کتاب «لوکرتیا و خانواده کرون» نوشتهی ویکتور لاوال، نوولایی در ژانر وحشت فانتزی است که در فضای شهری نیویورک روایت میشود و داستان خود را از زاویهی دید یک کودک شکل میدهد. لاوال در این کتاب عناصر واقعگرایانهی زندگی طبقهی کارگر شهری را با فضایی وهمآلود و تخیلی تلفیق میکند تا روایتی فشرده و چندلایه دربارهی ترس، فقدان و مواجهه با ناشناختهها ارائه دهد. ساختار کوتاه نوولا باعث شده روایت متمرکز و بدون حاشیهپردازی پیش برود و بر تجربهی زیستهی شخصیت اصلی تمرکز داشته باشد. داستان دربارهی دختری دوازدهساله به نام لوکرتیا است که همراه مادرش در یک ساختمان قدیمی زندگی میکند. نزدیکترین دوست او، سانی، پس از یک دوره بیماری سخت به خانه بازمیگردد، اما بهطور ناگهانی ناپدید میشود. این غیبت نقطهی آغاز جستوجوی لوکرتیا است؛ جستوجویی که او را به بخش متروکه و ممنوعهی ساختمان، یعنی طبقهی ششم میکشاند. این فضا به شکل یک قلمرو تاریک و غیرعادی تصویر میشود؛ جایی که شایعاتی قدیمی دربارهی موجوداتی اسرارآمیز به نام خانوادهی کرون وجود دارد. ورود لوکرتیا به این فضا، مرز میان واقعیت روزمره و جهان فانتزی را از بین میبرد. در مسیر روایت کتاب بهطور همزمان به ترسهای کودکانه و اضطرابهای واقعی زندگی پرداخته و بیماری، احتمال مرگ، ناتوانی خانوادهها و احساس ناامنی، در کنار موجودات عجیب و فضاهای وهمانگیز قرار میگیرند. خانوادهی کرون نه فقط بهعنوان عناصر وحشت، بلکه بهعنوان نمادی از طردشدگان اجتماعی معرفی میشوند؛ موجوداتی که از جامعه حذف شدهاند و در حاشیهی شهر پنهان ماندهاند. لاوال با استفاده از این تمثیل نشان میدهد که وحشت میتواند ریشه در شرایط اجتماعی و اقتصادی داشته باشد، نه صرفا در پدیدههای ماورایی. این نوولا در عین داشتن عناصر فانتزی و ترسناک، نگاهی اجتماعی به زندگی شهری دارد و شرایط زیست در محلههای کمبرخوردار را بازتاب میدهد و نمونهای روشن از تلفیق وحشت، تخیل و واقعیت اجتماعی در آثار ویکتور لاوال است.
درباره ویکتور لاوال
ویكتور لاوال (1972- ) داستان نویس امریکایی میباشد. رمان فانتزی و ترسناک او تصنیف تامسیاهه برنده جایزه بهترین رمان شرلی جکسون در سال 2016 شد.