آیا جهان بهراستی «فیزیکی» است؟ آیا جهان «اطلاعاتبنیاد» است؟ یا شاید درستتر این باشد که بگوییم جهان «ذهنی» است. برناردو کاستروپ، فیلسوف و مهندس کامپیوتر، با بهرهگیری از ابزارهای فلسفۀ تحلیلی و با نقد مبانی متافیزیکی مادّهگرایی، میکوشد قرائتی منسجم از ماهیت واقعیت و آگاهی عرضه کند. از نظر او، پرسشهای ما در باب ماهیت هستی با علم، بهتنهایی، پاسخ نمییابند. پیشنهاد او «ایدئالیسم تحلیلی» است: اینکه جهان بیرونی از همان سنخ وجودی ذهنها و افکار و عواطف ما است؛ اینکه جهان از منظر خود سوبژکتیو است، اما از چشمانداز ما ابژکتیو. ایدئالیسم تحلیلی با رویکردهای متافیزیکی معاصر تعارضاتی آشکار دارد. کاستروپ میکوشد نشان دهد چرا فیزیکالیسم افسانهای بیش نیست که حتی دیگر سودمندی و کارکرد سیاسی-اجتماعی پیشین خود را نیز از دست داده است. از سوی دیگر، او پانسایکیسم (همهروانمندانگاری) را نیز به همین اندازه ناموجه مییابد. او ایدئالیسم تحلیلی را محتملترین و سادهترین فرضیهای میداند که دربارۀ ماهیت واقعیت در اختیار داریم و در چهارچوب آن میتوان به بصیرتهای جدیدی دربارۀ آگاهی، مرگ، آغاز جهان، هویت، زمان و ذهنمندی دست یافت.