1. خانه
  2. /
  3. کتاب کرم چوب

کتاب کرم چوب

2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
4.03 از 4 رأی

کتاب کرم چوب

Woodworm
انتشارات: خوب
٪5
260000
247000
4.35 از 2 رأی

کتاب موریانه

Woodworm
ناموجود
139000
معرفی کتاب کرم چوب
رمان کوتاه «کرم چوب» نوشته‌ی لایلا مارتینس اثری فشرده، خفه‌کننده و به‌شدت نمادین در قلمرو ترسناک ادبی و گوتیک معاصر است که وحشت را نه از دل رخدادهای ناگهانی، بلکه از انباشت تاریخ، سکوت و رنج به ارث‌رسیده بیرون می‌کشد. این رمان، که در ترجمه‌ی انگلیسی با زبانی موجز و بی‌رحم عرضه شده، بیش از آنکه داستانی درباره‌ی ارواح باشد، روایتی است درباره‌ی خانه‌ها به‌مثابه حافظه، و بدن‌ها به‌مثابه محل انباشت خشونت. داستان در فضایی محدود و بسته شکل می‌گیرد: خانه‌ای اجدادی در روستایی اسپانیایی که دو زن بی‌نام-مادربزرگ و نوه-در آن زندگی می‌کنند. این خانه، که توسط مردسالاری خشن بنا شده، نه پناه که زندان است؛ ساختاری زنده و خصمانه که به‌تدریج ساکنانش را می‌جود، همان‌گونه که کرم چوبی از درون الوار تغذیه می‌کند. روایت میان صدای مادربزرگ، زنی سخت‌شده در اثر سال‌ها رنج، مذهب عامیانه و نفرین، و نوه‌ای که پس از بازداشت پلیس به دلیل سوء‌ظن در ناپدیدشدن پسر یک خانواده‌ی ثروتمند بازمی‌گردد، در نوسان است. این جابه‌جایی صداها، بدون افشای مستقیم رازها، شبکه‌ای از خشم، کینه‌ی طبقاتی و حافظه‌ی فروخورده می‌سازد که به‌تدریج فضای روایت را مسموم می‌کند. مسیر روایت بیش از آنکه بر پیشرفت خطی پیرنگ تکیه داشته باشد، بر تشدید حس خفگی، ناامنی و تهدید استوار است. خانه با صداها، سایه‌ها، حضورهای حشره‌گون و اشارات فولکلوریک پر شده، اما این عناصر ماورایی هرگز جدا از واقعیت اجتماعی عمل نمی‌کنند. برعکس، ترس اصلی از هم‌پوشانی خشونت انسانی و امر فراطبیعی زاده می‌شود؛ جایی که مشخص نیست هیولا محصول نفرین است یا نتیجه‌ی تاریخی طولانی از ستم جنسیتی و طبقاتی. در سطح مضمونی، «کرم چوب» کاوشی تند و بی‌امان در باب ترومای بین‌نسلی، خشونت ساختاری و ارث است؛ ارثی که نه دارایی، بلکه خشم، رنج و میل به انتقام را منتقل می‌کند. مادربزرگ و نوه، هر دو قربانیان نظمی هستند که آنان را به حاشیه رانده، اما روایت نشان می‌دهد که این قربانی‌بودن می‌تواند به عاملیت خشونت‌بار نیز بدل شود. خشم در این رمان نه احساسی گذرا، بلکه نیرویی انباشته و فرهنگی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و مرز میان قربانی و عامل را مخدوش می‌کند. از نظر سبک، نثر مارتینس فشرده، تکرارشونده و آگاهانه خشن است. او از توضیح‌های روان‌ساز پرهیز می‌کند و به‌جای آن، با تصاویر بدنی، جملات کوتاه و ضرباهنگی وسواسی، فضایی می‌سازد که خواننده را در خود حبس می‌کند. این انتخاب سبکی، نقطه‌ی قوت اصلی اثر است، هرچند ممکن است برای خوانندگانی که به دنبال روایت ترسناک طرح‌محور و روشن هستند، چالش‌برانگیز باشد. ابهام آگاهانه‌ی متن، به‌ویژه در مرز میان فولکلور، روان‌زخم و امر ماورایی، بخشی از منطق اثر است، نه نقص آن. در جمع‌بندی، «کرم چوب» اثری است که ترس را به ابزار نقد اجتماعی بدل می‌کند و نشان می‌دهد وحشت واقعی اغلب نه از ارواح، بلکه از تاریخ‌هایی می‌آید که دفن نشده‌اند. این رمان با فرم کوتاه اما لایه‌مند خود، جایگاهی متمایز در ترسناک ادبی معاصر دارد و برای خوانندگانی که به روایت‌هایی علاقه‌مندند که در آن مکان، حافظه و انتقام به اندازه‌ی هر هیولا و نفرینی فعال و مخرب‌اند، اثری ماندگار و تکان‌دهنده به شمار می‌آید.
درباره لایلا مارتینس
درباره لایلا مارتینس

