«لویی-فردینان سلین» نوشتهٔ دیوید هیمن کتاب کوچکی است دربارهٔ نویسندهای که بهسختی در کتابی کوچک جا میگیرد. این جستار در ۱۹۶۵، تنها چهار سال پس از مرگ سلین، در مجموعهٔ «جستارهایی دربارهٔ نویسندگان مدرن» دانشگاه کلمبیا منتشر شد. زمان انتشارش مهم است: سلین هنوز در جهان انگلیسیزبان موقعیتی بهمراتب حاشیهایتر از امروز داشت و شهرت ادبیاش از رسوایی سیاسی، یهودستیزی آشکار و گذشتهٔ دوران اشغال جداشدنی نبود. هیمن در چنین وضعیتی میکوشد یک پرسش مشخص را دوباره مطرح کند: اگر داوری دربارهٔ شخص سلین را موقتا کنار بگذاریم و ببینیم او با خود رمان و زبان چه کرده است، با چه نویسندهای روبهرو میشویم؟ پاسخ هیمن روشن است: سلین برای او پیش از هر چیز یک نیروی زبانی است. مرکز ثقل کتاب «سفر به انتهای شب» و «مرگ قسطی» است؛ دو رمانی که در آنها زبان ادبی فرانسه از فاصلهٔ تثبیتشدهاش با گفتار روزمره پایین کشیده میشود و ریتم، ناسزا، شکست نحوی، اغراق، تکرار و گفتار عامیانه وارد خود سازوکار روایت میشوند. اهمیت سلین در این خوانش فقط در بدبینی افراطیاش نیست. هیمن او را نویسندهای میبیند که خشم را به فرم تبدیل کرده است؛ کسی که جمله در آثارش صرفا حامل معنا نیست و باید ضربه بزند، قطع شود، شتاب بگیرد و از تعادل خارج شود. همین ویژگی بود که بعدها نفوذ سلین بر نویسندگان و سنتهای مختلف را ممکن کرد. نکتهٔ جالبتر در خوانش هیمن، جایگاهی است که برای کمدی قائل میشود. جهان سلین پر از جنگ، فقر، بیماری، تحقیر و شکست است، اما نتیجه لزوما نثر عبوس نیست. برعکس، فاجعه بارها به مضحکه تبدیل میشود. انسان آنقدر کوچک، خودخواه و گرفتار بدن خود است که حتی نومیدی میتواند خندهدار شود. هیمن از همین راه سلین را «نابغهٔ کمیک» میخواند و بر فارس، هجو و چیزی شبیه «اسلپاستیک کلامی» تأکید میکند. این تعبیر بعدها محل بحث شد؛ بعضی منتقدان معتقد بودند چنین تأکیدی ممکن است خشونت و سختی واقعی بدبینی سلین را بیش از اندازه در خنده حل کند. اما هیمن به نکتهای اساسی دست گذاشته بود: اگر خنده را از سلین حذف کنیم، بخش مهمی از مکانیزم نثر او را از دست دادهایم. جایگاه خود هیمن نیز این توجه به فرم را توضیح میدهد. او بعدها بیشتر بهعنوان یکی از پژوهشگران برجستهٔ جیمز جویس و استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه ویسکانسین شناخته شد و بخش بزرگی از کارش به سازوکار روایت مدرنیستی اختصاص داشت. بنابراین وقتی سلین را در کنار جویس قرار میدهد، مقایسه صرفا از سر بزرگنمایی نیست. جویس و سلین مسیرهای کاملا متفاوتی دارند، اما هر دو برای هیمن نویسندگانیاند که زبان موجود رمان برایشان کافی نیست. تعبیر نهایی او تند است: سلین را در تصویر جامعهای رو به زوال کنار پروست و در آزادسازی زبان کنار جویس قرار میدهد. این نگاه باعث میشود «مرگ قسطی» در کتاب اهمیت ویژهای پیدا کند. سلین در این رمان به کودکی و نوجوانی فردینان بازمیگردد و خانواده، مدرسه، کار و زندگی خردهبورژوایی را به جهانی آکنده از شکست و تحقیر بدل میکند. زبان نیز نسبت به «سفر به انتهای شب» رهاشدهتر و افراطیتر میشود. برای هیمن، همین رهایی فرم یکی از جاهایی است که نبوغ سلین را بهتر میتوان دید: زندگی روزمره بدون آنکه نیاز به جنگ یا حادثهای تاریخی داشته باشد، به ماشین تولید رنج و کمدی بدل میشود. منتقدان همان دوره نیز متوجه شدند که هیمن برای این رمان جایگاهی حتی بالاتر از «سفر به انتهای شب» قائل است. اما محدودیت کتاب نیز دقیقا از همین تمرکز میآید. هیمن سلین پس از دو رمان نخست را بسیار فشردهتر بررسی میکند و آثار متأخر سهم اندکی از کتاب دارند؛ نقدهای بعدی حتی یادآور شدند که این بخش در کمتر از ده صفحه جمع میشود. مهمتر اینکه نسبت میان انقلاب سبکی سلین و یهودستیزی و نوشتههای سیاسی او در این جستار به اندازهای که پژوهش امروز انتظار دارد باز نشده است. امروز دیگر دشوار است سلین را فقط به دو نیمهٔ «نویسندهٔ بزرگ» و «انسان نفرتانگیز» تقسیم کنیم؛ پرسش سختتر این است که آیا خشونت سیاسی و خشونت زبانی او کاملا از هم جداشدنیاند. کتاب هیمن این مسئله را حل نمیکند، اما به دورهای تعلق دارد که تازه داشت امکان بازگشت به خود آثار سلین را در نقد انگلیسیزبان فراهم میکرد. ارزش «لویی-فردینان سلین» امروز در همین موقعیت تاریخی و دقت انتقادی فشردهٔ آن است. کتاب نه زندگینامهٔ سلین است، نه مقدمهای جامع بر تمام آثارش. گزارشی است از لحظهای که منتقدی مدرنیست به نویسندهای بدنام نگاه میکند و متوجه میشود زیر خشم، رسوایی و نفرت، اتفاقی بنیادی برای زبان رمان افتاده است. مسئلهٔ سلین نیز هنوز همینقدر ناخوشایند باقی مانده است: ممکن است نویسندهای از نظر اخلاقی ما را
درباره دیوید هیمن
ديويد هيمن (David Hayman) نویسنده آمریکایی متولد سال 1927، در نیویورک می باشد. وی دارای چندین کتاب و جوایز متعددی از جمله جایزه کمک هزینه تحصیلی گوگنهایم برای علوم انسانی ، ایالات متحده و کانادا است.