کتاب ملا صالح

Mola Saleh
(سرگذشت شگفت انگیز مترجم اسرای ایرانی در عراق)
کد کتاب : 35310
شابک : 978-6008200420
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 288
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 58
زودترین زمان ارسال : 19 آذر
رضیه غبیشی
رضیه غبیشی همسر پاسدار شهید جانباز حاج محمود عطشانی، دارای ۴ فرزند پسر که ۳ تا از فرزندان این خانم نویسنده در بحبوحه ی جنگ به دنیا آمده اند. خانم غبیشی در جنگ به عنوان مترجم و تدارکات و روابط عمومی سپاه فعالیت کرده است. در تاریخ ۷/۱۲/۵۹ ازدواج کرده و به علت محاصره ی شهر به بندر چوئبده رفته و بعد از آن به جزیره مینو رفته و شرو ع به نوشتن خاطرات جنگ کرده، که کتاب منتشر شده از این بانوی نویسنده گنجینه ی رنج می باشد
قسمت هایی از کتاب ملا صالح (لذت متن)
یک روز مثل روزهای گذشته که گاهی با رعب و وحشت و انتظار رهایی می گذشت، دروازه بزرگ ساختمان استخبارات باز شد و ماشین حامل اسیران تازه وارد داخل محوطه حیاط شد. مثل هر بار به سرعت به حیاط رفتم تا پیش از رفتن اسرا به اتاق بازجویی آن ها را تحویل بگیرم و تخلیه اطلاعاتی کنم. در حلقه شان ایستاده بودم: آقایان! من اسمم صالح البحّار است. مثل شما اسیر و مترجمتان هستم. با من همکاری کنید و هیچ نترسید. من در اتاق بازجویی کنارتان هستم و تا آنجا که بتوانم، با شما همکاری می کنم. به نفعتان است جواب سوالاتشان را بدهید. البته من نیز چیزی که به ضرر شما باشد، برایشان ترجمه نمی کنم. اسرا با نگرانی و ترس به من نگاه می کردند. خوف و وحشت و بی اعتمادی در نگاهشان موج می زد. خسته و گرسنه و بی رمق بودند. چاره ای نبود، باید آن ها را آماده می کردم. ادامه دادم: قبل از شما خیلی ها آمدند اینجا که اگر کمکشان نمی کردم، کارشان تمام بود. حواستان باشد، فریب وعده هایشان را نخورید. قول پناهندگی شان را قبول نکنید؛ چون شما را به خارج نمی فرستند. این ها فقط می خواهند از شما سوءاستفاده کنند و...