1. خانه
  2. /
  3. کتاب گوساله ی سرگردان

کتاب گوساله ی سرگردان

نویسنده: مجید قیصری
5 از 2 رأی

کتاب گوساله ی سرگردان

Goosaleye-sargardan
انتشارات: افق
٪15
45000
38250
معرفی کتاب گوساله ی سرگردان
«گوساله‌ی سرگردان» نوشته‌ی مجید قیصری شامل‌‌ هفت داستان کوتاه است که همه‌ی آن‌ها در حال و هوای جنگ می‌گذرند. این کتاب برنده‌ی لوح تقدیر دومین دوره جایزه ادبی روزی‌روزگاری شده است.
نویسنده در این داستان‌ها کوشیده دغدغه‌ی جنگ را به نسل امروز نشان دهد. داستان‌ها مستقل از هم هستند، اما موضوع جنگ و نوع نگاه نویسنده به آن، داستان‌ها را از نظر مضمونی به هم پیوند می‌دهد. سربازان، اسرا و آوارگان از جمله شخصیت‌هایی هستند که به آن‌ها پرداخته شده است. قیصری کوشیده از زاویه‌ای تازه به این اتفاق مهم در تاریخ معاصر ایران را روایت کند. شخصیت‌های او می‌کوشند باورهای عینی را با جهان ذهنی خود همسو کنند و در جستجوی حقایق پنهان در دنیایی باشند که ارزش‌ها را دگرگونه جلوه می‌دهد.
در داستان «گوساله‌ی سرگردان»، ذبیح رزمنده‌ی بسیجی دغدغه‌ها و سوالات دینی و فلسفی حل نشده‌ی زیادی دارد. یک گروهان بسیجی در روستای «دل ریش» واقع در استان کرکوک عراق قرار است از این روستا به پادگانی نظامی که منبع مهمات و بمب‌های شیمیایی است، حمله کنند. در بین راه ذبیح از دره‌ای پرت می‌شود و پایش آسیب می‌بیند. ذبیح به همراه «کاک رحیم» راهنمای محلی برای شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات در روستا می‌ماند. قبل از رسیدن به کلبه امن، ذبیح نماز صبح را داخل یک قبر خالی می‌خواند، کاک رحیم می‌گوید: این قبر «ماموستا» از علمای مورد احترام روستا است که سربازها او را کشتند و جنازه‌اش را آتش زدند اما هیچ‌کس جنازه را پیدا نکرد و این قبر خالی ماند، گاو و گوساله ماموستا نیز سرگردان در علفزارها هستند. ذبیح روز بعد در خانه امن که ظاهرأ موتورخانه یک باغ است، گاو و گوساله‌ی نظرکرده ماموستا را می‌بیند. در دهمین شب شناسایی او متوجه حضور سربازها در کلبه می‌شود، حالا سربازها این کلبه را گرفته‌اند و در حوض آن آبتنی می‌کنند. سربازها شیر گاو ماموستا را می‌خوردند، مردم و ریش سفیدان روستا به سربازان اعتراض می‌کنند. ذبیح در تپه پایین قبرستان خانه‌ای نیمه سوخته پیدا می‌کند که او را یاد ماموستا می‌اندازد. او به چشم خود می‌‌بیند که سربازها دست و پای گاو کهر را طناب پیچ کرده و با ضربات کارد گاو را می‎کشند و گوساله سرگردان می‌شود. کاک رحیم می‌گوید اگر گوساله پیدا نشود مردم از این آبادی می‌روند. در پایان داستان آبادی خالی از سکنه است.
داستان کوتاه گوساله سرگردان، روایتی از ترس و لرز ذاتی انسان از دنیای پیرامون، اجبار و اکراه از پذیرش سرنوشت و سیاهی جوامع جنگ زده است؛ جنگی که همه را از بین می‌برد؛ خوب و بد ندارد، جنگ سیاه و شوم است و به هیچ‌کس رحم نمی‌کند.
«گوساله‌ی سرگردان» مجموعه داستانی خواندنی است که با نگاهی تازه از تلخی‌ها و مصائب جنگ می‌گوید.
درباره مجید قیصری
درباره مجید قیصری
مجید قیصری (زاده دی ماه ۱۳۴۵ در تهران) نویسنده معاصر ایرانی است. وی دانش‌آموخته رشته روانشناسی است. قیصری از سال ۱۳۷۲ داستان‌نویسی را آغاز کرده‌است. وی داور بخش داستان کوتاه و بلند بزرگسال یازدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره بوده‌است. وی داور پنجمین دوره (۱۳۸۴) کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور نیز بوده‌است. قیصری در دور سوم جایزه ادبی هفت اقلیم در سال ۱۳۹۲ در بخش رمان در کنار احمد آرام به داوری آثار راه یافته پرداخت. مجید قیصری داور بخش داستان جشن‌واره «قند پارسی» نیز بوده‌است.
قسمت هایی از کتاب گوساله ی سرگردان

چه شکلی شده بود؟ آیا تغییری کرده بود؟ ساختمان اردوگاه را تا به حال از بیرون ندیده بود. هفت سالی که اسیر بود، فقط توانسته بود از تو همه جا را ببیند. حتی وقتی که داشتند منتقلش می کردند به رمادیه، با چشمان بسته از در بزرگ ورودی داخلش کرده بودند. چندتایی عکس و تصویر از اردوگاه های مختلف دیده بود. ولی نتوانسته بود بگوید درست همین جا بود که من بودم. به حدس و گمان می گفت چیزی مثل این جاها. فقط همین. بلدچی با ته لهجه ی عربی گفت: «سیدی. عنبر.» همه ی نگاه ها چرخید به سمتی که راننده ی بلدچی با دست اشاره کرد. و زد به شانه ی رسول و گفت: «سیدی، همین جا.» رسول با تردید گفت: «باید ببینم!» بلدچی گفت: «ببین. خب ببین. همین جاس. رمادی همین جاس.» اولین چیزی که از دور به چشمش خورد برجک های نگهبانی دور تا دور اردوگاه بود. آیا هنوز کسی مراقب اردوگاه بود؟ با این فکر، ضربان قلبش تندتر شد. نگاه به چهره ی فیلم بردار و مسئول گروه شفق کرد. کنجکاوانه داشتند اردوگاه را برانداز می کردند. کسی حواسش به او نبود. وقتی که توی مرز خواسته بود سوار ماشین شود از بلدچی پرسیده بود خطری نداره آن جا؟ بلدچی گفته بود: «خیالْ راحت. برهوت برهوت.» که یک دفعه فیلم بردار گفت: «نگه دار.»

مقالات مرتبط با کتاب گوساله ی سرگردان
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب گوساله ی سرگردان" ثبت می‌کند