در قرن سیزدهم، مسلمانان و یهودیان آثار جاودانی را خلق کردند که تأثیر ماندگاری بر نظامهای عرفانی آن دوران داشت. در عالم یهود و سنت قبالایی، مقدر شده بود تا کتاب زوهر، کتاب درخشندگی «با کسب شهرت و تأثیری که بهتدریج [از خود] نشان داد، تمامی منابع قبالایی را تحت شعاع خود قرار دهد.»
از نظر یهودا لیبس کسانی که شیوه و مراحل گردآوری این کتاب و شخصیتهای دخیل در این جریان را مورد مطالعه قرار دادند، معتقدند این اثر بهدست حلقهی قبالاییهای گنوسی اواسط قرن سیزده در کاستیل تألیف شده است. از طرف دیگر و در سنت عرفانی اسلامی، آثار ابن عربی اندلسی بهویژه کتاب فتوحات المکیه به بیان بخش عظیمی از علم باطنی میپردازد که تا آن زمان بهصورت شفاهی یا ازطریق رویا [در میان عرفا] منتقل میشد. اینکه این دو اثر عرفانی قرن سیزدهم، در زمان و مکان تقریبا یکسانی به ذهن نویسندگان آن خطور کرده و هر دو نقطه عطفی در تاریخ سنت عرفانی اسلامی و یهودی بودند، قابل تأمل است. این حقیقت که هر دوی این آثار توسط عرفای اسپانیاییالاصل گردآورده شده، احتمال وجود ریشههای مشترک در این دو اثر را تقویت میکند. گرچه از جنبهی جغرافیایی و زمانی، قبالاییها به دوران بعد از یهودیان اندلس مرتبط میشوند، اما وقتی اسناد ادبی از قرن ده به بعد را در نظر میگیریم، پی میبریم که آغاز اندیشه قبالایی میتواند به تفکر پیش از تاریخ اندلس بازگردد و تفاوتهای آشکاری میان دو اثر وجود دارد. برای مثال کتاب زوهر به زبان آرامی و در نیمه دوم قرن سیزدهم و در حلقهی یهودیان اهل شمال اسپانیا و در زمانی که این کشور تحت حکومت مسیحیان بودند گردآوری شده است. اما فتوحات مکیه به زبان عربی در نیمه اول همان قرن و توسط یک مسلمان اهل آندلس نوشته شد. ابن عربی پس از ترک این سرزمین بهسمت شرق عالم اسلام در منطقه البت به نگارش این کتاب همت گمارد. اما با این وجود، هر دو اثر، نقطه اوج جریان عرفانی و عقلانی به حساب میآیند که تقریبا حدود دو قرن قبل - یعنی قرن ده - آغاز شد؛ زمانی که تعالیم خاصی از شرق وارد اندلس شده و آن سرزمین را بهگونهای تحت تأثیر قرار داد که مردم به جنبههای عرفانی زندگی دینی علاقهمند شدند.
بهجای ارائه لیستی از عرفای یهودی در سرزمینهای اسلامی، این نوشتار به بیان مسیر و محتوای این تعالیم عرفانی میپردازد تا از این طریق بتوان ریشههای مشترک این دو اثر را دنبال کرده و مشخص نماییم. بنابراین تلاش میکنیم تا نشان دهیم رشد و ارتقاء فرهنگ عرفانی یهودی در قرون وسطی از متون فلسفه عرفانی نوافلاطونی الهام و سرچشمه گرفته است.
سارا سویری محقق و مترجم اسرائیلی است که به خاطر تحقیقاتش در مورد اندیشه عرفانی صوفیانه، حوزهای که از دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در آن تحقیق کرده است، شناخته شده است.