1. خانه
  2. /
  3. کتاب خانه‌ی بی سقف

کتاب خانه‌ی بی سقف

نویسنده: الیزابت برگ
3.6 از 1 رأی

کتاب خانه‌ی بی سقف

Open House
انتشارات: خزه
٪10
680000
612000
معرفی کتاب خانه‌ی بی سقف
کتاب خانه ی بی سقف رمانی است که توسط نویسنده ی آمریکایی الیزابت برگ نوشته شده است. این رمان داستان زنی را روایت می کند که پس از طلاق با گشودن خانه و نیز قلبش زندگی را از نو می سازد.
شوهر سامانتا او را ترک کرده است و بخاطر هزینه های زیاد زندگی در تیفانی ، او تصمیم می گیرد که زندگی خود و پسر یازده ساله ی خود را از نو بسازد. مادر سامانتا سعی می کند با ترتیب دادن قرار هایی برای او کمکش کند ، اما مشکل مهمتر برای سامانتا، پول است.او برای آنکه بتواند از پس هزینه ی اجاره اش بر بیاید تصمیم می گیرد در خانه ی خود مسافر بپذیرد. اولین مشتری زن مسنی است که مشاوره های عاقلانه و مورد نیاز ارائه می دهد. نفر دوم ، یک دانش آموز ناسازگار است ، که چندان کمک کننده نیست. یک دوست جدید ، کینگ ، مردی عجیب ، پیشنهاد می کند که سامانتا بیرون برود ، گردش کند ، کار کند. اما کار واقعی او این است: بیرون آمدنش از اندوه و گذشته ، او باید یاد بگیرد که چگونه می تواند خوشبختی خود را بسازد. بو رای اینکه واقعا مردم را ببیند ، باید به درون قلب خود نگاه کند. برای اینکه بداند که کیست ، مدتها قبل از اینکه شخص دیگری شود و در تلاش برای نجات ازدواج خود باشد ،باید شخصی را که قبلا بوده است را به یاد بیاورد - و آن را پس بگیرد. خانه ی بی سقف یک داستان عاشقانه است درباره آنچه که می تواند بین زن و مرد و نیز در درون یک زن شکوفا شود
درباره الیزابت برگ
درباره الیزابت برگ
الیزابت برگ (زاده 2 دسامبر 1948) رمان نویس آمریکایی است. برگ متولد سنت پاول ، مینه سوتا بود و قبل از اقامتش در شیکاگو در بوستون زندگی می کرد. او زبان انگلیسی و علوم انسانی را در دانشگاه مینه سوتا تحصیل کرد ، اما بعداً در رشته ی پرستاری فارغ التحصیل شد. کار نویسندگی وی از زمانی شروع شد که برنده مسابقه مقاله نویسی در مجله والدین شد. از زمان اولین رمان او در سال 1993 ، رمان های او به تعداد زیادی فروخته شده و چندین جایزه و نامزدی دریافت کرده اند.
نکوداشت های کتاب خانه‌ی بی سقف

سرگرم کننده... دیالوگ های بی نقص... خواندن آن شبیه استراق سمع کردن از یک گفت و گوی صمیمی زنانه است.

New York Daily News

جذاب... داستانی که به گرمی روایت می شود.

People

برگ شوخ طبعانه و آگاه بر مسائل عاطفی می نویسد.

St. Louis Post Dispatch
قسمت هایی از کتاب خانه‌ی بی سقف

بعد از اینکه خانه را با آسمان مسقف کردیم، پستچی اسپیریدون بازدیدکننده دائمی خانه شد. می آمد و بافت آبی آن را تحسین می کرد، با ما مراقب جوانه موسیقی بود، به ماه ماهی سر می زد و عمه دسپینا هر موقع که اسپیریدون به خانه سر می زد، تصادفی سر و کله اش در آینه شمالی پیدا می شد و این قضیه همین جور تکرار می شد. البته اسپیریدون اغلب می آمد تا نامه های فراوانی را بیاورد که مردم برایمان می نوشتند و درخواست می کردند سقف قدیمی را دوباره سر جایش بگذاریم. اول لحن شان منطقی بود، بعد درخواست می کردند اما در آخر و بیشتر اوقات این نامه های بی نام، تهدیدآمیز بودند. ساشا پیشنهاد عاقلانه ای داد؛ اینکه نامه های بی امضا را روزهای آفتابی باز کنیم، یعنی وقتی مشغول تماشای طبیعت هستیم و برای خواندن نامه ها وقت نداریم.

نظر کاربران در مورد "کتاب خانه‌ی بی سقف"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

من این کتاب را خواندم، نه با خواندنش میخندید و نه گریه میکنید. واقعا به عنوان یک ناظر آن را مطالعه خواهید کرد. خوب زندگی آنها با فرهنگ ما کاملا فرق دارد، تفاوت زمدگی ما با آنها کاملا مشهود توصیف شده و بی طرف بخواهپ بگویم، ترازو خیلی به نفع نوع زندگی و فرهنگ ماست. کافیست یک مادر ایرانی را با مادرهایی که در این کتاب نام بردن، مثلا مادر شخصیت اول مقایسه کنیم تا اوج بدبختی آنها و خوشبختی خودمان را بفهمیم. اصلا قابل مقایسه نیستند.سطحی بودن شخصیتهای زن آدم را متعجب میکند...

1400/05/12 | توسطکاربر سایت
1
| |