در این پژوهش که بهعنوان پایاننامهی کارشناسیارشد آغاز شد و تا اواخر سال ۱۴۰۳ در تدوین آخرین نسخه از این کتاب ادامه داشت، شاهد خیل مشکلات اقتصادی و روانی و اجتماعی بودم که بیش از نیمی از شهروندان تهرانی با آنها درگیرند.
نقلقولهای افراد در جریان مصاحبههای مردمنگارانه در شهر تهران و نیز دادهکاوی مجازی (که کاربرانی فراتر از شهروندان تهران و حومه را هم شامل میشد) در این پژوهش شاهدی است بر اینکه جابهجاییهای مکرر که عمدتا بهعلت ناتوانی در پرداخت اجارهبهای افزایشیافته یا ناسازگاری با مالک صورت میگیرد، اغلب بهسمت محلات کمبرخوردارتر بوده و به افت کیفیت محل سکونت منجر میشود. ازجمله پیامدهای این جابهجاییها، کاهش روابط دوستی و همسایگی، تضعیف حسّ تعلق به محله و شکلنگرفتن هویت محلهای است.
طبق پژوهش هویت مکانی، اجارهنشینی و آرامش شهروندان (حیدریفر و شمسی، ۱۳۹۶) اجارهنشینی مانعی جدی در شکلگیری هویت مکانی در محلات شهری است، چراکه در اقامتهای کوتاهمدّت، هویت و تعلقی شکل نمیگیرد. ممکن نیست روابط نزدیک و صمیمی در سکونتهای کوتاهمدّت شکل گیرد و چون همسایهها در مدّتی طولانی کنار هم سکونت ندارند، حسّ تعلق، که نوعی حسّ آرامش و امنیت و همراهی اجتماعی است، از بین میرود و گویی، همهچیز مقطعی، گذرا و سطحی است. ازآنجاکه جابهجاییهای اجباری افراد بهگونهای پیش میرود که در خانه و محلهای ساکن شوند که با جایگاه اجتماعی و ویژگیهای فرهنگی و شخصیتی آنها سنخیتی ندارد، دچار نوعی تضاد فرهنگی و کاهش جایگاه و منزلت اجتماعی میشوند. علاوهبر احساس سرخوردگی و کسر شأن و منزلت، از ارتباطات کودکشان در جامعه و با همکلاسی و هممحلهای یا همسایه نگرانی دارند.
بهرغم اینکه احترام و روابط همسایگی در فرهنگ و سنتهای ایرانی جایگاه ویژهای دارد، آنچه از یافتههای پژوهش استنتاج میشود، این است که روابط همسایگی کمرنگ میشود؛ بهگونهای که در بسیاری از مواقع، همسایهها یکدیگر را نمیشناسند. همچنین، از دیگر پیامدهای نداشتن روابط همسایگیْ تضعیف سرمایهی اجتماعی و اعتماد عمومی در محله و جامعه است.
یافتههای پژوهش از کاهش روزافزون توان اجارهنشینان در مدیریت امور اجارهنشینی، انتخاب شرایط محل زندگی و بهدنبال آن، شکلگیری نوعی احساس یأس و سرخوردگی اجتماعی حکایت میکند. در پرتو چنین وضعیتی، روابط همسایگی و هویت محلهای بهشکلی معنادار کمرنگ شده و سرمایهی اجتماعی تضعیف شده است.