کتاب چگونه افراد را به انجام کاری ترغیب کنیم

How to Get People to Do Stuff
کد کتاب : 33468
مترجم : علی رضازاده
شابک : 978-6222201227
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 312
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 8 مهر

معرفی کتاب چگونه افراد را به انجام کاری ترغیب کنیم اثر سوزان وینشنک

واقعا چگونه می توانیم " افراد را به انجام کاری ترغیب کنیم؟"
فرض بگیرید که خواهان این هستید که مشتری های شما از شما بیشتر خرید کنند. با فروشندگان دیگر معامله های خوبی انجام بدهند ، کارمندان شما ابتکار عمل بیشتری داشته باشند یا همسرتان بیشتر به شما رسیدگی کند. در واقع شما چگوه خواسته خود را به دیگران تحمیل می کنید؟
به جای استفاده از تاکتیک های معمول خود که گاهی اوقات موثر هستند و گاهی اوقات نه ، چه می شد اگر می توانستید از قدرت روانشناسی و علم مغز استفاده کنید و به مردم انگیزه دهید کارهایی را که می خواهید انجام دهند - حتی باعث شود مردم بخواهند کارهای شما را با اشتیاق انجام دهند.

در این کتاب شما 7 انگیزه را یاد خواهید گرفت: انگیزه برای تسلط ، نیاز به تعلق ، قدرت داستان ها ، غرایز ، عادت ها و ترفندهای ذهن. برای هر یک از 7 محرک، دکتر سوزان وینسنک روانشناسی رفتاری ، تحقیقات زیادی انجام داده است و در این کتاب تحت عنوان" چگونه افراد را به انجام کاری ترغیب کنیم "آنها را با شما در میان گذاشته است.

در اینجا چند چیز مهم یاد خواهید گرفت:
هرچه انتخاب افراد بیشتر شود ، از انتخابی که می کنند بیشتر احساس پشیمانی می کنند.
اگر می خواهید افراد کمتر حسرت بخورند ، گزینه های کمتری به آنها ارائه دهید.
اگر می خواهید مردم مستقل عمل کنند ، پس به پول اشاره کنید ، اما اگر می خواهید مردم با دیگران کار کنند یا به دیگران کمک کنند ، پس مطمئن شوید که هدف آنها صرفا پول نیست ...

کتاب چگونه افراد را به انجام کاری ترغیب کنیم

سوزان وینشنک
سوزان وینشنک (متولد 24 دسامبر 1953 ، سیراکیوز ، نیویورک ، ایالات متحده آمریکا) روان شناس رفتاری است که از سال 1985 در زمینه طراحی و تجربه کاربری فعالیت می کند. او پنج کتاب در زمینه تجربه کاربر در سیستم های رایانه ای منتشر کرده و در کنفرانس های بسیاری سخنرانی کرده است.
دسته بندی های کتاب چگونه افراد را به انجام کاری ترغیب کنیم
قسمت هایی از کتاب چگونه افراد را به انجام کاری ترغیب کنیم (لذت متن)
اول باید بدانید که نمی توانید افراد را به انجام دادن کاری وادار کنید، مگر اینکه در برخی از سطوح، آن ها بخواهند آن کار را انجام دهند. می توانید مردم را به انجام دادن کارها تشویق کنید، یا موقعیت هایی را ایجاد کنید که بتوانند انگیزه ها و محرک های خودشان را به کار گیرند، اما کنترل کاملی روی آن ها ندارید. هدف این است که از افراد بخواهید کارهایی را انجام دهند که می خواهند انجام دهند. ابتدا از مردم بخواهید قبل از اینکه کاری را انجام دهند به آن فکر کنند، بعد آن ها را تشویق کنید به نحوی رفتار کنند که به کل جامعه خدمتی کرده باشند ( برای مثال، در انرژی صرفه جویی کنند، با دیگران مهربان باشند و پولشان را برای اهداف ارزشمند و امور خیریه اهدا کنند ) . این کار به نظر من درست است و فکر می کنم بیشتر مردم موافق باشند. اما چطور افراد را برای خرید چیزی ترغیب کنیم؟ به تازگی به عنوان یک مشاور و ناظر متخصص برای دولت ایالات متحده در پرونده های مربوط به کلاهبرداری اینترنتی استخدام شده ام و حس خوبی دارم، زیرا می توانم موقعیت رفتارهای اخلاقی و غیراخلاقی را بهتر بررسی و درک کنم. به نظرم ارائه بهترین جنبه های محصول یا خدمات و تطبیق آن ها با نیازها و خواسته های مشتریان کار درستی است.

احتمالا تاکنون با خطای ادراکی-دیداری مواجه شدید که در آن چشم و مغز شما چیزی را می بینند که متفاوت از صورت واقعی آن است. ممکن است متوجه نشوید که خطاهای شناختی نیز وجود دارند. سوگیری هایی در نحوه فکر کردن ما وجود دارند. مغز ما برای رسیدن به نتیجه گیری سریع، ساخته شده است. این نتیجه گیری ها در واکنش سریع به محیط زیست مفید است، اما گاهی منجر به خطاهای شناختی می شود. آیا می دانستید که اگر اسم پول را بیاورید، مردم محتاط تر می شوند و کمتر به دیگران کمک می کنند؟ یا تمایل دارند اطلاعاتی را که با آن ها موافق نیستند، حذف کنند و می توانید از این فیلترها عبور کنید؟ می توانید از ایده خطاهای شناختی برای ترغیب مردم به انجام دادن کارها استفاده کنید.

برای چیزهایی که می خواست گریه می کرد و پسر پنج ساله ام به او نگاه می کرد و می گفت: « هنوز نمی دونی که در این خانواده با گریه کردن نمی تونی چیزی رو که می خوای به دست بیاری؟ » و بعد از این جمله دخترم ساکت می شد. پسرم درست می گفت. من با بیش از ده سال سابقه در کار روانشناسی و تجربه بچه داری تصمیم گرفتم تجربیات روانشناسی خود را به کار ببرم تا کودکانی انعطاف پذیر، دلسوز و سخت کوش تربیت کنم نه لجباز. از گریه کردن و لجبازی متنفر بودم. می توانستم از زمان تولد فرزندانم با آن ها کار کنم و این فرصت را برای افرادی که با آن ها در تعامل بودم نداشتم؛ اما به این نتیجه رسیدم که اگر بدانید چه چیزی به مردم انگیزه می دهد، می توانید کاری را که انجام می دهید و مطرح می کنید و آنچه از مردم می خواهید تغییر دهید و اصلاح کنید. برای ترغیب مردم، می توانید استراتژی ها و روش های خود را تغییر دهید.