مقالهی «نقدی فلسفی به یالوم» نوشتهی شلومیت سی. شوستر که در سال ۲۰۱۳ در مجله بینالمللی فلسفه کاربردی منتشر شد، یکی از مداخلات نظری مهم در مرزبندی میان مشاوره فلسفی و رواندرمانی وجودی بهشمار میآید. این متن کوتاه اما فشرده، با نگاهی انتقادی به آثار و اظهارنظرهای اروین دی. یالوم، میکوشد نشان دهد که چگونه تلقی یالوم از فلسفه، هرچند غنی و الهامبخش، اغلب در چارچوبی درمانمحور باقی میماند و از حیث فلسفی با ایدهی مشاوره فلسفی به معنای دقیق آن فاصله میگیرد. شوستر مقاله را با این پیشفرض آغاز میکند که مشاوره فلسفی، بهمثابه یک عمل مستقل، هدفش نه درمان روانی بلکه شفافسازی مفهومی، تحلیل عقلانی باورها و مواجههی انتقادی با مسائل بنیادی زندگی است. از این منظر، او به بررسی نوشتههای یالوم میپردازد؛ نویسندهای که اگرچه فیلسوف نیست، اما آثارش-چه متون نظری و چه رمانهای فلسفیـدرمانی-نقش مهمی در عمومیسازی دغدغههای وجودی داشتهاند. مسئلهی محوری شوستر این است که آیا یالوم واقعا از مشاوره فلسفی سخن میگوید، یا صرفا فلسفه را در خدمت اهداف رواندرمانی خود به کار میگیرد. تحلیل شوستر نشان میدهد که یالوم تقریبا همیشه فلسفه را از درون چارچوب وجودیـدرمانیاش میخواند. مفاهیمی چون مرگ، آزادی، انزوا و بیمعنایی-که در آثار کلاسیک یالوم نقشی محوری دارند-نه بهعنوان مسائل فلسفی مستقل، بلکه بهعنوان گرههایی روانی معرفی میشوند که باید در مسیر رشد و التیام فردی «حل» شوند. به باور شوستر، این رویکرد اگرچه برای رواندرمانی مشروع و حتی ثمربخش است، اما فلسفه را به ابزاری برای تحول روانشناختی فرو میکاهد و صدای انتقادی و مفهومی آن را تضعیف میکند. بخش مهمی از مقاله به تحلیل رمانهای یالوم اختصاص دارد؛ آثاری مانند «وقتی نیچه گریست» یا «درمان شوپنهاور». شوستر نشان میدهد که در این روایتها، فلسفه اغلب در قالب داستانهایی عرضه میشود که پایانشان نوعی آشتی درونی یا رهایی روانی است. این امر، بهزعم او، مرز میان کاوش فلسفی و خودشناسی درمانی را محو میکند و این خطر را دارد که مسائل فلسفی صرفا به استعارههایی برای بهبود روانی تقلیل یابند. نقطهی قوت اصلی مقاله، دقت مفهومی آن در تمایزگذاری میان دو سنت است: سنت فلسفی که بر استدلال، نقد و گفتگوی عقلانی تأکید دارد، و سنت رواندرمانی که هدفش کاهش رنج و افزایش کارکرد روانی است. بااینحال، تمرکز مقاله بر بخشی از آثار یالوم و فرض آشنایی خواننده با هر دو حوزه، دامنهی مخاطبان آن را محدود میکند. در جمعبندی، مقالهی شوستر دفاعی سنجیده از هویت مستقل مشاوره فلسفی است. این متن نشان میدهد که هرچند یالوم نقشی مهم در زندهکردن پرسشهای وجودی در فرهنگ معاصر داشته، اما فلسفه در آثار او اغلب در خدمت درمان قرار میگیرد، نه بهعنوان گفتگویی مستقل با منطق و اهداف خاص خود. از اینرو، مقاله برای پژوهشگران فلسفه کاربردی و مشاوران فلسفی، منبعی کلیدی در بازاندیشی مرزهای نظری این حوزه محسوب میشود.
درباره شلومیت شوستر
شلومیت سی. شوستر یک مشاور فلسفی اسرائیلی بود که از پیشگامان این حوزه محسوب میشد. شوستر در سال ۱۹۷۶ به اسرائیل مهاجرت کرد و در دانشگاه عبری اورشلیم فلسفه خواند. او زیر نظر مشاور فلسفی هلندی، آد هوگندایک، همکار گرد بی. آخنباخ، آموزش دید.