1. خانه
  2. /
  3. کتاب صبور مثل بذر زمستان

کتاب صبور مثل بذر زمستان

2.33 از 3 رأی

کتاب صبور مثل بذر زمستان

گزیده فرج بعد از شدت
Patient as a winter seed
٪10
1200000
1080000
معرفی کتاب صبور مثل بذر زمستان

در طول تاریخ ما کتاب فرج بعد از شدت هم چون کلیله و دمنه و جوامع الحکایات، کتابی درسی و اخلاقی بوده و همواره توجه اهل علم و ادب را به خود جلب کرده است؛ چنان که مولوی نیز در مثنوی معنوی مستقیم و غیرمستقیم بسیار از داستان‌های این کتاب بهره برده است... اما جالب‌تر از همه تأثیر این کتاب بر خورخه لوئیس بورخس نویسنده‌ی آرژانتینی و بازنویسی جادویی او از آن است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

قصد من از بازخوانی کتاب فرج بعد از شدت پیش از هر چیز خود موضوع امید به رهایی در لحظاتی است که هیچ امیدی نیست؛ صبور مثل بذر زمستان.

*****

فرج بعداز شدت در میان آثار ادبی که به زبان فارسی ترجمه شده است، جایگاه ویژه‌ای دارد. قاضی تنوخی، مولف کتاب از نخستین کسانی است که در حوزه‌ی شرقی تمدن اسلامی دست به تألیف زد. باید یادآوری شویم که غالب آثاری که در تاریخ ادبیات ایران و کشورهای خاورمیانه به‌عنوان اثر ادبی شهرت دارند، به قصد خلق ادبی تألیف نشده‌اند. در کشور خودمان تاریخ بیهقی، اسرالتوحید، تاریخ بلعمی، سیاست‌نامه و.... در وهله‌ی اول هدف مولفان‌شان تاریخ‌نگاری یا بحث تصوف و سیاست بوده است. شاید یک‌صدم این آثار را نویسندگان به قصر خلق ادبی نوشته‌اند. مثل گلستان سعدی. 
فرج بعداز شدت از جمله آثاری که از زمان تألیف در قرن چهارم هجری، همواره با توجه ادیبان ایرانی روبه-رو بوده و خیلی زود به کتابی برای مطالعه در دست آنان بدل شده. نخستین بار عوفی در قرن ششم دست به ترجمه‌ی آن زد که متأسفانه اثری از آن باقی نمانده است. پس از آن نه‌تنها عوفی که دیگر ادیبان هم فراوان از این کتاب قصه برداشتند و در آثار خود آوردند. کافی است مقایسه‌ای کنیم بین این کتاب و جوامع‌الحکایات عوفی تا دریابیم چه مایه قصه‌ی مشتری بین آن‌هاست. از طرفی خودش قاضی تنوخی هم خوشه‌چین آثاری بود که تا زمانی زندگی‌اش از ادیبان دیگر دیده است.
شیوه‌ی مولف در این کتاب به‌گونه‌ای که از ابتدا دست او را می‌بندد. او ژانری را انتخاب کرده که تقریبا هیچ نویسنده‌ای پس از او به سراغش نرفت. شخصیت قصه باید ابتدا دچار گرفتگی و مشکل شود، پس از آن به طرقی از آن بلا نجات پیدا کند و گشایشی در کارش پیدا شود. به‌تعبیری این ژانر با تعریف کمدی به مفهوم باستانی‌اش مطابقت دارد و کتاب فرج بعداز شدت را باید کمدی انسانی نامید. قاضی تنوخی در روایت به شیوه‌های گوناگون دست می‌زند. تمام قصه‌های روند یکسانی ندارد. او داستان‌‌ها را به‌لحاظ تأثیر وقایع در سرگذشت شخصیت به سیزده دسته تقسیم می‌کند. از تأثیر دعا گرفته تا کسانی که به مرضی مهلک گرفته شده و نجات پیدا کرده‌اند. این تنوع را تنها به قدرت یک قلم خلاق می‌توان تألیف کرد.
اهمیت عمده‌ی فرج بعداز شدت در روزگار من به این علت است که به دلیل نوع گونه‌‌ی ادبی که نویسنده انتخاب کرده، قصه از حالت حکایت خارج شده و به قصه یا به‌تعبیری به داستان تبدیل می‌شود، یعنی اصول داستان‌نویسی را به کار می‌برد. داستان با زمینه‌ای آغاز می‌شود. گره‌افکنی در میانه‌ی راه داستان و شخصیت آن را با بن‌بست روبه‌رو می‌کند، سپس با اوج و گره‌گشایی داستان به پایان می‌رسد. حدود صد داستان با این تکنیک به خواننده عرضه می‌شود.
بی‌شک فرج بعد از شدت به لحاظ قدرت نویسنده در خلق فضاهای گوناگونه در دل یک گونه‌ی واحد، از درخشان‌ترین آثار ادبی کلاسیک به شمار می‌آید.
معرفی کتاب فرج بعد از شدت به قلم آقای محمد قاسم زاده


