رمان «ناپیدا» اثر کارین آلوتهین از آن داستانهای جنایی اسکاندیناویایی است که قتل را بیش از آنکه مقصد روایت بدانند، دری برای ورود به زندگی انسانی در حاشیهی جامعه میکنند. نسخهی اصلی رمان با عنوان سوئدی «ساکناد» در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و ترجمهی انگلیسی آنا پترسون در سال ۲۰۰۳ توسط انتشارات کاننگیت به بازار آمد. کتاب جایزهی معتبر کلید شیشهای را برای بهترین رمان جنایی اسکاندیناوی دریافت کرد و بعدها در آمریکا نیز نامزد جایزهی ادگار شد. قهرمان داستان سیبیلا فورسنستروم سیودوساله است؛ زنی که پانزده سال از زندگیاش را بیرون از جامعهی رسمی سوئد گذرانده و در خیابانهای استکهلم زندگی کرده است. او برای زندهماندن شیوههای خاص خودش را آموخته: انتخاب مردان ثروتمند و تنها، استفاده از ظاهر و هوش برای جلب اعتمادشان، گرفتن یک شام یا اتاق هتل و سپس ناپدیدشدن پیش از آنکه کسی فرصتی برای شناختنش پیدا کند. این زندگی بر نوعی نامرئیبودن بنا شده است. سیبیلا مدتهاست از گذشتهی مرفه اما آسیبزای خود گریخته و تقریبا برای هیچکس وجود خارجی ندارد. اما یک شب همهچیز تغییر میکند. مردی که سیبیلا او را متقاعد کرده هزینهی شام و اقامتش را بپردازد، صبح روز بعد به شکلی وحشیانه به قتل میرسد. تمام شواهد اولیه به سوی زنی اشاره میکنند که هیچ نشانی ثابت، شغل رسمی یا زندگی قابلتأییدی ندارد. وقتی قربانی دیگری نیز با الگویی مشابه کشته میشود، سیبیلا ناگهان از انسانی نامرئی به یکی از تحتتعقیبترین افراد سوئد تبدیل میشود. همین وارونگی هستهی دراماتیک رمان است: زنی که سالها برای دیدهنشدن جنگیده، حالا دیگر نمیتواند از نگاه جامعه فرار کند. آلوتهین داستان را میان فرار سیبیلا در زمان حال و بخشهایی از گذشتهی او حرکت میدهد. با آشکارشدن تدریجی دوران کودکی و خانوادهاش، روشن میشود که بیخانمانی او صرفا نتیجهی فقر یا شکست اقتصادی نبوده است. انتخاب خیابان برای سیبیلا شکلی افراطی از قطع رابطه با جهانی است که زمانی او را تعریف و کنترل کرده بود. به همین دلیل «ناپیدا» فقط دربارهی یافتن قاتل نیست؛ دربارهی انسانی است که سالها پیش خودش را از نقشهی اجتماعی حذف کرده و اکنون ناچار است دوباره دربارهی ارزش زندگی خود تصمیم بگیرد. یکی از نقاط قوت رمان این است که تعلیق جنایی را با ترحمبرانگیزکردن مصنوعی شخصیت اصلی اشتباه نمیگیرد. سیبیلا قربانی صرف نیست؛ دروغ میگوید، دیگران را فریب میدهد و برای بقا قواعد خودش را ساخته است. اما آلوتهین خواننده را وادار میکند فاصلهی میان جرم، انتخاب و ضرورت را دوباره بسنجد. گاردین هنگام انتشار ترجمهی انگلیسی، رمان را هم «خشن» و هم «شفقتآمیز» توصیف کرد و شخصیت سیبیلا بعدها در میان منتقدان ادبیات جنایی بهعنوان یکی از شخصیتهای بهیادماندنی این ژانر مطرح شد. نثر آلوتهین کمحرف و فشرده است و فضای سرد شهر به جای آنکه صرفا پسزمینه باشد، بخشی از تنهایی شخصیت میشود. تعقیب قاتل واقعی موتور حرکت داستان است، اما پرسش عمیقتر جای دیگری قرار دارد: جامعه با کسی که از همهی مدارک، نقشها و انتظارات آن بیرون افتاده چه میکند؟ آیا انسانی که سالها دیده نشده، وقتی ناگهان همه به دنبالش میگردند دوباره صاحب هویت میشود یا فقط به چهرهای روی صفحهی اخبار تبدیل میشود؟ «ناپیدا» داستان زنی است که برای ناپدیدشدن از گذشتهاش، خودش را از جهان حذف کرده بود و ناگهان باید برای باقیماندن در همان جهان بجنگد. گاهی گمشدن به معنای پیدا نکردن راه خانه نیست؛ گاهی آدم آنقدر دور میشود که دیگر مطمئن نیست خانهای وجود داشته است. سیبیلا در خیابانهای استکهلم فقط از پلیس فرار نمیکند. او میان ردپاهای زندگیای که پشت سر گذاشته میگردد تا ببیند آیا هنوز جایی، زیر همهی این نامرئیشدنها، کسی باقی مانده که ارزش پیدا شدن داشته باشد.
درباره کارین آلوتگن
کارین آلوتگن (متولد ۸ ژوئن ۱۹۶۵، هوسکوارنا، سوئد) نویسنده سوئدی داستانهای جنایی است. داستانهای مهیج روانشناختی آلوتگن عموماً در سوئد اتفاق میافتند. چهار کتاب او به انگلیسی ترجمه شدهاند: گمشده، خیانت، سایه و شرم.