1. خانه
  2. /
  3. کتاب انسان پاره پاره

کتاب انسان پاره پاره

3.5 از 1 رأی

کتاب انسان پاره پاره

L'Homme disloqué
٪10
320000
288000
معرفی کتاب انسان پاره پاره
انسان معاصر بیش از هر دوره‌ای از تاریخ به ابزارهای شناخت، محاسبه و کنترل مجهز شده است، اما آیا این توانایی روزافزون او را به موجودی عقلانی‌تر تبدیل کرده است؟ چگونه ممکن است جهانی که تقریبا همه فعالیت‌هایش را با علم و فناوری سازمان می‌دهد، هم‌زمان شاهد بی‌اعتبارشدن حقیقت، گسترش رفتارهای غیرعقلانی و اشتیاق فزاینده به تجربه‌های فوری باشد؟ نیکلا گریمالدی، فیلسوف فرانسوی، در کتاب «انسان پاره پاره» این تعارض را موضوع تأملی فلسفی قرار می‌دهد. کتاب که نخستین بار در سال ۲۰۰۱ با عنوان «L'Homme disloqué» از سوی انتشارات دانشگاهی فرانسه منتشر شد، به بررسی بحران خودآگاهی انسان معاصر می‌پردازد؛ بحرانی که به باور نویسنده، ممکن است نشانه پیدایش صورتی متفاوت از زندگی انسانی باشد. گریمالدی بحث را از احساس آشنای زوال و انحطاط آغاز می‌کند. فلوبر، بودلر و شارل پگی، هرکدام در زمانه خود، از آینده تمدن اروپایی و گسترش تباهی فرهنگی و اجتماعی ابراز نگرانی کرده‌اند. تکرار چنین پیش‌بینی‌هایی پرسشی مهم پدید می‌آورد: آیا انسان‌ها همواره تصور می‌کنند جهانشان در آستانه فروپاشی است، یا بعضی دوره‌های تاریخی واقعا با دگرگونی‌هایی روبه‌رو می‌شوند که استمرار گذشته را نامطمئن می‌‌کند؟ گریمالدی این احتمال دوم را جدی می‌گیرد. نگرانی او صرفا از دست رفتن ارزش‌های قدیمی نیست؛ مسئله این است که شاید انسان آینده چنان با ما تفاوت داشته باشد که دیگر نتوانیم تجربه‌ها، آثار و شیوه‌های اندیشیدن خود را در او بازشناسیم. مفهوم «پاره‌پارگی» در کتاب از همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند. گریمالدی انسانی را توصیف می‌کند که زندگی‌اش بیش از پیش در شبکه‌ای از واسطه‌های علمی، فنی و سازمانی قرار گرفته، اما در همان حال مشتاق دسترسی بی‌واسطه به جهان است. او برای انجام کارهایش به نظام‌های پیچیده وابسته است، ولی می‌خواهد خواسته‌هایش بی‌درنگ برآورده شوند. در محیطی زندگی می‌کند که رفتارهایش به شیوه‌های گوناگون تنظیم و مشروط شده‌اند، اما خود را از ضرورت پایبندی به قواعد مستقل می‌پندارد. همه‌چیز را محاسبه می‌کند و بااین‌حال، ممکن است تسلیم هیجان‌ها و رفتارهایی شود که از کنترل عقلانی او بیرون‌اند. پاره‌پارگی در این معنا وضعیتی است که در آن شیوه‌های مختلف‌بودن و عمل‌کردن انسان دیگر به‌آسانی با یکدیگر سازگار نمی‌شوند. نویسنده از خلال این تعارض‌ها، نسبت پیشرفت فنی با دگرگونی خودآگاهی را بررسی می‌کند. پرسش او این نیست که علم و فناوری ذاتا زیان‌بارند، بلکه می‌خواهد بداند چرا گسترش عقلانیت ابزاری ضرورتا به افزایش اعتبار عقل در زندگی انسانی نمی‌انجامد. جامعه‌ای ممکن است در سازمان‌دهی وسایل و پیش‌بینی نتایج بسیار توانمند باشد، اما درباره اهدافی که باید دنبال کند، به توافقی عقلانی نرسد. از این منظر، بحران حقیقت و گسترش میل به فوریت با ساختار زندگی جدید ارتباط پیدا می‌کنند. انسان توانایی‌های تازه‌ای برای تسلط بر جهان به دست آورده است، بی‌آنکه روشن باشد این توانایی‌ها به انسجام بیشتری در تجربه او منجر شده‌اند. امتیاز کتاب در صورت‌بندی همین ناسازگاری‌هاست. گریمالدی با نثری پرسشگر، تصور ساده پیشرفت خطی تمدن را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد افزایش قدرت فنی را نمی‌توان بی‌درنگ با تعالی انسانی یکسان گرفت. بااین‌حال، تشخیص او نیز از نقد مصون نیست. تعمیم ویژگی‌هایی چون بی‌اعتنایی به حقیقت یا میل به تجربه فوری به کلیت انسان معاصر، بدون بررسی دقیق تفاوت‌های اجتماعی و تاریخی، ممکن است تصویری یکدست از وضعیت پیچیده جهان جدید بسازد. همچنین از وجود تعارض میان عقلانیت فنی و رفتارهای غیرعقلانی، به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت انسان امروز از نظر ماهوی از انسان گذشته جدا شده است. این احتمال همچنان به استدلال و شواهد بیشتری نیاز دارد. «انسان پاره پاره» برای خوانندگانی که به فلسفه انسان، بحران مدرنیته و نسبت فناوری با زندگی انسانی علاقه‌مندند، مجالی برای بازاندیشی فراهم می‌کند. کتاب به‌ویژه از آن رو خواندنی است که احساس مبهم ناآرامی در برابر جهان جدید را به مجموعه‌ای از پرسش‌های مشخص فلسفی تبدیل می‌کند. آنچه پس از خواندنش باقی می‌ماند، مسئله‌ای است که به‌آسانی نمی‌توان از آن گذشت: اگر انسان در طول تاریخ همواره تغییر کرده است، چگونه می‌توان تشخیص داد دگرگونی‌های کنونی ادامه همان تاریخ‌اند یا نشانه گسستی که حتی معنای انسان بودن را دگرگون خواهد کرد؟
دسته بندی های کتاب انسان پاره پاره
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب انسان پاره پاره" ثبت می‌کند