موضع اوتیستیک مجاور، آنگونه که آگدن در مقالات حاضر تعریف کرده، بدویترین شیوهی سامانیابی روانی و مبتنی بر ادراکات و اثرپذیریهای حسی و تجربههای بدنی و پیشانمادین است. این موضع که در تکمیل آرای ملانی کلاین در باب مواضع «پارانوئید اسکیزوئید» و «افسردهوار» صورتبندی شده بخشی از روند رشد متعارف را مشخص میکند که در آن تماس و مجاورت حسی نقشی محوری دارد. موضع اوتیستیک مجاور پسزمینهی روند رشد جنسی روانی است، چرا که نوزاد در وهلهی نخست از طریق الگوهای حسی در قالب تماسهای پوستی یا چشمی، بوها و ریتمها، خصوصا در پیوند مستقیم با بدن مادر، به درکی از کرانمندی و هویت «خود» میرسد و میتواند به واقعیت ساختار بدهد. در این موضع از آنجاکه معنا از طریق اثرپذیریهای لمسی ایجاد میشود، تماس میان سطوح «خود» و دیگری اهمیت بالایی دارد. در این چارچوب میتوان اختلال اوتیسم را حاصل تورم و تصلب موضع اوتیستیک مجاور تلقی کرد که کودک را در جهانی از دریافتهای حسی بیزمان و عاری از روابط پویا با ابژهها گرفتار میکند و راه تجربهگری را، در مقام سوژهای که واسطهی نمادپردازی و باعث و بانی افکار و احساسات و حسهای خویش است، بر او میبندد. این اثر در قالب دو مقاله موضع اوتیستیک-مجاور را در کنار مواضع پارانوئید-اسکیزوئید و افسردهوار توضیح میدهد و از پیامدهای نظری و بالینی آن در درمان، انتقال و انتقال متقابل سخن میگوید.