ابرهه اسم آشنایی برای ایرانیهاست. بعد از ساخت سریال «محمد» به کارگردانی آقای مجید مجیدی هم این ابرهه و سپاه فیل نشینش، برای همه ما تجسم عینی گرفت. اما «پادشاه نصفه دماغ» میخواهد این نصف دماغ ابرهه را هم حسابی به خاک بمالد و غرور وتکبر این مرد حبشی را نشان مخاطبش بدهد. انگار که سید سعید هاشمی گفته باشد خب جناب ابرهه گرچه در تاریخ هم درس عبرت گرفتی و درس عبرتی برای بقیه گردن کشان شدی، اما حالا حالاها با تو کار دارم و قرار است حسابی در این کتاب مخاطب را سر اشتباهات تو بخندانم!
دعواهای پادشاه نصفه دماغ و حمامه!
نویسنده هر طور که میتوانسته به این جناب ابرهه تازیده و از هر خرده جزییاتی برای نشان دادن شخصیت متکبر و زیادهخواه ابرهه استفاده کرده است. دعواهای لفظی ابرهه و زنش، و بحثهایی که این فرمانده با دو پسرش دارد و در یک کلام، نشان دادن خانواده عجیب و کمی نادان ابرهه، به طنز کتاب اضافه کرده است.
در جریان کتاب، اتفاقات تاریخی تغییر نمیکنند اما با طنز نویسنده برای مخاطب نوجوان مزه همبرگر دوبل میگیرند. از طرفی همانقدر که نویسنده ابرهه را نادان و متکبر نشان داده است، از جناب عبدالمطلب، و قریش، همان چیزی را گفته است که شایسته گفتن بوده. پس این رمان طنز، یک تفریح ادبیاتی صرف برای نوجوان نیست. بلکه سفری به تاریخ اما با پفیلا و تخمه و حال خوب است. با نکاتی که در دل رمان خودش را نشان میدهد بی اینکه زیادی توی ذوق بزند.
اگر مدتهاست دست نوجوانتان کتاب ندیدهاید، این کتاب با عنوان جذاب و ماجرای کش دارش، اوقاتی خوبی برای فرزند شما فراهم میکند.