1. خانه
  2. /
  3. کتاب سخن پردازان سرگذشت خویش

کتاب سخن پردازان سرگذشت خویش

3.7 از 1 رأی

کتاب سخن پردازان سرگذشت خویش

(کازانووا، استاندال، تولستوی)
Casanova, Stendhal, Tolstoy: Adepts in Self-Portraiture
انتشارات: نشر نی
800000
معرفی کتاب سخن پردازان سرگذشت خویش
«سخن پردازان سرگذشت خویش: کازانووا، استاندال، تولستوی» اثر اشتفان تسوایگ بر تناقضی ظریف بنا شده است: کسی که زندگی خودش را روایت می‌کند، ظاهرا بیش از هر کس به موضوعش دسترسی دارد؛ اما درست همین نزدیکی می‌تواند حقیقت را دشوارتر کند. حافظه انتخاب می‌کند، خودخواهی حذف می‌کند، شرم تغییر شکل می‌دهد و میل انسان به ساختن تصویری از خویش وارد روایت می‌شود. بنابراین خودزندگی‌نامه برای تسوایگ ساده‌ترین نوع نوشتن دربارهٔ انسان نیست؛ یکی از دشوارترین آنهاست. او برای بررسی این مسئله سه چهره را کنار هم می‌گذارد که در نگاه نخست تقریبا هیچ تناسبی ندارند: جاکومو کازانووا، استاندال و لئو تولستوی. این کتاب با عنوان آلمانی «سه شاعر زندگی خویش» منتشر شد و سومین بخش از طرح بزرگ‌تر تسوایگ، «سازندگان جهان»، است؛ مجموعه‌ای که در آن نویسنده می‌کوشید تیپ‌های متفاوت آفرینش ادبی و روحی را از خلال زندگی شخصیت‌های بزرگ نشان دهد. چینش سه چهره در این جلد تصادفی نیست. تسوایگ آنها را سه مرحلهٔ صعودی از یک فعالیت واحد می‌بیند: بازنمایی خویشتن. کازانووا زندگی را گزارش می‌کند؛ استاندال خودش را تحلیل می‌کند؛ تولستوی خود را محاکمه می‌کند. کتاب با همین حرکت از تجربهٔ بیرونی به روان و سپس به وجدان اخلاقی ساخته می‌شود. کازانووای تسوایگ تقریبا تماما در سطح زندگی می‌کند. حادثه، سفر، عشق، فرار، لذت و خطر مادهٔ اصلی روایت او هستند. تسوایگ این سطحی‌بودن را صرفا نقص نمی‌داند؛ نوعی استعداد شگفت‌انگیز برای زیستن در اکنون در آن می‌بیند. کازانووا برای توضیح اینکه چرا چنین انسانی شده است چندان درون خود حفاری نمی‌کند. او اتفاقات را با نیروی حافظه و لذت روایت بازمی‌سازد و از همین طریق، بی‌آنکه نظریه‌ای دربارهٔ خویشتن داشته باشد، تصویری بسیار زنده از خود باقی می‌گذارد. هنر او «خودنمایی» به معنای سطحی کلمه نیست؛ استعداد تبدیل زندگی به نمایش است. با استاندال مرحلهٔ دیگری آغاز می‌شود. دیگر صرف دانستن اینکه چه اتفاقی افتاد کافی نیست. او به انگیزه‌ها، میل‌ها، حسادت‌ها، شکست‌ها و مکانیسم‌های درونی خودش نگاه می‌کند. «من» برای استاندال به مسئله تبدیل شده است. تسوایگ در او نوعی لذت روان‌شناختی از خودکاوی می‌بیند: انسانی که هم بازیگر زندگی خویش است و هم تماشاگر آن. اما همین مشاهده همیشه به صداقت کامل ختم نمی‌شود. استاندال میان میل به حقیقت و میل به ساختن چهره‌ای مطلوب از خود حرکت می‌کند. خودشناسی نیز می‌تواند شکلی از خودآفرینی باشد. تولستوی در بالاترین مرتبهٔ این دستگاه قرار می‌گیرد، زیرا پرسش او از «چرا