1. خانه
  2. /
  3. کتاب بازپرسی

کتاب بازپرسی

نویسنده: فیلیپ کلودل
3.8 از 1 رأی

کتاب بازپرسی

The Investigation
انتشارات: نشر پایا
ناموجود
75000
معرفی کتاب بازپرسی
ورود به دنیای رمان «بازپرسی» اثر فیلیپ کلودل، نویسنده و کارگردان سرشناس فرانسوی، مواجهه با یک ساختار به غایت سرد، مکانیکی و غریبه است که بیش از هر چیز تنهایی مفرط انسان معاصر را نشان می‌دهد. داستان با ورود یک مامور تحقیق بدون نام که صرفا با عنوان «بازپرس» شناخته می‌شود، به شهری خاکستری و بارانی آغاز می‌شود؛ ماموریتی به ظاهر ساده برای کشف علت زنجیره ی ۲۲ خودکشی مشکوک در بازه‌ی زمانی ۱۸ ماهه میان کارکنان یک تشکیلات انحصارطلب و غول‌آسا... . کلودل از همان آغاز با تاخیر قطار، فضایی را خلق می‌کند که در آن هیچ‌کس در ایستگاه منتظر تازه واردی نیست که قرار است گره از یک بحران سازمانی بگشاید. در این هزارتوی شهری، جغرافیا طوری طراحی شده که فرد را به جای هدایت، گمراه کند؛ خیابان‌ها به بن‌بست می‌رسند و ساختمان ابرشرکت مانند یک دژ نفوذناپذیر قرون وسطایی، از پذیرش بازرس سر باز می‌زند. نویسنده در حقیقت با حذف نام‌ها و جایگزینی آن‌ها با عناوین شغلی محض مانند مدیر، راهنما، پیشخدمت یا نگهبان، هویت فردی را به مسلخ بوروکراسی مدرن می‌برد. این تهی‌سازی هویت به قدری دقیق پیش می‌رود که بازپرس حتی برای اثبات هویت وجودی خودش نیز با چالش روبه‌رو می‌شود و در سیستم نمره‌دهی و کاغذبازی هتل و اداره‌ها حل می‌شود، گویی حضور او در این جغرافیا، فرآیند مسخ تدریجی یک انسان به یک مهره ی تعویض‌پذیر است.
جاذبه‌ی ساختاری رمان «بازپرسی» در نحوه‌ی بازتعریف مفهوم عاملیت و سقوط اگزیستانسیال قهرمان داستان نهفته است، جایی که تحقیق درباره‌ی مرگ دیگران به مرور به پرونده‌ی بررسی فروپاشی روانی خود بازپرس تبدیل می‌شود. کلودل با الهام واضح از جهان فکری فرانتس کافکا و رمان‌های شاخصی چون قصر و محاکمه، بوروکراسی را نه به عنوان یک ابزار اداری، بلکه به عنوان یک دین نوین و تمامیت‌خواه به تصویر می‌کشد که قوانینش نیازی به منطقی بودن ندارند، همین که وجود دارند یعنی باید اطاعت شوند. بازپرس هر چه بیشتر تلاش می‌کند تا طبق اصول عقلانی پرونده را پیش ببرد، با موانع مضحک‌تر و ابلهانه‌تری مواجه می‌شود؛ او مجبور است برای یک پرسش ساده فرم‌های متعددی پر کند و از دالان‌های تاریکی بگذرد که انتهای آن‌ها به هیچ دفتری ختم نمی‌شود. اینجاست که مفهوم بیگانگی به عینی‌ترین شکل ممکن رخ می‌نماید؛ آدم‌های این شهر چنان در چرخ‌دنده‌های ابرشرکت حل شده‌اند که رفتارهای مکانیکی آن‌ها شبیه به ربات‌های کوکی است؛ آن‌ها مفهوم زندگی، تفریح، مسکن و حتی مرگ خود را از قاب استانداردهای شرکت دریافت می‌کنند. توصیف‌های گزنده‌ی کلودل از محیط زیست تخریب‌شده‌ی شهر، این خفقان روانی را تشدید می‌کند؛ دنیایی بدون درخت، بدون سبزی، انباشته از بتن، دوده و رودخانه‌هایی آلوده به پسماندهای صنعتی و ضایعات بیمارستانی که آینه‌ای تمام‌نما از روح فرسوده و مسموم ساکنان آن است.
رمان «بازپرسی» با وجود شباهت‌های ساختاری‌اش به سینمای دیستوپیایی و ادبیات سیاه، تملق‌آمیز و شعاری رفتار نمی‌کند، بلکه به عنوان یک فابل مدرن و کمدی سیاه، آینه‌ای صیقل‌خورده در برابر جامعه‌ی کار معاصر قرار می‌دهد تا نشان دهد چگونه سیستم‌هایی که روزی برای رفاه و نظم‌بخشی به حیات بشر اختراع شده بودند، اکنون به هیولاهایی خودفرمان تبدیل شده‌اند که خالق خود را با ولع می‌بلعند و در خود هضم می‌کنند.
درباره فیلیپ کلودل
درباره فیلیپ کلودل
فیلیپ کلودل (به فرانسوی: Philippe Claudel) کارگردان و رمان‌نویس قرن بیستم میلادی اهل فرانسه است.
قسمت هایی از کتاب بازپرسی

شرایط احمقانه‌ای بود. هرگز تا به آن‌روز چنین اتفاقی برایش نیفتاده بود. حتی چشمانش را مالید و لبانش را گاز گرفت تا مطمئن شود که هرآنچه این چند ساعت برایش اتفاق افتاده کابوسی بیش نبوده است. اما نه. او اینجا مقابل این ورودی بود که کوچک‌ترین شباهتی به سایر درهای ورودی نداشت، مقابل محوطۀ شرکتی که کم‌ترین شباهتی به بقیۀ شرکت‌ها نداشت، درست کنار اتاق نگهبانی که با یک اتاق نگهبانی عادی کاملا تفاوت داشت. دندان‌هایش به‌هم می‌خورد، تا مغز استخوان خیس شده بود و ساعت از ده شب گذشته بود. برف قطع شده بود. اما باران دوباره شروع به باریدن کرده بود و همچون چکشی بر سرش فرود می‌آمد تا شاید بیشتر تعجبش را برانگیزد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب بازپرسی" ثبت می‌کند