1. خانه
  2. /
  3. کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند

کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند

نویسنده: کمال خسروی
3 از 1 رأی

کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند

(همراه با آثاری از: هانس گئورگ بکهاوس، هلموت رایشلت، ولفگانگ فریتزهاوگ)
Dialectical Materialism
انتشارات: نشر چشمه
ناموجود
567500
معرفی کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند
مارکس در «سرمایه» تحلیل خود را از کالا آغاز می‌کند و از بررسی ارزش و شکل‌های آن به پول، سرمایه و مناسبات پیچیده‌تر تولید سرمایه‌داری می‌رسد. اما آیا ترتیب این مفاهیم صرفا شیوه‌ای برای توضیح یافته‌های پژوهشی است یا از ضرورتی منطقی پیروی می‌کند که ساختار سرمایه‌داری را بازتولید می‌کند؟ کمال خسروی در کتاب «نقد دیالکتیک دستگاه‌مند» به مناقشه‌ای در فلسفه و نقد اقتصاد سیاسی می‌پردازد که بر سر همین پرسش شکل گرفته است. او با بررسی آرای گروهی از مارکس‌پژوهان معاصر، اعتبار روشی را می‌سنجد که می‌کوشد ساختمان مقولات اقتصادی را با الهام از منطق دیالکتیکی هگل بازسازی کند. در رویکرد معروف به «دیالکتیک دستگاه‌مند»، مقولات اقتصادی عناصری جداگانه نیستند که پژوهشگر صرفا آن‌ها را به ترتیبی مناسب معرفی کند. هر مقوله در نسبت با مقولات دیگر معنا می‌یابد و حرکت از مفهوم ساده‌تر به مفهوم پیچیده‌تر باید ضرورتی درونی داشته باشد. برای مثال، کالا واجد ارزش مصرفی و ارزش است و تحلیل این دوگانگی، ضرورت بررسی شکل پولی ارزش را پیش می‌کشد. مدافعان این رویکرد معتقدند چنین بازسازی‌ای می‌تواند پیوند درونی مناسبات سرمایه‌داری را آشکار کند و نشان دهد که چرا مقولات اقتصادی تنها در چارچوب یک کلیت اجتماعی مشخص فهم‌پذیرند. خسروی نخست به سراغ کوزو اونو و توماس سکین می‌رود؛ دو نظریه‌پردازی که در شکل‌گیری یکی از شاخه‌های مهم این رویکرد نقش داشته‌اند. او نظریهٔ «سرمایه‌داری ناب» و کوشش برای ارائهٔ «دیالکتیک سرمایه» را بررسی می‌کند و به مبانی روش‌شناختی آن‌ها اعتراض دارد. از دیدگاه خسروی، هنگامی که مناسبات سرمایه‌داری چنان از شرایط تاریخی و اجتماعی انتزاع شوند که حرکت مقولات اقتصادی بتواند ظاهرا مستقل از مناسبات واقعی انسان‌ها پیش برود، خطر تبدیل نقد اقتصاد سیاسی به دستگاهی منطقی و خودبسنده پدید می‌آید. مسئله برای او ضرورت انتزاع در پژوهش نیست؛ حدود و اعتبار انتزاعی است که ممکن است ویژگی تاریخی موضوع خود را کم‌رنگ کند. در مقالهٔ دوم، بحث به خوانش‌های معاصر دیالکتیک دستگاه‌مند گسترش می‌یابد. خسروی به‌ویژه با این گرایش مخالفت می‌کند که روش دیالکتیکی مارکس عمدتا به شیوهٔ عرضهٔ مقولات در «سرمایه» محدود شود. او بر تمایز میان پژوهش، بازنمایی و نقد تأکید دارد و معتقد است روش مارکس را باید در پیوند با سرشت تاریخی سرمایه‌داری و امکان دگرگونی آن فهمید. از این منظر، بازسازی روابط منطقی