«جنسیت و دیگریسازی: خوانشی انتقادی از تاریخنگاریهای دوره عباسی» به قلم نادیا ماریا الشیخ، استاد تاریخ دانشگاه آمریکایی بیروت است که با برگردان دانشگاهی زهرا محققیان، افقی تازه در بازخوانی مناسبات قدرت، گفتمانهای دینی و صورتبندی هویت در جهان اسلام سدههای میانه پیش روی پژوهشگران مینهد. الشیخ در این اثر با تکیه بر نظریههای پسااستعماری، رویکرد ساختارگرا و نقد ادبی، از نگرشهای سنتی که متون کهن را آینهای شفاف رو به گذشته میانگارند فاصله میگیرد و به جای جستوجوی سادهانگارانه ردپای «زنان واقعی» در دل تاریخ، این پرسش را پیش میکشد که تصویر زن چگونه، با چه سازوکارهای بلاغی و در خدمت کدام اهداف سیاسی و هژمونیک در متون تاریخی و ادبی عصر عباسی برساخته شده است. مولف با کاربست همزمان دو ابزار روششناختی مکمل، یعنی خوانش پسرونده که متن را پیش از هر چیز دریچهای به دغدغهها، اضطرابها و منازعات زمانه تدوین در سدههای سوم و چهارم هجری میشناسد نه بازتاب عینی رویدادهای صدر اسلام و تحلیل بینامتنیت میان سیره، تاریخ، طبقات، حدیث و ادب نزد چهرههایی چون طبری، واقدی، ابنهشام، مسعودی و جاحظ، نشان میدهد که جنسیت متغیری حاشیهای نبوده، بلکه مقولهای تحلیلی و راهبردی برای تحدید مرزهای زمانی، مذهبی و فرقهای خلافت سنی عباسی به شمار میرفته است. کتاب در قالب پنج فصل هماهنگ، کارکرد استعارههای جنسیتی را در غیریتسازی عیان میسازد؛ از روایت شادمانی زنان حضرموت پس از وفات پیامبر که به مثابه نماد سرکشی جاهلی و توجیه سرکوب مقتدرانه حاکمیتی برای بازگرداندن نظم مردسالار بازتولید میشود، تا دگردیسی معنادار تصویر هند بنت عتبه که از موجودی مهارناپذیر، شهوانی و نماد بدویت شرک، همگام با تلطیف تدریجی نگرش جامعه به معاویه و امویان در سده سوم، به زنی مسلمان، باوقار و عفیف بدل میگردد تا کارکرد مصلحتاندیشانه تاریخنگاری آشکار شود. نویسنده همچنین بررسی میکند که نهادهای رسمی، شیونهای زنانه در آیینهای سوگ و نوحهگری را به مرز میان انضباط ایمانی و آشفتگی جاهلی پیوند زدند و در مواجهه با تهدیدهای فرامرزی نظیر امپراتوری بیزانس یا قیامهای برهمزننده درونی مانند قرمطیان، از زبان جنسیتی، اتهام هرزگی و فروپاشی عفت برای تخریب هویت رقیب سود جستند؛ چرا که در ساختاری پدرسالار، لکهدار کردن عفت زنان موثرترین حربه برای سلب اعتبار و اثبات بیکفایتی مردان آن گروهها بود. در قطب متضاد این تصویرپردازی، الشیخ تکوین الگوی «زنان نمونه» را به بحث میگذارد؛ جایی که ترسیم سیمای خدیجه، فاطمه و عایشه نه در مقام فاعلانی تاریخی و مستقل، بلکه در هیئت تیپهای آرمانی، خانهنشین و مطیع، نقشی اساسی در تثبیت هنجارهای مسلط، طرد رفتارهای ناسازگار و ترسیم مرزهای تقوای جمعی ایفا میکند. این کتاب به نحوی مستدل اثبات مینماید که میراث روایی سدههای نخستین، بیش از آنکه بازتاب صدای انضمامی یا عاملیت واقعی زنان باشد، برساخته ذهنی نخبگان مذکر در پاسداری از انحصار مشروعیت، استمرار هژمونی پدرسالار و تحکیم مرزهای هویت سیاسی به شمار میرود.
درباره نادیا ماریا الشیخ
نادیا ماریا الشیخ استاد تاریخ در دانشگاه آمریکایی بیروت است.