بهتازگی، نظریۀ رنگ گوته را، آنگونه که فیلسوف اتریشی لودویگ ویتگنشتاین نشان داده است، تفسیری چونان «دستور زبان پدیدارشناسانۀ رنگ»، تحلیلی فلسفی از زبان رنگ، دانستهاند. اصطلاح «دستور زبان پدیدارشناسانۀ رنگ» مفهومی فلسفی و پیچیده دربارۀ نحو و ساختار معناست. ویتگنشتاین از این ساختار با نام «زبان متعارف» و بهویژه زبان رنگ، یاد میکند. صفت «پدیدارشناسانه» به شباهتی مشخص میان تحلیل فلسفی ویتگنشتاین از زبان و پدیدارشناسی فیلسوف آلمانی ادموند هوسرل اشاره دارد. ریشههای کاوش فلسفی در «زبان رنگ» به نیوتن بازمیگردد. نظریۀ نور و رنگ نیوتن، زبان رنگ را دگرگون کرد، چنانکه اصطلاحات علمی بر آن چیره شد. استخراج کرۀ رنگ از سوی رونگه، نمونۀ بارز این دگرگونی است: یعنی نمایشی از ریاضیاتی شدن موضوعات مربوط به رنگ.