لایلا مارتینس نویسنده و ستوننویس اسپانیایی است که به خاطر رمان ترسناک «کرم چوب» و همچنین مقاله «آرمانشهر جزیره نیست» شناخته میشود.
رمان جالب و خوبی بود داستان رو در طول کتاب از زبان دو راوی(مادربزرگ و نوه) میشنوید فضای عجیب و تیرهای در داستان حاکمه شخصیتهای داستان یجورین که میتونی هرکدومشون رو درک کنی و حق بدی بهش خلاصه اگه اسم دومی برای این رمان بخوام بزارم میزارم: کینه و تنفر...
واقعا لذت بردم کشش داستانیش خیلی بالا بود طوری که میگفتم یه خورده دیگه میخونم بعد میرم به کارام میرسم و تا به خودم اومدم تمومش کردم از اینش خوشم اومد که صرفا یه اثر گوتیک نبود و به شرایط اجتماعی اشارههای عمده ای داشته معمولا طرفدار آثار ترسناک نیستم ولی این یکی جزو استثنائات بود واسم قبلا از این دسته این حس رو فقط نسبت به فرانکنشتاین داشتم از ترجمه بی نظیر استاد قدیمی هم نمیشه گذشت طوری بود که انگار کتاب رو زبون اصلی میخوندم و این به دلیل اینه که هم به زبان اصلی کتاب مسلط هستن و هم به زبان انگلیسی و این رو قبلا سر آفتابگردانهای کور فهمیدم تنها ایرادی که میتونم بگیرم قطع کتابه که البته هم خیلی سلیقه ایه و هم به دلیل حجم کم کتاب قابل درکه ولی کاش پالتویی میبود در کل تجربه خیلی لذتبخشی بود واسم هم از مترجم محترم هم از نشر خوب تشکر میکنم و امیدوارم که سلامت باشن و سالهای سال کتاب خوب ترجمه کنن واسمون و از خوندن ترجمه هاشون لذت ببریم
کتابی که لحظه ای زمین نمیذاریش و به شدت دارک که نفس ادمو حبس میکنه. فضای خونه که پر از سایه و ارواح کینه جوئه و همراه با شخصیتهای داخل خونه که گرفتار نفرین شوم و ابدی هستن، ترس و خوف ایجاد میکنه و اصلا فانتزی گونه نیست. ترجمه به شدت عالی و روان. داستان هم هر خط و هر صفحه اش بهتر و بهتر میشه و در نهایت پایان بندی غمگین و ترسناک!