1. خانه
  2. /
  3. کتاب در باب بینایی و رنگ ها

کتاب در باب بینایی و رنگ ها

3.4 از 1 رأی

کتاب در باب بینایی و رنگ ها

On Vision and Colors
٪15
425000
361250
معرفی کتاب در باب بینایی و رنگ ها
کتاب «در باب بینایی و رنگ‌ها» اثری راهبردی از آرتور شوپنهاور است که نخستین بار در سال ۱۸۱۶ میلادی به چاپ رسید. این رساله که در دوران جوانی نویسنده و تحت تأثیر مستقیم همکاری‌های او با یوهان ولفگانگ فون گوته نگاشته شده، تلاشی نظام‌مند برای پیوند دادن مفاهیم عمیق فلسفی با یافته‌های علوم طبیعی و فیزیولوژی است. شوپنهاور در این اثر با رویکردی انتقادی نسبت به فیزیک نور نیوتن، مدعی است که رنگ نه یک ویژگی ذاتی در اجسام و نه صرفا حاصل شکست فیزیکی نور، بلکه پدیده‌ای است که در تعامل مستقیم با اندام بینایی انسان معنا پیدا می‌کند. او با تکیه بر سنت ایدئالیسم استدلال می‌کند که ادراک بصری فعالیتی خودجوش از سوی سوژه است؛ به این معنا که چشم انسان تنها یک گیرنده غیرفعال نیست، بلکه با فعالیت‌های درونی خود، جهان رنگی را در ذهن بازنمایی می‌کند. این نگاه پیش‌درآمدی حیاتی بر شاهکار فلسفی او یعنی «جهان همچون اراده و تصور» محسوب می‌شود که در آن جهان مادی را چیزی جز «تصور» ذهن ناظر نمی‌داند.
محور اساسی نظریه شوپنهاور در این کتاب بر پایه عملکرد شبکیه چشم استوار است. او معتقد است که احساس رنگ زمانی رخ می‌دهد که شبکیه دچار یک «فعالیت جزئی» شود؛ بدین معنا که تحریک کامل عصب بینایی به درک رنگ سفید و عدم فعالیت آن به درک سیاهی منجر می‌گردد و رنگ‌ها در فواصل میان این دو قطب پدید می‌آیند. یکی از بخش‌های درخشان و مستند این رساله، تحلیل ریاضی‌وار رنگ‌های مکمل و تضادهای بصری است. شوپنهاور با دقت خیره‌کننده‌ای توضیح می‌دهد که چگونه چشم انسان همواره به دنبال حفظ تعادل است؛ به طوری که وقتی با رنگی خاص تحریک می‌شود، به صورت خودکار تمایل دارد فعالیت مکمل آن را برای رسیدن به وحدت و توازن آغاز کند. او برای هر جفت از رنگ‌ها (مانند زرد و بنفش یا سبز و قرمز) نسبت‌های عددی خاصی را قائل است که نشان‌دهنده سهم فعالیت عصب بینایی در مواجهه با هر محرک است. این تحلیل‌ها نشان‌دهنده گذار از نگاه مکانیکی نیوتنی به سمت یک نگاه فیزیولوژیک و روان‌شناختی در درک پدیده‌های بصری است.
اگرچه شوپنهاور در نگارش این اثر از داده‌های تجربی گوته بهره فراوان برد، اما در نهایت با تمرکز بر جنبه‌های عصب‌شناختی، راه خود را از شاعر بزرگ آلمانی جدا کرد. او بر خلاف گوته که بر جنبه‌های بیرونی و قطبیت نور و تاریکی تأکید داشت، ریشه اصلی ادراک رنگ را در ساختار بیولوژیک بینایی جست‌وجو می‌کرد. اهمیت تاریخی این رساله در آن است که بسیاری از فرضیات شوپنهاور درباره نحوه پردازش اطلاعات توسط شبکیه، دهه‌ها بعد توسط دانشمندان برجسته‌ای در حوزه علوم اعصاب مورد تأیید قرار گرفت. از دیدگاه تاریخ فلسفه علم، «در باب بینایی و رنگ‌ها» نقطه عطفی است که نشان می‌دهد چگونه یک متفکر می‌تواند میان حواس ظاهری و فرآیندهای پیچیده ذهنی پلی استوار بنا کند و ثابت کند که آنچه ما به عنوان واقعیت بیرونی می‌شناسیم، عمیقا با ساختار ادراکی ما گره خورده است.
درباره آرتور شوپنهاور
درباره آرتور شوپنهاور
آرتور شوپنهاور، زاده ی سال 1788 و درگذشته ی سال 1860، فیلسوفی آلمانی و یکی از بزرگترین اندیشمندان اروپا بود.شوپنهاور در شهر دانزیگ از پدری هلندی و مادری آلمانی به دنیا آمد. پدرش بازرگان بود اما او رغبتی به تجارت نداشت و به تحصیل علم بیشتر علاقه بود. شوپنهاور 17 سال بیشتر نداشت که پدرش خودکشی کرد و بعد از آن مادرش به وایمار رفت.او در دانشگاه ابتدا به تحصیل طب پرداخت، سپس به علوم طبیعی و بعد از آن، به فلسفه روی آورد. شوپنهاور در سال 1813 با نوشتن رساله ای درباره ی فلسفه از دانشگاه ینا، مدرک دکتری گرفت.او چندی بعد توسط یک هندو از عقاید بودائیان آگاهی یافت و پس از تجسس و تفکر زیاد به آئین بودایی اعتقاد کامل یافت. شوپنهاور تا آخر عمر ازدواج نکرد و ازدواج را مسئولیتی احمقانه در نظر می گرفت.اگر حرف زدن با دیگران در طول روز باعث خستگی اش می شد، در را روی هیچ کس باز نمی کرد و ساعت ده شب هم می خوابید. شوپنهاور با شیوع بیماری وبا، برلین را به مقصد فرانکفورت ترک کرد و تا آخر عمر در همان جا ماند.
قسمت هایی از کتاب در باب بینایی و رنگ ها

به‌تازگی، نظریۀ رنگ گوته را، آن‌گونه که فیلسوف اتریشی لودویگ ویتگنشتاین نشان داده است، تفسیری چونان «دستور زبان پدیدارشناسانۀ رنگ»، تحلیلی فلسفی از زبان رنگ، دانسته‌اند. اصطلاح «دستور زبان پدیدارشناسانۀ رنگ» مفهومی فلسفی و پیچیده دربارۀ نحو و ساختار معناست. ویتگنشتاین از این ساختار با نام «زبان متعارف» و به‌ویژه زبان رنگ، یاد می‌کند. صفت «پدیدارشناسانه» به شباهتی مشخص میان تحلیل فلسفی ویتگنشتاین از زبان و پدیدارشناسی فیلسوف آلمانی ادموند هوسرل اشاره دارد. ریشه‌های کاوش فلسفی در «زبان رنگ» به نیوتن بازمی‌گردد. نظریۀ نور و رنگ نیوتن، زبان رنگ را دگرگون کرد، چنان‌که اصطلاحات علمی بر آن چیره شد. استخراج کرۀ رنگ از سوی رونگه، نمونۀ بارز این دگرگونی است: یعنی نمایشی از ریاضیاتی شدن موضوعات مربوط به رنگ.

مقالات مرتبط با کتاب در باب بینایی و رنگ ها
آرتور شوپنهاور، بودایی در کنج تاریکی
آرتور شوپنهاور، بودایی در کنج تاریکی
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب در باب بینایی و رنگ ها" ثبت می‌کند