این دسته از کتاب ها، ضربان قلب مخاطب را به بازی می گیرند و هیجان و احساس ورود به دنیایی جدید را برای او به ارمغان می آورند.
من پایینتر مقدمه از ترجمه مجتهدزاده که تو فیدیبو خریده بودم رو نوشتم ، میتونین بخونین که چقدر ترجمه بدیه. اما اینجا ترجمه مریم رفیعی رو خریدم ، همون پاراگراف از مقدمه رو با ترجمه ایشون هم مینویسم ، خودتون قضاوت کنین : "زن با خود فکر کرد ، حتما مردهام. بر فراز منارههای شهر قدیمی شناور بود. زیر پایش منارههای نورانی کلیسای سنت ویتوس بر دریایی از چراغهای چشمکزن میدرخشید. با چشمهایش -اگر هنوز چشمی داشت- شیب ملایم تپه کسل را تا قلب پایتخت بوهمی دنبال کرد و هزارتوی خیابانهای پیچ در پیچی که زیر لایهی تازهای از برف پنهان شده بودند را از نظر گذراند. پراگ. با سردرگمی سعی کرد از مخمصهاش سر در بیاورد. به خودش اطمینان داد ، من یه متخصص مغز و اعصابم. از سلامت عقل برخوردارم. ولی به این نتیجه رسید که جمله دومش جای بحث داشت. تنها چیزی که دکتر بریگیتا گسنر در آن لحظه با اطمینان میدانست این بود که بر فراز زادگاهش پراگ معلق است. بدنش همراهش نبود. جرم و شکلی نداشت. با این حال به نظر میرسید بقیهی وجودش ، وجود واقعیاش -جوهرهاش،هوشیاریاش- کاملا سالم و آگاه باقی مانده و شناور در هوا آهسته در جهت رودخانهی ولتاوا در حرکت بود."
خلاصه اینکه با فاصله این ترجمه کیفیت بیشتری داره و حداقل میشه کتاب رو خوند. اگه بین مجتهدزاده و رفیعی گیر کردید ، چشم بسته رفیعی رو بگیرید. در مورد نسخه شهرابی با اینکه ۵تا کناب قبلی رو با ترجمه ایشون خریدم ولی در مورد این نسخه نظری ندارم. میگن ترجمه جالبی نیست ولی فقط تو این کامنتها خوندم ، تجربه خودم نیست.
واقعا حیف که من کامنتهای شما رو دیر دیدم :( درست بعد از اینکه نسخه مجتهدزاده رو خریدم
با تعاریف بقیه تو کامنتها قانع شدم که ترجمه آقای علی مجتهدزاده رو بخرم و واقعا اشتباه بدی بود. حیف پول و وقتم واقعا. نمیدونم بقیه چجوری تونستن این ترجمه رو بخونن و اینهمه تعریف کنن ازش😐
ای کاش چندتا کامنت پایینتر رو هم میخوندی :( متن از شروع کتاب هم نوشتم که به راحتی بشه ترجمه داغون و ضعیف مجتهدزاده رو خوند. نسخه مریم رفیعی رو سفارش دادم هنوز نرسیده دستم. وقتی برسه حتما میام از کیفیتش مینویسم.
من که کتابو نخوندم اما وقتی فهمیدم نشر پارسه نوع جلد شومیزه اصلاً.... درک نمیکنم این نشر رو برای کتاب ۲۰۰ صفحهای کتابو گالینگور میکنه برای کتاب ۷۰۰.۸۰۰ صفحهای نه
من ترجمه آفای مجتهد زاده رو خوندم ، واقعا عالین کتابای دن براون همه چی باهمه ، علنی، عاشقانه جنایی ، کلی به اطلاعات آدم اضافه میشه ، این کتاب هم مثل بقیه کتابها خفن بود
ترجمه کتاب آقای مجهتد زاده رو خوندم. این کتاب دن براون عالی بود واقعا نسبت به کتاب قبلیش یعنی خواستگاه خیلی بهتر و قویتر بود
ترجمه کتاب آقای مجهتد زاده رو خوندم. این کتاب دن براون عالی بود واقعا نسبت به کتاب قبلیش یعنی خواستگاه خیلی بهتر و قویتر بود
نشر تندیس دیگه واقعاً از حد گذرانده!
