کتاب چهارراه

Intersection
کد کتاب : 19421
شابک : 978-9641941378
قطع : رحلی
تعداد صفحه : 128
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 13 بهمن

معرفی کتاب چهارراه اثر بهرام بیضایی

"چهارراه" نمایش نامه ی جذاب و قابل توجهی است از "بهرام بیضایی" که در سال 1388 به عنوان آخرین نمایش نامه در ایران به نگارش در آورد و سپس در سال 1397 به عنوان کارگردان آن را در دانشگاه استنفورد در جریان جشنواره ی هنر ایرانی روی صحنه برد.
داستان "چهارراه" در مجموعه اتفاقاتی خلاصه می شود که فضای سرگردانی بر آن غالب است. حادثه ای همزمان در "چهارراه" رخ داده، در شرف رخ دادن است و حتی قربانی بعد از رخ دادن از آن سخن می گوید. "نهال فرخی" در تلاش است نامه ای را که به اشتباه در صندوق انداخته پس بگیرد اما در این میان و سر "چهارراه"، "سارنگ سهش" را می بیند. به نظر می رسد که او بعد از گذشت سال ها بازگشته و دنبال محله ی خودش می گردد. اما حالا همانقدر که "نهال فرخی" می خواهد بداند چرا سال ها پیش بی خبر او را ترک کرده، "سارنگ سهش" نیز پرسشی را که سال ها ذهنش را درگیر ساخته مطرح می کند و آن این است که چرا هیچ کس سراغی از او نگرفت؟
حادثه ی "چهارراه" خود به خود اتفاق نیفتاده بود و شخصیت های خلق شده به قلم "بهرام بیضایی" هر یک گوشه ای از این "چهارراه" ایستاده اند. راننده ای که دلش گیر پرستاری شده و ذهنش مشغول حال و روز زندگی خویش است، "سارنگ سهش" را زیر چرخ های ماشین خود می بیند. اما آیا این حادثه صرفا یک تصادف بوده یا "سارنگ سهش" عمدا خود را جلوی ماشین انداخته؟ چرا نامه های او به "نهال فرخی" در این پانزده سال به دست او نرسید؟ آیا هنوز به عشقشان امید هست؟ همه چیز در "چهارراه" معلوم می شود.

کتاب چهارراه

بهرام بیضایی
بهرام بیضایی (زاده ۵ دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر و نمایش‌نامه نویس و فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی است.‏‏بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه نویسی، در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرده‌است.‏وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران است.چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهم‌ترین آثار وی هستند.‏خانواده‌اش اهل کاشان...
قسمت هایی از کتاب چهارراه (لذت متن)
شغله دیگه -بهتر از هیچی! همون شبو میگ م که بابام کمبود مواد کارش کشی درمونگاه! پزشک کشیک بند کرد و کشید مراقبت ویژه- اتاق شخصی ش! با خواب سنگین! پرستار می خواستن. طرف پرده رو کشید. گفتم کارآموزی چی؟ انگ پرستار قبلی روز گل سینه م؛ رادیو برنامه دیرگاهی داشت -هنوز حال می داد که پرسیدم مریضیش چیه؟ زیر گوشم گفت بازنشستگی! سر سحری هیفده پله بابا رو کشوندیم تو اتاقش زیر کرسی خواب هپروت! طرف اومد اتاق م طلبکاری و آره دیگه! گفتم دلخور نمی شی فنرش جیر جیر می کنه؟ گفت آخ که بیشتر خوشم می آد! دیگه اول کارآموزی: شمردن نبض، گذوشتن درجه زیر زبون تا اصول اولیه تزریق!