از خیابان پنفیلد بالا رفت تا به پنفیلد کرسان برسد. در آنجا خبری نبود. حوالی ساعت ۲۰ و ۲۰ دقیقه بود و هیچ کس در آنجا به چشم نمی خورد. لحظه ای توقف کرد تا داخل پارک را نیز ببیند ولی بازهم اثری از کسی نبود. وقتی می خواست مجددا حرکت کند، چشمش به چیزی در پیاده رو افتاد. در ابتدا فکر کرد کپه ای لباس است ولی بعد متوجه شد که بدنی روی زمین افتاده است. درحالیکه قلبش به شدت می زد از اتومبیلش خارج شد. همسرش بود.
در اداره پلیس تعریف کرد که در ابتدا گمان کرده است حال همسرش به علت گرما به هم خورده است. حتی ترسیده بود مشکل قلبی برای او رخ داده باشد. ولی نزدیک تر که شده بود، چشمش به حمام خون و نیز جای گلوله روی سراو افتاده بود. شروع به فریاد زدن و درخواست کمک کرده بود. اصلا نمی دانست آیا باید کنار همسرش بماند یا اینکه به سمت خانه های اطراف دویده و در آنها را برای درخواست کمک بزند. دیدش تار شده بود و احساس می کرد پاهایش نمی توانند به خوبی وزن بدنش را تحمل کنند. درنهایت فریادهایش باعث شد یکی از ساکنان خیابانی کناری به کمکش بیاید.
به جز روزهای یکشنبه که کمی به بدنش استراحت می داد، هر روز هفته همین برنامه را تکرار می کرد. از خانه خارج شده و از خیابان پنفیلد بالا می رفت تا به پنفیلد کرسان برسد که نیم دایره ای حول یک پارک تشکیل میداد. در آنجا با مجموعه ای از وسایل ورزشی (همیشه تکراری) کار کرده و درنهایت مسیر رفته را باز می گشت. این کار همیشه ۴۵ دقیقه زمان می برد، اگر هم حرکات ورزشی اش طولانی تر می شد، پنجاه دقیقه. هیچ وقت بیشتر از این طول نمی کشید.
داستان های جنایی، یکی از قواعد اساسی قصه گویی را به آشکارترین شکل نشان می دهند: «علت و معلول»
من از بچگی با رمانهای پلیسی و معمایی بزرگ شدم و همیشه تشنه مطالعه آثار جنایی درگیر کننده بودم. ولی با وقفه ای که کنکور و دانشگاه در مطالعات غیر درسی من ایجاد کرد، نزدیک ۶ سال از خواندن رمان محروم بودم و وقتی خواستم برگردم ناخواسته به سمت کتابهای پر فروش و ترند که ویترینها رو پر کرده بود رفتم و غرق در دنیای رمانهای درام و اجتماعی شدم و انگار یادم رفت اصل و ریشه مطالعات ادبیاتی من چی بود. چهار سال پیش بود که توی یکی از نرم افزارهای کتابخوان ایرانی (اسم نمیبرم)، این کتاب به عنوان هدیه آخر هفته رایگان قابل دریافت شد. منم تا اون زمان اسم ژوئل دیکر نشنیده بودم ولی اسم کتاب ذهنمو درگیر کرد و همون روز با وسوسه شدید شروع به مطالعش کردم. به خودم اومدم دیدم فردای اون روزه و نصف این کتاب تقریبا ۷۰۰ صفحه ای گذشته و با پلک زدنی دیدم طی سه روز این کتاب غول آسا رو خوندم و تو شوک هستم...الان که این نظر رو دارم میزارم و چشمتون رو خسته کردم تمام آثار دیکر رو خوندم و لحظه شماری میکنم اثر جدید ازش ترجمه بشه. و للان بیش از ۲۰۰ رمان جنایی پلیسی دیگه در کتابخانه فیزیکی خودم و کتابخانه مجازی خودم دارم و خوشحالم با این شاهکار پلیسی به مسیر مطالعاتی خودم برگشتم. این کتاب با کش و قوس زیاد و درگیر کننده اش ما رو درگیر یک پرونده بزرگ و پیچیده میکنه و تا لحظه آخر ما رو تشنه دونستن حقیقت نگه میداره. کتاب پرونده هری کبر از همین نویسنده به نظر من بهترین کتاب جنایی دنیاست ولی ماجرای ناپدید شدن استفانی ملر برام یه جایگاه ویژهتر داره. ببخشید پر حرفی کردم🌷
