نویسنده روابط او با همسرانش، تربیت فرزندان و چگونگی حضورش در خانه را توصیف میکند. بیماری صرع، مشکلات مالی و وابستگی به قمار از مسائلی هستند که بر رفتار و خلقیات او اثر گذاشتند. در این قسمت جزئیاتی از رفتار روزمره و رابطهاش با اعضای خانواده بیان میشود که تصویری نزدیکتر از زندگی خصوصی او ارائه میدهد. ایمی داستایفسکی در ادامه به آثار و میراث داستایفسکی پرداخته و به مضامینی مثل ایمان، اخلاق، رستگاری و تناقضهای انسانی اشاره میکند که در نوشتههای پدرش تکرار میشوند. همچنین توضیح میدهد که تجربههای شخصی، تبعید، زندگی خانوادگی و فضای فکری زمانهاش چطور بر آثار او تأثیر گذاشتند. بخشی از اطلاعات کتاب مبتنی بر روایتهای خانوادگی است و نویسنده گاهی به محدودیت دقت تاریخی آن هم اشاره میکند.
درباره ایمی داستایفسکی
لیوبوف داستایفسکی (1869-1926) که بیشتر با نام ایمی داستایفسکی شناخته میشود، نویسنده و خاطرهنویس روسی است. وی دومین دختر نویسنده شهیر، فئودور داستایفسکی، از همسرش آنا میباشد.