کتاب قتل در خانه کشیش

Murder at the Vicarage
کد کتاب : 2714
مترجم :
شابک : 9789643635756
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 307
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1930
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 20 تیر

معرفی کتاب قتل در خانه کشیش اثر آگاتا کریستی

"قتل در خانه کشیش" نخستین اثر از مجموعه داستان های "خانم مارپل" است که بانوی معماهای پلیسی، "آگاتا کریستی" آن را در اوج قدرت قلم خود به نگارش درآورده است. "سنت مری مید" شهری است خاموش که اغلب اتفاق خاصی در آن رخ نمی دهد. با این حال بانوان شهر سر از کار همه در می آورند و پیرامون آن شایعه پراکنی می کنند. داستان از زبان "لئونارد کلمنت" کشیش شهر روایت می شود که ظاهرا مردی صادق، مهربان و گاهی بیش از اندازه جدی و بی احساس است. وی همسری دارد به نام "گریسلدا"؛ که به نظر می رسد خیلی بانوی مناسبی برای خانه کشیش محسوب نمی شود. "گریسلدا" نه می شورد و نه می پزد، مرتب کشیش را عصبانی می کند اما حقیقتا او را دوست دارد و کشیش هم با وجود اختلاف سنی زیادی که بین آنها وجود دارد، از ته دل عاشق "گریسلدا" است.
یک شب "لئونارد کلمنت" به خانه کشیشی بر می گردد، اما در آن جا کسی منتظرش نیست به جز جسد "کلنل پروتر" که به قتل رسیده است. "کلنل پروتر" شخصیت محبوبی در شهر به حساب نمی آمد و کسی از مرگش ناراحت نمی شد؛ اما با توجه به شخصیت منفور او، ممکن است افرادی بوده باشند که بخواهند او را به قتل برسانند. پلیس دست به کار می شود اما چیزی جز پیچیدگی بر معمای پرونده ی "قتل در خانه کشیش" نمی افزاید. خوشبختانه شهر، "خانم مارپل" را دارد و او با چشمان تیز و ذهن کنجکاوش شروع به پیگیری "قتل در خانه کشیش" می کند. حالا باید دید "خانم مارپل" در نخستین معمای قتل خود که به قلم "آگاتا کریستی" ایجاد شده، چگونه عمل می کند.

کتاب قتل در خانه کشیش

آگاتا کریستی
آگاتا کریستی، زاده ی ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ و درگذشته ی ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶، نویسنده ی انگلیسی داستان های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود.آگاتا کریستی با نام اصلی آگاتا مری کلاریسا میلر در شهر تورکی در ناحیه ی دوون انگلستان به دنیا آمد. پدر آمریکایی اش فردریک میلر نام داشت. مادرش کلارا بومر انگلیسی و از خانواده ای اشرافی بود. آگاتا به دلیل آمریکایی بودن پدر می توانست تبعه ی ایالات متحده نیز باشد، ولی هرگز از آن کشور تقاضای تابعیت نکرد. آگاتا دارای یک خواهر و یک برادر بود که هر دوی آن ها از وی بزرگ تر بودند.آ...
نکوداشت های کتاب قتل در خانه کشیش
When she really hits her stride, as she does here, Agatha Christie is hard to surpass.
زمانی که آگاتا کریستی شروعی با اعتماد به نفس را کلید می زند، همانطور که در اینجا این کار را کرده است، دیگر پیشی گرفتن از او کار هر کسی نیست.
Saturday Review of Literature

Agatha Christie taught me two things: that plotting mysteries was an art, and that a woman detective could be as strong a character as a male detective.
آگاتا کریستی دو چیز به من آموخت: یک اینکه طرح ریزی معمایی یک هنر است و دو اینکه یک کارآگاه زن می تواند به اندازه یک کارآگاه مرد شخصیتی قوی باشد.
Charles Todd

قسمت هایی از کتاب قتل در خانه کشیش (لذت متن)
-بله. مثل اینکه خود خانم پروترو دعوتش کرده. یا شاید هم او به خانم پروترو پیشنهاد داده. نمی دانم دقبقاچی بوده. رفته که کارهای اداری اش را انجام بدهد. ظاهرا خانم پروترو نامه های زیادی دارد که باید تایپ شود. شانسش گرفته. چون دکتر استون در مسافرت است و خانم کرام کار خاصی ندارد. این گورپشته هم عجب هیجانی ایجاد کرده. ریموند گفت: -استون؟ باستان شناس معروف؟ -بله در یک گورپشته کاوش می کند. توی ملک پروترو. ریموند گفت: مرد خوبی است. خیلی به کارش علاقه دارد. چند وقت پیش دریک مهمانی دیدمش و کلّی با هم صحبت کردیم. باید بروم ببینمش. گفتم: - متأسفانه برای تعطیلات آخر هفته رفته لندن. امروز عصر که خودتان توی ایستگاه قطار دیدیدش. -من شما را دیدم. مرد خیل قدکوتاهی هم همراهتان بود. عینک داشت. -بله، دکتر استون بود. -ولی آقای عزیز او که دکتر استون نبود. - نبود؟ - استون باستان شناس نبود. من خودم استون را می شناسم. این مرد دکتر استون نبود. کوچکترین شباهتی به استون نداشت. با تعجب به هم خیره شدیم. من بخصوص به خانم مارپل نگاه کردم. گفتم: -خیلی عجیب است. خانم مارپل گفت: -چمدان! گریسلدا گفت: -ولی چرا؟ -یادم می آید یک وقتی مردی دوره افتاده بود و وانمود می کرد بازرس شرکت گاز است. توی کار قاچاق بود. ریموند وست گفت: -عجب شیادی! واقعا خیلی جالب است. گریسلدا گفت: - مسئله این است که آیا این موضوع با قتل ارتباط دارد؟ گفتم: -نه لزوما ولی... نگاه کردم به خانم مارپل.