0

کتاب دختر ستاره ای Stargirl


  • قیمت : ۴۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر دختر ستاره ای
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

از روزی که دختر ستاره ای با لباس های رنگارنگ و رفتار متفاوت خود به دبیرستان بی سر و صدا و آرام میکا پا گذاشت، همه چیز تغییر کرد. دختر ستاره ای با فقط یک لبخند، دل لئو بورلاک را برده و او را مجذوب و شیفته ی خود می کند. حضور این دختر در مدرسه، شور و هیجان عجیبی بین بچه های دبیرستان ایجاد کرده است. اما اوضاع به همین منوال پیش نخواهد رفت. با پیشروی داستان، سایرین با او چپ می افتند و دختر ستاره ای به خاطر تمام چیزهایی که او را از بقیه متفاوت ساخته، طرد می شود. لئو که از عشق این دختر در هراس و بی قراری است، او را تشویق به تبدیل شدن به چیزی می کند که می تواند دخترک را نابود سازد: معمولی و مثل بقیه بودن. جری اسپینلی در این کتاب که به نوعی، گرامیداشت و تجلیل متفاوت بودن و عدم انطباق است، حکایتی تأثیرگذار و احساسی درباره ی خطرات شهرت، هراس ها و الهام بخشی های اولین عشق را برای مخاطبان درنظر گرفته است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دختر ستاره ای



انتشارات: ایران بانایران بان
نویسنده: جری اسپینلی جری اسپینلی
مشخصات دختر ستاره ای
قطع : رقعی
شابک : 978-600-188-014-8
وزن : 890
تعداد صفحه : 600
سال انتشار شمسی : 1388
سال انتشار میلادی : 2000
سری چاپ : 6

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی پرنتس چویس سال 2000

جایزه کتاب نوجوانان هوزییر

جایزه کتاب نوجوانان آریزونا

جایزه کتاب نوجوانان گاردن استیت

نکوداشت
A poetic allegorical tale.
یک داستان تمثیلی شعرگونه.
New York Times Book Review New York Times Book Review

A magical and heartbreaking tale.
حکایتی جادویی و تأثیرگذار.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Stargirl tells us the captivating story of a magical, mysterious girl.
دختر ستاره ای، داستان جذاب دختری سحرآمیز و مرموز است.
Chicago Tribune Chicago Tribune

لذت متن
این بار وقتی استارگرل سر راهش به طرف میز من آمد، از جایم تکان نخوردم. پشتم به او بود. متوجه بودم که چشم های کوین او را دنبال می کند و همین طور که استارگرل نزدیک تر می شد، چشم های او گشادتر می شد. و بعد چشم های کوین متوقف شدند، و دهانش برای تبدیل شدن به نیشخندی شیطنت آمیز کش آمد، و انگار همه چیز متوقف شده بود، به جز جیرینگ جیرینگ قابلمه و ماهیتابه ها در آشپزخانه، و پشت گردن من آتش گرفته بود.

فکر کردم، چی؟ اما بعد فهمیدم چی. و فهمیدم باید چه کار کنم. فهمیدم باید برگردم و با او صحبت کنم و فهمیدم که او می خواهد همان جا بایستد تا من این کار را بکنم. این ترس از او احمقانه بود، بچه گانه بود. به هر حال، من از چی می ترسیدم؟

من عاشق آغازها هستم! اگر مسئول تقویم ها بودم، هر روز اول ژانویه می شد. و برای ستایش این روز، جشن سال نو، چه راهی بهتر از شروع یک نامه، آن هم برای کسی که زمانی-تا آینده؟-با من دوست بود. بیا به هم قول بدهیم اصلا برف های تازه باریده ی یکدیگر را به هم نزنیم. برف آبه نشویم. مثل این زمین بمانیم و با هم آب بشویم.