کتاب وارونگی

Inversion
کد کتاب : 29019
شابک : 978-6002293701
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 124
سال انتشار شمسی : 1394
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 18 آذر
دسته بندی های کتاب وارونگی
قسمت هایی از کتاب وارونگی (لذت متن)
لنگه گوشواره خاله ناهید گم شد. یعنی از اول بین طلاهایش نبود کسی هم خیلی دنبالش نگشت مادر گفت خاله ات از بس قرص اعصاب می خورد خرفت شده است. حتما پیش ترها گم کرده بدتر از همه خود خاله نگار حلقه عروس را جا گذاشته بود لای جانماز مخمل سبز مکه ای و چون آقای عاقد چند جای دیگر هم مجلس داشت،مجبور شدند حلقه هدا را از دستش در بیاورند و بدهند به رضا که دست عروس بکند چون انگشت های عروس به باریکی مال هدا نبود حلقه جا نشد و عروس و داماد همانطور با حلقه وسط انگشت مانده عکس گرفتند بعد عقد رضا کفری تند رفت که خودش حلقه را از لای جانماز بیاورد که سرش محکم خورد به اتاق کوتاه در تالار و از دماغش خون راه افتاد اگر نن تاجی همان موقع می فهمید بس بود که بگوید این عروسی آخر عاقبت ندارد ولی نن تاجی فقط گفت در نو حالا حالاها غژو واغژ دارد.