پدر یکی از تکاندهندهترین نمایشنامههای روانشناختی قرن نوزدهم است؛ روایتی تیره و نفسگیر از فروپاشی یک مرد در میدان نبردی که به ظاهر «خانواده» نام دارد.
ماجرای نمایش حول کشمکش یک افسر ارتش با همسرش «لورا» شکل میگیرد؛ جدالی بر سر تربیت دخترشان که کمکم به جنگی ذهنی و بیرحمانه تبدیل میشود. تردید دربارهٔ پدری او، همچون سمی آرام، عقل و اقتدار مرد را میفرساید و خانه را به صحنهای از نبرد روانی بدل میکند.
استرینبرگ در این اثر، با نگاهی بیپرده و واقعگرایانه، مناسبات قدرت در ازدواج، تضاد زن و مرد و شکنندگی هویت مردانه را میکاود. پدر نه صرفا داستان یک خانواده، بلکه تصویری از فروپاشی عقل در برابر شک و دستکاری روانی است.