لایلا مارتینس نویسنده و ستون‌نویس اسپانیایی است که به خاطر رمان ترسناک «کرم چوب» و همچنین مقاله «آرمان‌شهر جزیره نیست» شناخته می‌شود.

نظر کاربران در مورد "کتاب کرم چوب"
3 نظر تا این لحظه ثبت شده است

رمان جالب و خوبی بود داستان رو در طول کتاب از زبان دو راوی(مادربزرگ و نوه) میشنوید فضای عجیب و تیره‌ای در داستان حاکمه شخصیت‌های داستان یجورین که میتونی هرکدومشون رو درک کنی و حق بدی بهش خلاصه اگه اسم دومی برای این رمان بخوام بزارم میزارم: کینه و تنفر...

1405/02/01 | توسطمیثم رضازاده
2
| |

واقعا لذت بردم کشش داستانیش خیلی بالا بود طوری که میگفتم یه خورده دیگه میخونم بعد میرم به کارام می‌رسم و تا به خودم اومدم تمومش کردم از اینش خوشم اومد که صرفا یه اثر گوتیک نبود و به شرایط اجتماعی اشاره‌های عمده ای داشته معمولا طرفدار آثار ترسناک نیستم ولی این یکی جزو استثنائات بود واسم قبلا از این دسته این حس رو فقط نسبت به فرانکنشتاین داشتم از ترجمه بی نظیر استاد قدیمی هم نمیشه گذشت طوری بود که انگار کتاب رو زبون اصلی می‌خوندم و این به دلیل اینه که هم به زبان اصلی کتاب مسلط هستن و هم به زبان انگلیسی و این رو قبلا سر آفتابگردان‌های کور فهمیدم تنها ایرادی که میتونم بگیرم قطع کتابه که البته هم خیلی سلیقه ایه و هم به دلیل حجم کم کتاب قابل درکه ولی کاش پالتویی می‌بود در کل تجربه خیلی لذت‌بخشی بود واسم هم از مترجم محترم هم از نشر خوب تشکر میکنم و امیدوارم که سلامت باشن و سال‌های سال کتاب خوب ترجمه کنن واسمون و از خوندن ترجمه هاشون لذت ببریم

1404/11/26 | توسطحسین فرحانی
2
| |

کتابی که لحظه ای زمین نمیذاریش و به شدت دارک که نفس ادمو حبس میکنه. فضای خونه که پر از سایه و ارواح کینه جوئه و همراه با شخصیت‌های داخل خونه که گرفتار نفرین شوم و ابدی هستن، ترس و خوف ایجاد میکنه و اصلا فانتزی گونه نیست. ترجمه به شدت عالی و روان. داستان هم هر خط و هر صفحه اش بهتر و بهتر میشه و در نهایت پایان بندی غمگین و ترسناک!

1404/11/03 | توسطکاربر سایت
4
| |