این کتاب داستان بخشی از تاریخ اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی است که نشان میدهد چگونه باید این ساختار را تحلیل کرد و از آن چه انتظاراتی میتوان داشت. مسعود نیلی بارها اعلام کرده که لیبرال و نئولیبرال نیست. او بهصراحت از بهکاربردن اصطلاح «نئولیبرالیسم» هنگام توصیف دیدگاههای اقتصادیاش اجتناب کرده و در عوض، بیشتر بر مفاهیمی مانند اقتصاد بازار آزاد، خصوصیسازی، کاهش نقش دولت در اقتصاد و توجه به مکانیسمهای قیمتگذاری بازار تأکید داشته است. اما چه موافق باشد و چه مخالف، و هر عنوانی هم که برای سیاستهای اقتصادی اجرایی سالهای دههی هفتاد و پس از آن گذاشته شود، نیلی یکی از افراد تأثیرگذار در اجرای این سیاستها بوده است. او که نسبت به مخالفین اجرای آن سیاستها در زمان اجرایشان انتقاداتی داشت، اینک پس از سیوپنج سال به همان نقطهی مخالفین و منتقدین رسیده است. مسعود نیلی یکی از نمادهای اقتصاد علمی و کارشناسی ایران در دورهی جمهوری اسلامی است و تجربهاش حداکثر رشد و تأثیرگذاری تکنوکراتهای برآمده در جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد؛ تجربهای سراسر شکستو ناکامی. به دلیل همین سابقه بود که با پرسشهای زیر به سراغ او رفتم: چرا رفتار دولتهای جمهوری اسلامی در مواجهه با مسائلی چون ارز و انرژی، در تمام چهلوسه سال گذشته یکسان بوده است؟ چه فضا و اتمسفری بر میز هیئت دولت و راهروهای مجلس و چه بسا بالاتر از آن حاکم است که همه را وامیدارد یک نوع رفتار، دستکم در حوزهی اقتصاد، از خود بروز دهند؛ آن هم رفتاری که در تناقض آشکار با باورها و تجربیات و تحصیلات آن افراد پیش از قرارگرفتن در چنان جایگاهی است؟ آنها مسحور چه چیزی میشوند؟ چه عواملی بر نظرات کارشناسی و علمی تأثیر میگذارد؟ کتاب حاضر در پی یافتن این قدرت نامرئی است.