کتاب افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی

Decline and Fall of the Sasanian Empire
اتحادیه ساسانی پارتی و فتح ایران به دست عرب ها
کد کتاب : 18255
مترجم : آوا واحدی نوایی
شابک : 978-6220602507
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 642
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2008
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 20 مرداد

زوال و فروپاشی ساسانیان
Decline and Fall of the Sasanian Empire
کد کتاب : 20048
مترجم :
شابک : 978-9643214616
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 400
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2008
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 20 مرداد

معرفی کتاب افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی اثر پروانه پورشریعتی

کتاب «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی » یک کتاب منحصر بفرد در نقد و تحلیل تاریخ ایران است.این کتاب نوشته دکتر پروانه پورشریعتی استاد تاریخ دانشگاه تکنولوژی نیویورک است.تا پیش از این کتاب نظریه ای غالب در مورد حکومت متمرکز ساسانی وجود داشت که قسمت اعظم نظریه بر اساس کتاب ایران در زمان ساسانیان، اثر کریستنسن شکل گرفته بود.اما کتاب حاضر نظریه حکومت شاهنشاهی متمرکز را رد میکند و اعتقاد دارد حکومت ساسانی بیشتر شبیه کنفدراسیونی متشکل از خانواده های ساسانی و خانواده های اشکانی بوده است.
همچنین کتاب «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی » به موردی بسیار جالب یعنی ارتباط میان مسلمانان مهاجم با قسمت هایی از حکومت ساسانی.همچنین نویسنده کتاب معتقد است که اوج اتحاد میان دو خاندان اشکانی و ساسانی در بحبوبحه جنگ سی ساله با رومیان وجود داشته است.همچنین نویسنده از مهمترین علل شکست ساسانیان به تزلزل میان این دو خاندان اشاره میکند.
در این اثنا دکتر پور شریعتی معتقد است در زمان حمله اعراب، حکومت ساسانی به دو بخش شمالی و پارس ها تقسیم شده بود و همینطور در راستای بی ثباتی حکومت ارتش ایران نیز به سه فرقه مختلف تقسیم شده بود.تحقیقات نویسنده نشان میدهد در زمان حمله اعراب گروهی از خاندان اشکانی(مانند خانواده بندویه و خانواده بسطام) با اعراب در ارتباط بوده اند و اعراب در این بین تنها مدعی عبور از ایران برای رسیدن به منطقه ماوراءنهر بوده اند و با خلف وعده به ایران حمله میکنند.همچنین نویسنده با ارزیابی تاریخی شاهنامه نشان میدهد که موفقیت اعراب در حمله نتیجه همکاری یکی از خانواده های بزرگ اشکانی با اعراب بوده است.در همین مورد دکتر پور شریعتی معتقد است علاوه بر نگاه ادیبانه به شاهنامه میتوان به قسمت تاریخی آن استناد کرد و یا حداقل از آن استفاده کرد به خصوص در قسمت ناحیه شناسی ایران کهن.
دکتر پورشریعتی در تالیف این کتاب از متن های ارمنی و سریانی نیز استفاده کرده است و بر همین اساس اعلام میکند روایاتی که تاریخ نگاری اسلامی معرفی میکند حتی در گاهشماری نیز فاقد دقت علمی است.همچنین در همین راستا نظریه آرتور کریستینسن که معتقد بود سلسله اشکانی بعد از 500 سال با روی کار آمدن سلسله ساسانی از بین میرود صحیح نیست و عمر خاندان اشکانی تداومی هزارساله داشته است.
فرد دانر استاد خاور نزدیک دانشگاه لندن درباره کتاب افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی گفته است، این کتاب پژوهشی ممتاز و ماندگار است. انتشار این اثر منظری پیش رو می گذارد که بی درنگ اندیشه را به پیرامون بسیاری از موضوعاتی که کتاب بدان پرداخته است پرواز می دهد.

کتاب افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی

پروانه پورشریعتی
پروانه پورشریعتی استادیار تاریخ در گروه علوم اجتماعی دانشکده فناوری دانشگاه نیویورک (CUNY) است. وی از سال 2000-2014 دانشکده گروه زبانها و فرهنگهای شرقی نزدیک در دانشگاه ایالتی اوهایو بود.
نکوداشت های کتاب افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی
از میان کتاب هایی که در طی سالیان خوانده ام، تنها چند نمونه را به یاد می آورم که بتوانند به لحاظ ترکیب شگفت انگیز اصالت، تیزبینی، شفافیت ارائه مطالب، بررسی باریک بینانه منابع، و رمزگشایی عملی معماها با این اثر برابری کنند. من از مطالعه آن بسیار آموختم. به باور من، پس از گذشت هفتاد سال از انتشار ایران در زمان ساسانیان، اثر کریستن سن، کتاب دکتر پورشریعتی از مهم ترین آثار منفرد در ارتقای درک ما از تاریخ ایران است. مشخصه چشمگیر این کتاب وسعت دستور کار نویسنده و مهارت او در درهم تنیدن قانع کننده رشته های مختلف است.
فرد دانر استاد خاور نزدیک دانشگاه لندن

قسمت هایی از کتاب افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی (لذت متن)
باید به یاد داشته باشیم که «گروه بزرگتر مالکیت جمعی چراگاه ها، آسیاها، سازه های آبیاری، ساختمانهای زراعی مشترک و غیره را نیز حفظ می کرد». عبادات جمعی نیز کاملا تحت نظارت گروه پدر تباری انجام می شد که فرد به آن تعلق داشت. آیین گذر از جوانی به بلوغ را با برگزاری مراسمی رسمی در حضور خویشان پدری جشن می گرفتند.

«مهمترین ساختار داخلی جامعه مدنی بود که جانشین نظامهای طایفه ای و قبیلهای پیشین شد». «گروه پدرتبار» در ساده ترین شکل خود چند ده خاندان گسترده را در بر می گرفت که خود را بر بنیاد نسب پدری مشترک از سه یا چهار نسل قبل معرفی می کردند. از نظر الگوهای اجتماعی و سازمانی، شاید مهمترین موضوعی که باید در نظر داشت تأثیر گروه پدر تبار بر جامعه ایران باشد.

از مدتها پیش از دوره اشکانی، خانواده واحد اصلی جامعه ایرانی بود. مجموعه ای از سازه ها و قیود اجتماعی میان ارکان خاندانهای ایرانی هم بستگی برقرار می کرد. نظام اقتصادی و رسوم اجتماعی مهم در کنار نظام دقیق حقوق و تعهدات به خاندان استحکام می بخشید. خاندان در آیین های پرستش جمعی مشارکت داشت که تمرکز آن بر «مهراب های محلی و کیش پرستش روان های نیاکان پدری» و نیز آیین های دینی ویژه بود. اموال خاندان مالکیت جمعی داشت و خاندان در فعالیت های مشترک وابسته به تولید و مصرف منابع همکاری داشت.