کتاب «مسافر فرانکفورت» اثری از نویسندهی نامدار داستانهای جنایی، آگاتا کریستی است که در سال ۱۹۷۰ به مناسبت هشتادسالگی او منتشر شد. این کتاب با آثار کلاسیک و کارآگاهی شناختهشدهی او (مانند ماجراهای پوآرو یا مارپل) تفاوت اساسی دارد و در ژانر تریلر جاسوسی و سیاسی نوشته شده است. داستان در بستر جنگ سرد روایت میشود. استافورد نای، یک دیپلمات میانسال و نسبتا بیخیال انگلیسی است که در مسیر بازگشت به لندن، بهدلیل بدی آبوهوا در فرودگاه فرانکفورت معطل میشود. در سالن ترانزیت، زنی ناشناس به او نزدیک میشود و ادعا میکند جانش در خطر است. زن از نای میخواهد که پاسپورت و بلیط هواپیمایش را به او قرض دهد تا بتواند با تغییر چهره فرار کند. نای این پیشنهاد خطرناک را میپذیرد و بدین ترتیب، ناخواسته وارد یک شبکهی پیچیده از توطئههای بینالمللی میشود. او بهسرعت متوجه میشود که این زن، جاسوسی به نام «مری آن» است که بر روی یک شبکهی مخفی و جهانی کار میکند. این شبکه توسط گروهی از جوانان افراطی و با هدایت شخصیتهای پشتپرده و ثروتمند اداره میشود که هدفشان ایجاد هرجومرج، نابودی نظم جهانی و برقراری یک حکومت فاشیستی جدید در اروپا و جهان است. کتاب «مسافر فرانکفورت» در زمان انتشار خود با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. برخی منتقدان پیرنگ داستان را بیش از حد فانتزی، آشفته و دور از واقعیتهای جاسوسی آن دوران دانستند و معتقد بودند کریستی در خلق یک تریلر سیاسی به اندازهی داستانهای کارآگاهیاش موفق نبوده است؛ در مقابل، گروهی دیگر این اثر را بازتابی جالب از دغدغهها و هراسهای پیرامون شورشهای دانشجویی اواخر دههی ۱۹۶۰ و تغییرات سریع سیاسی جهان ارزیابی کردند. بااینحال، کتاب بهعنوان یکی از آثار متفاوت کارنامهی کریستی، ارزش تاریخی خاص خود را دارد.