0

کتاب عطش مبارزه The Hunger Games


  • قیمت : ۹۶,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۷۶,۸۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
  • تنها 1 عدد از این کتاب باقی مانده

مروری بر عطش مبارزه
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

پانم، که آمریکای شمالی پساآخرالزمانی آن را شکل داده، کشوری است با یک منطقه ی حکومتی ثروتمند و دوازده بخش فقرزده. در ابتدای تاریخ این کشور، شورشی به رهبری بخش سیزدهم علیه منطقه ی حکومتی باعث ویرانی های فراوان و البته شکل گیری رویدادی سالانه به نام «عطش مبارزه» شد. منطقه ی حکومتی به منظور مجازات شورشیان و همچنین یادآوری قدرت و شکوه خود ، تمام بخش ها را مجبور به شرکت دادن یک پسر و یک دختر 12 تا 18 ساله از طریق یک سیستم قرعه کشی در این مسابقات کرد. این افراد که به نوعی «پیشکش» به حکومت هستند، به صورت سالانه انتخاب و مجبور می شوند تا سر حد مرگ با یکدیگر بجنگند و فقط یک نفر از این مسابقات جان سالم به در خواهد برد. وقتی که پریم، خواهر 16ساله ی کتنیس، به عنوان نماینده ی مونث بخش دوازدهم انتخاب می شود، کتنیس داوطلب می شود که به جای او به مسابقات برود. او و همتای مذکرش، پیتا، در مقابل حریفانی بزرگتر و قوی تر قرار می گیرند؛ برخی از این حریفان، تمام عمر خود را صرف تمرین برای این رویداد کرده اند. این موضوع برای کتنیس و پیتا می تواند به منزله ی حکم مرگشان باشد، اما کتنیس قبلا نزدیکی به مرگ را تجربه کرده و جان به در بردن، جزئی از سرشت اوست.

خرید و معرفی کتاب خواندنی عطش مبارزه



انتشارات: افرازافراز
مشخصات عطش مبارزه
قطع : رقعی
شابک : 978-964-243-317-9
وزن : 486
تعداد صفحه : 1168
سال انتشار شمسی : 1394
سال انتشار میلادی : 2008
سری چاپ : 4

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی گلدن داک سال 2009

3 جلدی با عناوین : عطش مبارزه،اشتعال و زاغ مقلد

فیلمی با همین عنوان بر اساس این کتاب در سال 2012 ساخته شده است.

نکوداشت
Brilliantly plotted and perfectly paced.
با داستانی درخشان و ضرب آهنگی بی نقص.
New York Times New York Times

A gripping tale.
داستانی گیرا.
Washington Post Washington Post

Collins has created a brilliant dystopia.
کالینز، ویران شهری درخشان خلق کرده است.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

لذت متن
از خواب برمی خیزم، سمت دیگر تخت سرد است. انگشتانم را دراز می کنم، و گرمای بدن پریم را جستجو می کنم اما تنها رویه ی کرباسی و زبر تشک را حس می کنم. حتما خواب بد دیده و داخل رختخواب مادرم خزیده است. حتما همین کار را کرده است. امروز روز برداشت و جمع آوری است.

می گویم: «تو من را اینجا تنها نخواهی گذاشت.» چون اگر او بمیرد، من دیگر به خانه برنخواهم گشت. بقیه ی عمرم را در این میدان و در حال تلاش برای یافتن راهی به بیرون خواهم گذراند.

به آرنجم تکیه می دهم. روشنایی اتاق آن قدر هست که بتوانم ببینمشان. خواهر کوچکم، پریم، به پهلو خوابیده خود را در آغوش مادرم جمع کرده، و گونه هایشان به یکدیگر چسبیده است. مادرم در خواب جوان تر به نظر می رسد، هنوز خسته و نگران است اما خیلی شکست خورده و از پاافتاده نیست. چهره ی پریم به تازگی شبنم صبحگاهی است، و مانند اسمش به زیبایی گل پامچال است. یک زمانی مادرم نیز بسیار زیبا بود. یا این طور می گفتند ...