چرا ترجمه آقای شهرابی اینقدر گرونه؟ جالبه هر سه کتاب هم جلد شومیز دارند اما با قیمتهای متفاوت
یک اثر عالی دیگه از دن براون که خوندنش بسیار لذت بخش بود ترجمه آقای مجتهدزاده هم بسیار روان و عالی بود پیشنهاد میکنم از دستش ندید
پاورقیها هم خوب و کامل ترجمه شده؟ سانسور و حذفیات داره؟
ترجمه به شدت بد بود. بعضی وقتها جملهها حتی فعل هم نداشت! نمیدونم چرا الکی تعریف میکنید
ترجمه مجتهدزاده به شدت ضعیفه. دوستان دیگه اشتباه نکنین و این نسخه رو نخرید ، پایینتر از متن کتاب آوردم. خودتون بخونین و قضاوت کنین.
با سلام احترام خدمت دوستان کتابخوان . به نظر من آقای حسین شهرابی به خاطر ترجمه رمز داوینچی ۲۰۰۳ که حسابی کتاب جنجالی شد , شهرت پیدا کرد و تبدیل به برند شد. مثلا من کتاب دوزخ ۲۰۱۳ و کتاب خاستگاه ۲۰۱۷ از دن براون را با ترجمه دیگری خوندم و با ترجمه حسین شهرابی از نشر تندیس مقایسه کردم . نشر تندیس با صفحه بندی وفونتهای درشتتر تعداد صفحه هارو بالاتر برده بود و تعداد پاورقیها با ترجمههای دیگه هیچ فرقی نداشت و حتی کمتر بود. و متاسفانه بدتر از همه ترجمههای آقای شهرابی از کتابهای دن براون به شدت گران هستن. مخصوصا الان با کمک نرم افزارهای ترجمه و حضور هوش مصنوعی در ترجمه , به نظر من ترجمهها امروزه هیچ فرقی با هم ندارن و... بازم به سلیقه و انتخاب فرد کتابخوان بستگی داره و من فقط نظرم رو گفتم دوستان.
دقیقا همینطوره، سواستفاده از یک به اصطلاح برند ! من ترجمه آقای مجتهد زاده رو خوندم و از هر نظر عالی و کامل بود .
من ترجمه مجتهدزاده رو تو فیدیبو خریدم. باید بگم افتضاحه. این چند خط اول از مقدمست،خودتون قضاوت کنین:
زن با خودش فکر کرد لابد مردهام. بر فراز منارههای بلند شهر کهن شناور بود. میدید که زیر تنش برجهای نورگرفته کلیسای ویتوس قدیس در دل سوسوی دریای نورها میدرخشند.او با چشمان خودش که شاید هنوز آنها را داشت شیب نرم تپه قلعه را دید زد و نگاهش راه کشید به میانه این پایتخت بوهمیا و هزارتوی خیابانهای هزارپیچ که زیرِ بارش برف نو سپیدپوش میشد. گیج و گول تقلایی کرد که از این دردسری که توش افتاده سر در بیاورد. به خودش نهیب زد که: من عصاب شناسم، عقلم هنوز سرجاش هست. و در دم فهمید این دومین جلمه ای که در سر ساخته است ، انگار چندان سفت هم نیست. تنها چیزی که دکتر بریگیتا گسنر ازش مطمئن بود همین که در آن دم بر بالای شهر خودش پراگ پرواز میکرد. سررشته تنش هم در دستش نه. نه جسمی داشت و نه شکلی. با این باقی خودش که همان خود واقعیاش بود و عصارهاش و هوشیاریاش انگار دست نخورده و سرجاش. آرام روی هوا روانه شده بود سوی رودخانه ولتاوا.
متنی که نوشتم مو به مو همون متن اصلیه ، هیچ ایراد تایپی و اشتباهی تو این متنی که نوشتم وجود نداره ، حتی نیمفاصلهها رو هم دقیقا از متن کتاب حفظ کردم. با این حال فکر کنم هوش مصنوعی از این بهتر ترجمه میکرد. چطوری روشون میشه واقعا؟! ترجمه شهرابی رو ندارم و نظری نمیدم ، گرچه ایشون هم به تازگی کارهای بدی ارائه داده مثل دوتا کتاب آخر بنیاد (بنیاد و زمین ، لبه بنیاد). نمیدونم اگه تهیه کردید اینجا نظرتون رو بنویسید که همه استفاده کنیم.
نسخه ترجمه حسین شهرابی کی میاد ؟
به زودی و احتمالا با قیمت نجومیتر از نشر خوب تندیس !
بله درست گفتید متاسفانه اومد با قیمت ۱۳۰۰ هزارتومن 🤣🤣🤣