کتاب مفاهیم اخلاق، عنوانی کاملا برازنده دارد.
فصل، فصل این کتاب به خود مفاهیم اخلاقی و روابط درونی شان میپردازد. گرچه زینک
به دین فراوان خویش به جان دیویی اشاره میکند، اندیشه ورزی او در این اثر را نمی
توان چندان جدای از سنّت اخلاقگرایان انگلیسی همچون مور، کریت، راس و اوینگ دانست؛
هرچند که در جزئیات بسیاری با آنان به مخالفت میپردازد. او بر این باور است که
اعضای جامعههای زبانی مفاهیم اخلاقی بنیادینی همچون ارزش، الزام و مسوولیتپذیری را
به صورت کلّی یکسانی میفهمند، با این حال، هیچکس قادر نیست به فهم آنها به طور
کامل دست یابد. زینک از پیشینیان خویش علیالخصوص مور و ویتگنشتاین آموخته است که
بجای پروراندن نظریههای در باب همه چیز، بکوشد به چیزها یکی یکی بنگرد و آنها را
آنطور که هستند، توصیف کند.
او استاد فلسفه در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو بود.