درباره قاضی ابوعلی محسن تنوخی
درباره قاضی ابوعلی محسن تنوخی
ابوعلى مُحَسِّن بن ابوالقاسم على تنوخی (329-384ق)، قاضى اديب و نویسنده سده 4ق و نویسنده کتاب نشوار المحاضرة و أخبار المذاکرة و الفرج بعد الشدة بود. او در سال 329ق در بصره به دنيا آمد و همانجا در خاندان اديب و حديث‌شناس خود، پرورش يافت. همه استادان دوره كودكى يا نوجوانى او از مشاهيرند و بى‌گمان از همه تابناك‌تر ابوبكر صولى است. پيداست كه در خاندان قاضى بزرگى چون ابوالقاسم تنوخى، آموزش دينى بر آموزش ادبى پيشى داشت. به همين جهت گويند او نخستين حديث خود را در 7 سالگى شنيد.


نظر کاربران در مورد "کتاب صبور مثل بذر زمستان"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

میشه به جای « انتخاب و مقدمه‌ی » گفت « گزینش و پیشگفتار » چرا تا زمانی که واژه‌های پارسی ناب داریم وام‌واژه بکار ببریم؟

1405/04/19 | توسطعابدی
18
| |
پاسخ ها

سلام کلمات و واژه‌های عربی بیگانه و نامأنوس نیستند. چرا باید از فارسی بیرونشان کنیم؟! حذف کلمات عربی پیوند ما و نسل جوان ما را با ادبیات فارسی ما که سرشار از حکمت‌های قرآنی و مبتنی بر معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام است، می‌بُرد و قطع می‌کند!

1405/04/20|توسطمهتاب ابراهیمی
20
|

خانم ابراهیمی ، ادبیات ایران چه ربطی به قرآن و عربی داشت و اینکه نسل جوان و هرکس که میخواهد ادبیات و بخصوص ادبیات پارسی را بخواند چرا باید عربی یاد بگیرد ؟ چطور انگلیسی زبان بیگانه است اما زبان عربی نه؟ با به کار بردن کلمه فارسی به جای پارسی سطح ادبیات خود را نشان دادید. لطفاً دیگر نظرات خود را برای تمام نسل جوان ایرانی هم تحمیل نکنید.

1405/04/22|توسطAli Mohamadi
7
|

مقدمه‌ی مکتوب در کتاب را چگونه میخواهید با «پیشگفتار» معادل سازی کنید؟ مگر کتاب صوتی و گویا است که از پسوند «گفتار» استفاده می‌کنید؟

1405/04/22|توسطمحمد امین حسن پور
1
|

پاسخ من برای خانم ابراهیمیه. این‌که الزامی در بیرون کردن واژگان عربی از زبان فارسی هست رو من هم نمی‌پذیرم، اما هنگامی که واژه‌هایی فارسی وجود داره و ما نیازی به جایگزینی اون‌ها با چیزهای عربی نداریم، خب چرا باید نگه داشته شن؟ وقتی که گزینش و پیش‌گفتار که به این زیبایی و خوش‌آوایی رو ما در زبان خودمون داریم، چرا باید از انتخاب و مقدمه استفاده کنیم؟ و این هم به هیچ وجه باعث لطمه به آموزه‌های قرآنی و دینی نمی‌زنه. آیا واقعاً ما باید از اون واژه‌هایی که در آموزه‌های دینی اومده استفاده کنیم وقتی که خودمون در زبان مادریمون داریم؟ خیر. این بازگردانیه. باید بازگردونده شه، چون زبان ما چیز دیگه‌ای. حالا بجز بخش‌هایی که هیچ واژه‌ای از زبان ما نمی‌تونه معنای کامل اون واژه‌ی بیگانه رو پوشش بده. مشکل اینجاست که ما با به کار بردن واژه‌هایی که در زبان خودمون زیباتر و خوش‌آواتر هست، چون‌که از دل خود ما بیرون اومده، پرهیز می‌کنیم و به کار بردن یک‌سری واژه‌هایی که بیگانه‌ان و در زبان عامیانه بیشتر استفاده می‌شن، نه در ادبیات، برتر می‌دونیم.

1405/04/22|توسطعرشیا برادران
6
|