1. خانه
  2. /
  3. کتاب اول تو من را کشتی

کتاب اول تو من را کشتی

نویسنده: جان مارس
3.8 از 1 رأی

کتاب اول تو من را کشتی

You killed me first
انتشارات: نشر گویا
٪10
890000
801000
معرفی کتاب اول تو من را کشتی
«اول تو من را کشتی» رمانی روان‌شناختی و جنایی از جان مارس است که تنش اصلی‌اش را از شکاف میان ظاهر آراستهٔ زندگی خانوادگی و چیزهایی می‌سازد که آدم‌ها برای حفظ همین ظاهر از یکدیگر پنهان می‌کنند. رمان با تصویری هولناک آغاز می‌شود: پنجم نوامبر، شب آتش‌بازی و آتش‌های بزرگ سنتی در بریتانیا، زنی به هوش می‌آید و می‌فهمد بسته و دهان‌بسته در میان توده‌ای آمادهٔ سوختن گرفتار شده است. آتش نزدیک می‌شود، اما مارس هویت زن و دلیل حضورش در آنجا را آشکار نمی‌کند. روایت سپس یازده ماه به عقب بازمی‌گردد تا نشان دهد چگونه روابط ظاهرا معمولی چند همسایه می‌تواند به چنین نقطه‌ای برسد. مرکز داستان سه زن‌اند: مارگو، چهره‌ای تلویزیونی که دوران اوجش گذشته است؛ آنا، دوست قدیمی او؛ و لیو، زنی که همراه خانواده‌اش تازه به محله آمده و در نگاه نخست زندگی تقریبا بی‌نقصی دارد. نزدیکی جغرافیایی خیلی زود به نوعی دوستی تبدیل می‌شود، اما مارس از همان ابتدا اجازه نمی‌دهد این رابطه آرام بماند. رقابت، حسادت، سوءظن و کنجکاوی وارد مناسبات سه زن می‌شود و هرکدام اطلاعاتی دربارهٔ خود دارند که نمی‌خواهند دیگران بدانند. به این ترتیب، خانه‌های مرتب و روابط خانوادگی به جای آنکه پناهگاه باشند، به فضاهایی برای مراقبت از رازها و زیرنظرگرفتن دیگران تبدیل می‌شوند. ساختار چنددیدگاهی رمان برای همین بازی با اعتماد ضروری است. داستان عمدتا میان زاویه‌های دید آنا، مارگو و لیو حرکت می‌کند و هر تغییر منظر، بخشی از تصویری را که خواننده ساخته است مختل می‌کند. اطلاعات به شکل کنترل‌شده توزیع می‌شوند: شخصیت‌ها لزوما دربارهٔ همه‌چیز دروغ نمی‌گویند، اما آنچه نمی‌گویند گاهی مهم‌تر از چیزی است که روایت می‌کنند. مارس از این محدودیت اطلاعات برای ساختن معمایی استفاده می‌کند که سوال آن فقط «چه کسی مرتکب چه کاری شده؟» نیست؛ خواننده مدام باید در برداشت خود از شخصیت‌ها تجدیدنظر کند. از نظر ریتم، «اول تو من را کشتی» دو حرکت نسبتا متفاوت دارد. بخش نخست زمان زیادی صرف روابط خانوادگی، خصومت‌های کوچک، رقابت‌های اجتماعی و شکل‌گرفتن سوءظن‌ها می‌کند. در این قسمت رمان گاه بیشتر به یک درام تیرهٔ حومه‌نشینان شباهت دارد تا تریلری پرشتاب. این کندی تا اندازه‌ای عمدی است: مارس باید ابتدا شبکه‌ای از روابط و ظاهرهای قابل‌قبول بسازد تا فروریختن آنها معنا پیدا کند. با نزدیک‌شدن دوباره به پنجم نوامبر، ریتم تغییر می‌کند و اطلاعات پنهان، خیانت‌ها و انگیزه‌ها با سرعت بیشتری وارد روایت می‌شوند. برخی منتقدان همین تفاوت شدید میان نیمهٔ نخست و دوم را هم نقطهٔ جذاب کتاب دانسته‌اند و هم یکی از مشکلات ریتم آن. قدرت اصلی رمان در شخصیت‌های اخلاقا نامطمئن آن است. مارس علاقه‌ای ندارد یکی از سه زن را صرفا قربانی و دیگری را هیولای داستان معرفی کند. هر بار که خواننده به داوری نسبتا مطمئنی می‌رسد، اطلاعات تازه نسبت میان همدلی و سوءظن را تغییر می‌دهد. طنز سیاه نیز از خشونت این جهان کم نمی‌کند، بلکه گاه آن را ناخوشایندتر می‌سازد. محدودیت کتاب در سوی دیگر همین راهبرد قرار دارد: تراکم رازها و چرخش‌های روایی گاهی منطق واقع‌گرایانهٔ رفتار شخصیت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد و خواننده‌ای که تریلر کم‌حادثه‌تر و روان‌شناختی‌تر می‌خواهد ممکن است بخشی از پیچش‌های متوالی را بیش از حد مهندسی‌شده ببیند. اما آتش آغاز رمان صرفا یک قلاب روایی نیست. هرچه داستان جلوتر می‌رود، روشن‌تر می‌شود که خشونت نهایی ناگهان از هیچ پدید نمی‌آید؛ از مجموعه‌ای از تحقیرها، رقابت‌ها، دروغ‌های کوچک و تصمیم‌هایی ساخته می‌شود که هرکدام در لحظه شاید قابل‌کنترل به نظر برسند. پرسش «چه کسی در آتش گرفتار شده؟» خواننده را پیش می‌برد، اما پرسش نگران‌کننده‌تر این است که آدم‌ها چند بار می‌توانند به یکدیگر آسیب بزنند و همچنان وانمود کنند زندگی معمولی‌شان ادامه دارد.
درباره جان مارس
درباره جان مارس
جان مارس یک روزنامه نگار سابق از نورتهمپتونشایر انگلیس است که 25 سال را در مصاحبه با افراد مشهور دنیای تلویزیون ، فیلم و موسیقی برای روزنامه ها و مجلات ملی گذراند. او برای نشریاتی از جمله گاردین آنلاین؛ مجله OK؛ GT؛ ایندیپندنت و... نوشته است. او اخیراً به طور تمام وقت می نویسد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب اول تو من را کشتی" ثبت می‌کند