دست مامان از چرخاندن قاشق توی قابلمه آش رشته ایستاد. سرش را آرام به سمتم برگرداند. و پرسید:« چه گفتی؟» گلویم را صاف کردم و شمرده و آرام جملهام را تکرار کردم. قاشق از دست مامان توی قابلمه افتاد. چشمهایش را باز کرد. حتی بیشتر از حد انتظارم نزدیکتر آمد و روبهرویم نشست پرسید:« این حرف بد را از کجا یاد گرفتی؟ بچه خوب نباید حرف زشت بزنه».