کتاب مثنوی معنوی

Masnavi Manavi
(3 جلدی)
کد کتاب : 16994
شابک : 978-9643111106
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 1233
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1260
نوع جلد : سلفونی
سری چاپ : 11
زودترین زمان ارسال : 20 اردیبهشت
تعداد جلد : 3

معرفی کتاب مثنوی معنوی اثر جلال الدین محمد بلخی(مولانا)

"مثنوی معنوی" شاهکار جهان عرفان از "جلال الدین محمد بلخی" ملقب به "مولانا" است که به سبب بار فکری و معنوی آن، به طور گسترده مورد توجه ادبا و عارفان قرار گرفته است. دامنه ی توجهی که "مثنوی معنوی" از قرن های گذشته تا به امروز به خود جلب کرده، آن قدر وسیع و فراخ است که کمتر اثری در حوزه ی اندیشه و عرفان می تواند تنه به تنه ی آن بزند. به سبب همین شناخته شدگی و شهرت ادبی وسیع، ادبای زیادی اقدام به تصحیح "مثنوی معنوی" نموده اند اما یکی از معتبرترین تصحیح ها، که مورد ارجاع عالمان و ادیبان بسیاری نیز قرار گرفته است، تصحیح "رینولد نیکلسون"، خاورشناس و مترجم مشهور انگلیسی می باشد.
این دریای بیست و شش هزار بیتی معرفت که در شش دفتر و بیش از هزار صفحه کتاب شده، همانطور که از نام آن بر می آید در قالب مثنوی سروده شده و با وجود اینکه پیش از "مولانا" هم شاعران مطرح دیگری نظیر سنائی غزنوی و عطار نیشابوری از این قالب بهره جسته بودند، اما "مولانا جلال الدین محمد بلخی" در "مثنوی معنوی"، چنان محتوای شگفت انگیز و خیره کننده ای را ارائه نمود که به مراتب به این قالب ارتقا بخشید.
آنچه "مولانا" در این شش دفتر به بلاغت و فصاحت تمام به آن پرداخته، دشواری ها و مصائب انسان در راه رسیدن به خداست که در قالب بیش از چهارصد قصه ی پی در پی بیان شده است. "مثنوی معنوی" که همواره در فهرست برترین کتاب های جهان از جایگاه رفیعی برخوردار است، آیینه ای از فرهنگ دینی مردم ایران و اندیشه های آنان می باشد.

کتاب مثنوی معنوی

جلال الدین محمد بلخی(مولانا)
جلال الدین محمد بلخی معروف به مولانا، مولوی و رومی، زاده ی 15 مهر 586 و درگذشته ی 4 دی 652 هجری شمسی، از مشهورترین و تأثیرگذارترین شاعران ایرانی است.جلال الدین محمد بلخی در بلخ زاده شد. پدر او مولانا محمد بن حسین، خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقه ی او به احمد غزالی می رسید. وی در عرفان و سلوک سابقه ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچمداران کلام و...
قسمت هایی از کتاب مثنوی معنوی (لذت متن)
لیک نور سالکی کز حد گذشت/ نور او پر شد بیابانها و دشت/ شاهدی اش فارغ آمد از شهود/ وز تکلفها و جانبازی و جود/ نور آن گوهر چو بیرون تافتست/ زین تسلسها فراغت یافتست/ پس مجو از وی گواه فعل و گفت/ که ازو هر دو جهان چون گل شکفت/ این گواهی چیست اظهار نهان/ خواه قول و خواه فعل و غیر آن/ که عرض اظهار سر جوهرست/ وصف باقی وین عرض بر معبرست/ این نشان زر نماند بر محک/ زر بماند نیک نام و بی ز شک/ این صلات و این جهاد و این صیام/ هم نماند جان بماند نیک نام/ جان چنین افعال و اقوالی نمود/ بر محک امر جوهر را بسود/ که اعتقادم راستست اینک گواه/ لیک هست اندر گواهان اشتباه/ تزکیه باید گواهان را بدان/ تزکیش صدقی که موقوفی بدان/ حفظ لفظ اندر گواه قولیست/ حفظ عهد اندر گواه فعلیست/ گر گواه قول کژ گوید ردست/ ور گواه فعل کژ پوید ردست/ قول و فعل بی تناقض بایدت/ تا قبول اندر زمان بیش آیدت/ سعیکم شتی تناقض اندرید/ روز می دوزید شب بر می درید/ پس گواهی با تناقض کی شنود/ یا مگر حلمی کند از لطف خود/ فعل و قول اظهار سرست و ضمیر/ هر دو پیدا می کند سر ستیر/ چون گواهت تزکیه شد شد قبول/ ورنه محبوس است اندر مول مول/ تا تو بستیزی ستیزند ای حرون/ فانتظرهم انهم منتظرون

آن عزیز مصر می دیدی به خواب/ چونک چشم غیب را شد فتح باب/ هفت گاو فربه بس پروری/ خوردشان آن هفت گاو لاغری/ در درون شیران بدند آن لاغران/ ورنه گاوان را نبودندی خوران/ پس بشر آمد به صورت مرد کار/ لیک در وی شیر پنهان مردخوار/ مرد را خوش وا خورد فردش کند/ صاف گردد دردش ار دردش کند/ زان یکی درد او ز جمله دردها/ وا رهد پا بر نهد او بر سها/ چند گویی هم چو زاغ پر نحوس/ ای خلیل از بهر چه کشتی خروس/ گفت فرمان حکمت فرمان بگو/ تا مسبح گردم آن را مو به مو