ممنون میشم از کتاب هایی که خوندید تعدادی معرفی کنید منم طرفدار ژانر پلیسی ، جنایی، معمایی هستم و تعدادی کتاب در این زمینه خوندم ولی همیشه پیدا کردنشون برام مشکله اگه لیستی از کتاب هاتون رو به اشتراک بذارید ممنون میشم
در پاسخ به شارلوت عزیز به شما پیشنهاد می کنم کتاب «الکس» نوشته پی یر لومتر را هم مطالعه بفرمایید. در ضمن اگر کتاب «پرونده هری کبر» را هم هنوز مطالعه نکردید، حتما مطالعه بفرمایید، سریالش هم بسیار زیباست. کتاب «نجواهایی از گذشته» نوشته چارلی دانلیا هم پیشنهاد میکنم. کتاب «درمان» نوشته سباستین فیتسک با سریالش هم جذاب بود. امیدوارم از مطالعه آنها لذت ببرید. بنده چون خودم کتاب خوان حرفه ای هستم و همیشه برای انتخاب کتابها از نظرات خوانندههای عزیز کمک میگیرم، فکر کردم شاید نظرم برای شما و دیگران مفید باشد.😊 فقط یک نکته که شاید جالب باشد دوست دارم اینجا عنوان کنم: من خودم مدتهاست خلاصه پشت جلد، فیلم یا سریال را به هیچ وجه نمیخوانم چون در خیلی از موارد متأسفانه راز داستان در همان خلاصهها لو میرود و از جذابیت کتاب یا فیلم میکاهد و به قول معروف آن را اسپویل میکند.😉 در ضمن فکر کنم از کتاب «فردا» نوشته گیوم موسو هم لذت ببرید. اگر بخواهم ادامه بدهم تبدیل به طومار میشود به جای نظر! 😊
در پاسخ به بانوی عشق کتاب واقعا بسیار بسیار ممنونم از نظرتون و لطف خیلی بزرگی کردید🙏🏻
در پاسخ به شارلوت عزیز، اول از همه خیلی خوشحال شدم پیام من را دریافت کردید. امیدوارم مفید بوده باشد. در ادامه کتابهای «اگر فردا بیاید» از سیدنی شلدون، «آوای فرشته» از گیوم موسو، «نجواگر» از الکس نورث،«جنگل» از هارلن کوبن،«رازی در جنگل» از آلیس مارشال، «تصاویر پنهان» از جیسون ریکولاک» و «برزخ بی گناهان» از کارین ژیه بل را هم پیشنهاد میدهم. در ضمن تعریف«مبادله قتل» از استیو کاوانا و «ورطه» از «ناتسوئو کرینو را هم خیلی شنیده ام😊
در پاسخ به بانوی عشق کتاب ، کتاب الکس و فردا رو که سری قبل اسم برده بودین تهیه کردم😅از لیست جدیدتون هم یکی دوتایی خوندم ولی حتما این موردها هم اضافه میکنم که حتما بخرم ،من هم تعریف کتاب مبادله قتل رو شنیدم ولی دو دل هستم برای خرید🤷🏻♀️ممنون از لطفتون خیلی زحمت کشیدین
بی نظیره ! اگه علاقه مند به کتابهای معمایی خفن هستین ، حتما این کتاب رو بخونید🙂
حتما این کتاب را بخوانید .جالبه .معمایی پیچیده که هر لحظه شما را در شوک میبرد و پایان داستان مبهوت خواهید ماند.