در من غرور مالیخولیایی اثری است که زادهٔ قدرت نیست، زادهٔ خواست قدرت است؛ غرور زندگیای که از اقتدار واقعی خالی است و تنها حسرت است که به جانب بالا میکشدش، همچنان که رنج دستهای نیوبهٔ داغ دیده را. هاینریش مان در سالهای اقتدار حکومت قیصری با رمانی چون زیردست یگانهوار بر ارج جمهوریت تأکید کرد و در هنگامهٔ دو جنگ بزرگ جهانی با رمانهایی چون شهر کوچک و جوانی هانری چهارم برای کشورش ترانهسرای امید، مدارا و صلح بود.