چنین کردم؟» به «آیا حق داشتم چنین کنم؟» تغییر می‌کند. خودنگری در اینجا به بازجویی اخلاقی بدل می‌شود. تولستوی از کودکی تا سال‌های پایانی زندگی تقریبا بی‌وقفه خود را زیر نظر دارد، ضعف‌هایش را ثبت می‌کند، برای زندگی قواعد می‌سازد و سپس شکست خودش در عمل به همان قواعد را دوباره ثبت می‌کند. بحران دینی و اخلاقی دوران میانسالی نیز این فرایند را تشدید می‌کند. در خوانش تسوایگ، تراژدی تولستوی از شکاف میان نیروی حیاتی عظیم او و آرمان اخلاقی‌ای پدید می‌آید که می‌خواهد همان زندگی را مهار کند. قدرت کتاب در سه زندگینامهٔ مستقل نیست، بلکه در مقایسه‌ای است که میان آنها شکل می‌گیرد. کازانووا، استاندال و تولستوی سه پاسخ به یک پرسش‌اند: انسان وقتی خودش موضوع اثرش می‌شود، با حقیقت خویش چه می‌کند؟ یکی روایت می‌کند، دیگری تحلیل می‌کند و سومی داوری. همین تفاوت به تسوایگ اجازه می‌دهد زندگی‌نامه‌نویسی را به روان‌شناسی آفرینش ادبی نزدیک کند. اما این روش محدودیتی جدی نیز دارد. تسوایگ عاشق ساختن «تیپ» است و گاهی شخصیت تاریخی را بیش از اندازه با الگویی که برایش ساخته هماهنگ می‌کند. قرار دادن سه نویسنده در سلسله‌مراتب صعودی از کازانووا به تولستوی نیز بیشتر داوری زیبایی‌شناختی و اخلاقی تسوایگ است تا نتیجه‌ای که بتوان آن را بی‌چون‌وچرا پذیرفت. تحقیقات امروز دربارهٔ خودزندگی‌نامه نیز نسبت به تصور وجود یک «خود حقیقی» که نویسنده فقط باید آن را کشف کند محتاط‌ترند؛ خود روایت، هویت را تا حدی می‌سازد. بااین‌حال همین مسئله کتاب را زنده نگه داشته است. وقتی کسی زندگی خود را می‌نویسد، آیا سرانجام خودش را آشکار می‌کند یا نسخه‌ای از خودش می‌سازد که می‌خواهد باقی بماند؟ تسوایگ سه آینه مقابل سه انسان می‌گذارد؛ تفاوتشان در چیزی نیست که آینه منعکس می‌کند، بلکه در میزان تحملی است که هر یک برای نگاه‌کردن طولانی به تصویر خود دارد.
درباره اشتفن تسوایک
درباره اشتفن تسوایک
اشتفن تسوایک (اشتفان سوایگ)، زاده ی 28 نوامبر 1881 و درگذشته ی 22 فوریه ی 1942، رمان نویس، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار و زندگینامه نویس اتریشی بود. تسوایک در رشته ی فلسفه در دانشگاه وین تحصیل کرد و مدرک دکتری خود را در سال 1904 به دست آورد. او در جنگ جهانی اول در بایگانی وزارت جنگ خدمت کرد و در پی قدرت گرفتن هیتلر در آلمان، در سال 1934 از اتریش گریخت و به انگلستان و سپس به آمریکا رفت. تسوایک در سال 1941 به برزیل نقل مکان کرد و یک سال بعد به همراه همسر دومش دست به خودکشی زد. او یک از شاگردان برجسته ی «زیگموند فروید» بود.
مقالات مرتبط با کتاب سخن پردازان سرگذشت خویش
آشنایی با انواع سبک های نگارش و شیوه استفاده از آن ها
آشنایی با انواع سبک های نگارش و شیوه استفاده از آن ها
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب سخن پردازان سرگذشت خویش" ثبت می‌کند