کالا، پول و سرمایه تنها بخشی از وظیفهٔ نقد اقتصاد سیاسی است. چهار متن ترجمه‌شدهٔ کتاب، اختلاف‌های درونی این مناقشه را روشن‌تر می‌کنند. نوشتهٔ هانس‌گئورگ بکهاوس دربارهٔ دیالکتیک شکل ارزش، بحث هلموت رایشلت دربارهٔ نسبت روش منطقی و تاریخی، نقد ولفگانگ فریتز هاوگ بر جریان خوانش جدید «سرمایه» و مقالهٔ برتل اولمن دربارهٔ دیالکتیک دستگاه‌مند، دیدگاه‌هایی را پیش روی خواننده قرار می‌دهند که لزوما با یکدیگر هم‌سو نیستند. حضور این متون امکان می‌دهد استدلال‌های خسروی در کنار صورت‌بندی‌های اصلی و انتقادی موضوع بررسی شوند. بااین‌حال، نقد خسروی خود با پرسشی جدی روبه‌روست. مدافع دیالکتیک دستگاه‌مند می‌تواند استدلال کند که کنار گذاشتن موقت جزئیات تاریخی، لزوما به معنای انکار تاریخ نیست و هدف بازسازی منطقی، شناخت روابط ضروری شیوهٔ تولید سرمایه‌داری در سطحی معین از انتزاع است. بنابراین برای اثبات کاستی این روش باید نشان داد که انتزاع موردنظر دقیقا کدام رابطهٔ اساسی را نادیده می‌گیرد یا به‌اشتباه توضیح می‌دهد. این اعتراض اهمیت دارد، زیرا نظریه‌پردازانی که ذیل عنوان دیالکتیک دستگاه‌مند قرار می‌گیرند، از مواضع یکسانی دفاع نمی‌کنند. «نقد دیالکتیک دستگاه‌مند» برای خوانندگان آشنا با فلسفهٔ هگل، نظریهٔ ارزش مارکس و روش‌شناسی علوم اجتماعی اثری تخصصی و مناقشه‌برانگیز است. اهمیت آن در گشودن اختلافی است که مستقیما به شیوهٔ خواندن «سرمایه» مربوط می‌شود: آیا پیوند منطقی مقولات اقتصادی به‌تنهایی می‌تواند موضوع نقد مارکس را توضیح دهد، یا فهم این پیوند مستلزم بازگشت مداوم به مناسبات تاریخی، اجتماعی و عملی تولید سرمایه‌داری است؟
درباره کمال خسروی
درباره کمال خسروی
کمال خسروی نویسنده و منتقد ایرانی می باشد.
دسته بندی های کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند
قسمت هایی از کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند

ما می توانیم روش مارکس در کاپیتال را" روش مارکس" بنامیم و از آن تصوری روشن و مستدل داشته باشیم. ما می توانیم روش مارکس را روشی "دیالکتیکی" بنامیم با ازآن تحت عنوان "دیالکتیک مارکس" یاد کنیم و با این وجه تشخص، آن را از رویکردهای قیاسی، تحلیلی و استعلایی متمایز کنیم. ما می توانیم با مشخص تر کردن این "دیالکتیک" با صفاتی مانند "انتقادی" و "انقلابی" روش مارکس را از بند های ایدئالیسم مطلق هگلی و ملزومات آن برهانیم و با این کار تعین تاریخی اش را، تاریخیتش را، و استوار بودنش را بر ماتریالیسم پراتیکی برجسته سازیم ...

مقالات مرتبط با کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند
آشنایی با انواع سبک های نگارش و شیوه استفاده از آن ها
آشنایی با انواع سبک های نگارش و شیوه استفاده از آن ها
ادامه مقاله
چرا و چگونه فلسفه بخوانیم
چرا و چگونه فلسفه بخوانیم

مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب نقد دیالکتیک دستگاه مند" ثبت می‌کند