1. خانه
  2. /
  3. کتاب بازخوانی تاریخ هخامنشی

کتاب بازخوانی تاریخ هخامنشی

3.9 از 1 رأی

کتاب بازخوانی تاریخ هخامنشی

پژوهشی نو براساس منابع یونانی
Writing Ancient Persia
٪10
340000
306000
معرفی کتاب بازخوانی تاریخ هخامنشی
توماس هریسون در اثر عمیق و متفاوتی با نام «بازخوانی تاریخ هخامنشی: پژوهشی نو براساس منابع یونانی» به جای آنکه صرفا یک گزارش تاریخی خشک از نبردها ارائه دهد، لنز دوربین خود را به سمت خود مورخان می‌چرخاند تا ببیند ما اساسا چگونه و با چه ابزارهایی تاریخ پارس را بر کاغذ آورده‌ایم. هریسون در این مسیر «انقلاب تاریخ‌نگاری» دهه‌های اخیر را به چالش می‌کشد؛ همان جریانی که سعی داشت با نادیده گرفتن هرودوت و گزنفون و تکیه‌ی مطلق بر باستان‌شناسی، تصویری بی‌نقص و آرمانی از هخامنشیان بسازد. او با نگاهی دقیق نشان می‌دهد که هخامنشی‌شناسی مدرن در تلاش برای فرار از تعصبات یونانی، گاه دچار نوعی «پاک‌سازی تاریخی» شده و واقعیت‌های پیچیده‌ی قدرت را فدای ساختن تصویری از یک امپراتوری بیش از حد متمدن و صلح‌طلب کرده است.
هریسون ما را با این پرسش اساسی روبرو می‌کند که آیا می‌توان نیت واقعی یک نویسنده‌ی بیگانه را از فکت‌های تاریخی جدا کرد؟ او معتقد است که رویکردهای پسااستعماری افراطی که منابع یونانی را صرفا به دلیل «سوگیری» کنار می‌گذارند، دچار ساده‌انگاری شده‌اند. هریسون در فصولی مثل «برخلاف جهت جریان» استدلال می‌کند که تعصبات فرهنگی یونانیان، مثل تصویر پادشاهان خودکامه یا ملکه‌های حیله‌گر، نباید باعث شود که ما کل داده‌های آن‌ها را به زباله‌دان تاریخ بیندازیم. در واقع هنر مورخ در «ظرافت» است؛ یعنی تشخیص اینکه کجا روایت یونانی بازتاب ترس‌های سیاسی خودش است و کجا دارد به حقیقتی درباره‌ی ساختار اداری و تاب‌آوری امپراتوری پارس اشاره می‌کند. هریسون از رویکردی با نام «پسا-پسااستعماری» دفاع می‌کند؛ چارچوبی که در آن نه یونانیان را دروغگو می‌پنداریم و نه هخامنشیان را قدیسانی بی‌خطا. او با بررسی روایت‌های مربوط به تساهل مذهبی و مدیریت ایالت‌ها، نشان می‌دهد که چگونه پادشاهان عمل‌گرا در منابع یونانی گاهی به عمد به شکل مستبدانی هوس‌باز تصویر شده‌اند تا برتری سیستم سیاسی یونان (دیموکراسی) در ذهن مخاطب باستانی تثبیت شود. این پارادوکس که ما برای شناخت هویت خودمان (به عنوان وارثان تاریخ پارس) ناچار به استفاده از عینک دشمنانمان هستیم، بن‌مایه‌ی تحلیل‌های ساختارگرایانه‌ی هریسون را تشکیل می‌دهد.
نویسنده به سراغ جزئیاتی می‌رود که معمولا در خلاصه‌های اینترنتی نادیده گرفته می‌شوند؛ از جمله تحلیل فضای اندرونی دربار و نقش زنان که در فصل «تقدیر خانوادگی» به دقت کالبدشکافی شده است. هریسون در کتاب «بازخوانی تاریخ هخامنشی» نشان می‌دهد که گزارش‌های یونانی از نفوذ زنان درباری، بیش از آنکه گزارش واقع‌بینانه‌ی قدرت سیاسی آن‌ها باشد، تلاشی برای «زنانه نشان دادن» و در نتیجه «ضعیف شمردن» قدرت شرقی در برابر مردانگی نظامی یونانی است. او با کنار هم قرار دادن کتیبه‌های بیستون و الواح گلی تخت‌جمشید در کنار درام‌های یونانی، به دنبال یافتن آن «حلقه‌ی مفقوده»ای است که تاریخ را از یک افسانه‌ی جهت‌دار به یک دانش انتقادی تبدیل می‌کند. هریسون تأکید می‌کند که امپراتوری هخامنشی یک ماشین اداری عظیم و منظم بود که با وجود تضادهای درونی‌اش قرن‌ها دوام آورد، اما شناخت واقعی این نظم تنها زمانی ممکن است که ما از «ساده‌سازی تاریخ» دست برداریم. او پلی میان گذشته‌ی دور و نقد ادبی مدرن می‌زند و ثابت می‌کند که برای درک ریشه‌های تمدن هخامنشی، باید ابتدا یاد بگیریم که چگونه «متن» را قربانی «احساسات ملی‌گرایانه» یا «تعصبات شرق‌شناسانه» نکنیم.
درباره توماس هریسون
درباره توماس هریسون

توماس هریسون، مدرس تاریخ باستان، دانشگاه سنت اندروز است.

نظر کاربران در مورد "کتاب بازخوانی تاریخ هخامنشی"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است

نخست اینکه تصویر روی جلد کتاب ( سنگ‌برجسته خسرو پرویز در طاق بستان ) هیچ پیوندی با کتاب ( هخامنشیان ) نداره و این مایه شرمساری برای ناشر هست. دوم که این کتاب کوشیده صفر و صدی نباشه و بیشتر هم دیدگاه‌های مورخان دیگه رو شرح داده و خوندن برخی از این دیدگاه‌های مورخان آدم رو به شدت خشمگین می‌کنه، جانبداری کورکورانه از یونان و کینه‌ورزی و توهینی که به تمدن هخامنشی می‌شه هیچ‌جوره قابل درک نیست! برخی مورخان دیگه به تازگی در دهه‌های پیشین اومدن تا عادلانه‌تر به هخامنشیان نگاه کنند و دید یونانی رو بذارن کنار که این نویسنده بر اونها هم خرده گرفته ( که تا اندازه‌ی زیادی بی انصفانه‌ست ) در پایان خودتون بخونید و با دیدگاه خودتون قضاوت کنید، بیشتر از بازخوانی صرفا « بازگویی » هست.

1404/12/25 | توسطعابدی
0
| |

جلد کتاب با عنوان همخوانی دارد؟

1404/10/25 | توسطسید علی حسینی
1
| |