کتاب انسان 250 ساله

250 year old man
نگاهی یکپارچه به سیره سیاسی و روش مبارزاتی ائمه (ع)
کد کتاب : 32836
شابک : 978-6006275215
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 447
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2012
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 85
زودترین زمان ارسال : 1 خرداد

معرفی کتاب انسان 250 ساله اثر آیت الله سید علی خامنه ای

"انسان 250 ساله" اثری است از "آیت الله سید علی خامنه ای" که در آن بیانات مقام معظم رهبری با "نگاهی یکپارچه به سیره سیاسی و روش مبارزاتی ائمه (ع)" به صورت مکتوب گردآوری شده است. این مجلد که حلقه ی دوم از حلقه های "انسان 250 ساله" است، بخشی از سخنرانی های "آیت الله سید علی خامنه ای" پیرامون حیات سیاسی و مبارزاتی امامان معصوم در بردارد. ایده ی اصلی کتاب "انسان 250 ساله" در کنگره ی جهانی امام رضا (ع) که در تیرماه سال 1365 برگزار شد، مطرح گردید و این چشم انداز نو، "نگاهی یکپارچه به سیره سیاسی و روش مبارزاتی ائمه (ع)" داشت.
این کتاب ارزشمند که در پانزده فصل، بیانات مقام معظم رهبری را در برگرفته، به نحوه ای تدوین و تنظیم شده که به ترتیب تاریخ زندگانی امامان از زمان پیامبر اسلام تا دوره ی امام جواد (ع)، امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) را مورد پوشش قرار بدهد. فصل نخست به خوانشی گذرا از حائز اهمیت ترین رویدادهای پس از بعثت نبی مکرم اسلام و تلاش های طاقت فرسای ایشان در شکل دادن به نهال نوپای حکومت اسلامی می پردازد. در ادامه به مساله ی امامت پرداخته می شود و سیره ی امیرالمومنین (ع) ، حضرت فاطمه ی زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) ، عملکرد حضرت زینب (س) و سفیران دشت کربلا، وضعیت سیاسی و اجتماعی بعد از حادثه ی عاشورا، ادامه ی سیره ی امامان از امام سجاد تا امام حسن عسکری و نهایتا مقصد نهایی "انسان 250 ساله" مورد بررسی قرار می گیرد. این کتاب ارزشمند یک مسیر معرفتی تازه را برای دوست داران اسلام و ائمه آشکار می کند که از دریچه ی نگاه نکته سنج مقام معظم رهبری امکان پذیر گشته است.

کتاب انسان 250 ساله

آیت الله سید علی خامنه ای
آیت الله سید علی حسینی خامنه (زادهٔ ۲۹ فروردین ۱۳۱۸، مشهد) معروف به سید علی خامنه‌ای، روحانی مسلمان، مجتهد، مرجع تقلید شیعی و امام جمعهٔ تهران و دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران است. وی طبق اصول ۱۰۷ و ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، عالی‌ترین مقام کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح محسوب می‌شود. او رئیس بنیاد دائرةالمعارف اسلامی نیز می‌باشد.آیت اللهخامنه‌ای از ۴ سالگی در مکتب‌خانه شروع به تحصیل کرد. سپس به مدرسهٔ ابتدایی رفت و بعد از پایان تحصیلات ابتدایی وارد حوز...
قسمت هایی از کتاب انسان 250 ساله (لذت متن)
جنگ نظامی را امام حسن با آن دشمنی که قبلا باید افشا بشود و سپس با آن مبارزه بشود متوقف کرد تا جنگ سیاسی، جنگ فرهنگی، جنگ تبلیغاتی و جنگ اسلامی خود را با او شروع بکند. نتیجه این شد، که بعد از آنی که امام حسن از دنیا رفت و امام حسین علیهماالسلام هم ده سال دیگر همان راه امام حسن را ادامه داد، وضعیت دنیای اسلام به آن جایی رسید که دیگر میتوانست فرزند پیغمبر - یعنی فرزندی از فرزندان پیغمبر - آنچنان شهادتی را بپذیرد که تا آخر تاریخ دنیا آن شهادت بماند همچنانی که ماند، و منشأ آثار مقاومت آمیز و بزرگ بشود همچنان که شد، و اسلام را زنده نگه بدارد همچنان که زنده نگه داشت؛ این کار امام حسن. در مورد کار امام حسن ما هیچ درصدد نمیآئیم از موضع دفاع حرف بزنیم که چرا صلح کرد و چه موجباتی داشت، امام حسن اگر صلح نمیکرد یقینا اسلام ضربه میدید؛ برای خاطر این که آن چهره افشا نشده بود، مردم هنوز حقایق را نمیدانستند، آنقدر نمیدانستند که هزاران نفر یا صدها هزار نفر از سربازان امام حسن حاضر شدند با آن طرفی که با امیرالمومنین جنگیده بود دیگر نجنگند. تبلیغات و پول و کارهای گوناگون سیاسی آنچنان جو بدی به وجود آورده بود که امام حسن اگر آن روز خود را و جان خود را و جان اصحاب نزدیک و معدود خود را از دست میداد چیزی از اسلام باقی نمیماند. بعد از چند سالی نام علی و نام حسن و نام حسین و نام افتخارات صدر اسلام و نام آن همه حوادث آموزنده اگر در لابلای کتابها میماند هم برای مدت زیادی نمیماند و به درستی و تحریف نشده نمیماند؛ این کار امام حسن بود. وقتی شما جمع بندی میکنید، میبینید کار امام حسن با کار امیرالمومنین، با کار امام حسین، با کار همه ی ائمه دارای یک مضمون و یک معنا است. آگاهانه مقاومت کردن، تکلیف را فهمیدن و ایستادن، و من به شما بگویم برادران و خواهران من، {امام حسین } امام حسن یکی از شجاعانه ترین اقدامها را برای انجام این تکلیف انجام داد، چرا؟ برای خاطر این که به دیگران، به پیغمبران، به پیغمبر اسلام، به امیرالمومنین، به همه ی ائمه فقط دشمنان بودند که طعن میزدند، اما پیچیدگی کار امام حسن و ظرافت آن موضع آنچنان بود که حتی دوستان او هم به او طعن میزدند. حجربن عدیها هم نمیدانستند و به او «یا مذل المومنین» میگفتند اما صبر کرد.