کتاب آتش بدون دود

Atash-e Bedoon-e Dood
(3 جلدی)
کد کتاب : 17720
شابک : 978-6001740565
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 1604
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 18
زودترین زمان ارسال : 26 تیر

معرفی کتاب آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی

نادر ابراهیمی نویسنده ایست توانا در عرصه های شخصیت پردازی، نماد گرایی و کاربرد زاویه دید. رمان سه جلدی آتش بدون دود به خوبی بازتابنده این است.

شخصیت زن در این رمان آن گونه که شایسته یک زن ترکمن می باشد در این رمان توصیف شده است. زن ترکمن پا به پای همسر خود برای داشتن یک زندگی آرام تلاش می کند. او مطیع بی چون و چرا همسر خود است." زن ترکمن، نجابت را النگوی طلا و گردنبند جواهرنشان نمیداند، که گاه باشد و گاه نباشد. زن ترکمن، یعنی ذات نجابت ترکمن...".

آنچه به اثرنادرابراهیمی ارزش میدهد، استفادة فراوان از نامهای ترکمنی و آذری است نویسنده با چنین رویکردی، رمان خود را بصورت فرهنگی از نامهای بومی درآورده است نامهایی که به مرور زمان و به سبب دگرگونیهای محیط و اجتماع، شاید که امروزه چندان حفظ و نگهداری زبان برای هر ملّتی پشتوانة غنی و ریش ه دار ماندن » . کاربرد نداشته باشد فرهنگ آن قوم است.

کتاب آتش بدون دود

نادر ابراهیمی
نادر ابراهیمی (زاده ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران – درگذشته در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، تهران)، داستان‌نویس معاصر ایرانی بود. او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌ است. ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان، از اندک‌شمار سخنوران ایرانی به‌شمار می‌رود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده بوده‌اند. نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعن...
قسمت هایی از کتاب آتش بدون دود (لذت متن)
از عشق سخن باید گفت ، همیشه از عشق سخن باید گفت . عشق در لحظه پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان . این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است . عشق ، معیارها را در هم می ریزد ؛ دوست داشتن بر پایه ی معیارها بنا می شود . عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد ، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد . عشق ، قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی ست . عشق ، فوران می کند - چون آتشفشان ، و شره می کند - چون آبشاری عظیم ؛ دوست داشتن ، جاری می شود

آنها که نمی جویند و نمی پرسند و نمی شناسند، خیل کوران را مانند، دلبسته ی بن عصای بیایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویشتن برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به ظاهر بینا، خود در معنا کوری باشد که بن عصای بیگانه ای را گرفته باشد ...

وقتی برای به دست آوردن چیزی، باید آنرا تکدی کنی، همین مساله نشان می دهد که آن چیز، بسیار بی ارزش و بی مصرف است. هر چیزی که ارزش و اعتبار دارد، خودش را از معرکه ی بده و بستان های کثیف دور نگه می دارد